تلخ کامی تلخ تر از ذات

طلاق مسئله­ای تلخ است که همین تلخی باعث شده بسیاری از پژوهشگران اشتهایی برای قلم زدن و کاوش در آن نداشته باشند. اما آنچه که باعث می­شود این حلال تلخ بیش از ذاتش تلخ کامی به بار آورد، نحوه عملکرد خانواده­ها در مواجهه با طلاق است، که از این پدیده یک آسیب اجتماعی و زائل کننده اخلاقیات فردی و اجتماعی ساخته که در اکثر موارد خلاف آموزه­های اسلامی و انسانی، و خلاف سبک زندگی اسلامی است. از آنجا که مسئله طلاق با تمام مسائلی که حول آن بوجود می­آید، بویژه مسائل مربوط به حوزه اخلاقیات و آسیب­های اجتماعی مربوط به آن، همگی ذیل مقوله سبک زندگی مطرح­اند و خود مقوله سبک زندگی ذیل مجموعه مباحث فرهنگ به معنای عام آن قرار دارد، لذا شایسته است که پژوهشگران حوزه فرهنگ به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند. و همین نکته باعث شد که این حلال منفور موضوع این یادداشت قرار گیرد.

طلاق در سبک زندگی اسلامی تحت لوای «فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ»‏[۱] قرار دارد، که البته قبل از آن امر به سازش و آشتی در صورت امکان داده تا در حد ممکن از وقوع طلاق پرهیز شود اما زمانی که هیچ گونه راهی برای ادامه زندگی متصور نیست گزینه «جدایی به وجهی نیکو» که آخرین راهکار در سبک زندگی اسلامی است در پیش رو قرار می­گیرد.

در این آیه، یکى از مهمترین و حساب شده‏ترین دستورهاى مربوط به زندگى زناشویى، مطرح، و آن اینکه زن و مرد یا باید به طور شایسته با هم زندگى کنند، و یا به طور شایسته از هم جدا شوند. همانگونه که زندگى مشترک باید روى اصول صحیح و طرز انسانى و شایسته باشد، جدایى نیز باید خالى از هر گونه جار و جنجال و دعوى و نزاع و بدگویى و ناسزا و اجحاف و تضییع حقوق بوده باشد این مهم است که همانگونه که پیوندها با صلح و صفا انجام گیرد جدایی­ها نیز توأم با تفاهم باشد، چرا که ممکن است در آینده این زن و مرد بار دیگر به فکر تجدید زندگى مشترک شوند، ولى بدرفتاریهاى هنگام جدایى چنان جو فکرى آنها را تیره و تار ساخته که راه بازگشت را به روى آنها مى‏بندد، و به فرض بخواهند مجددا با هم ازدواج کنند زمینه فکرى و عاطفى مناسب ندارند، از سوى دیگر بالآخره هر دو مسلمانند و متعلق به یک جامعه، و جدایى توأم با مخاصمه و امور ناشایست نه تنها در خود آنها اثر مى‏گذارد که در فامیل دو طرف هم اثرات زیانبارى دارد، و گاه زمینه همکاریهاى آنها را در آینده به کلى بر باد مى‏دهد. «امساک و جدایى به معروف» معنى وسیعى دارد که هر گونه شرائط واجب و مستحبّ و برنامه‏هاى اخلاقى را دربر مى‏گیرد و مجموعه‏اى از آداب اسلامى و اخلاقى را در ذهن مجسم مى‏کند.(تفسیر نمونه، ذیل آیه مذکور)

جامعه و خانواده­ها باید به این بلوغ برسند و خود را در برابر این پرسش قرار دهند که چه لزومی دارد زمانی که دو فرد نمی­توانند بایکدیگر زندگی کنند و هیچ راه سازش موثری هم باقی نمانده دو خانواده و گاهی دو طایفه باهم به نزاع و ستیز برخیزند و حرمت­های فی مابین را از میان بردارند؟ مسئله «جدایی شایسته» فارغ از بحث طلاق در هر رابطه­ای متصور و نیکو است، و یک اصل در سبک زندگی اسلامی، و اخلاقی حسنه در حوزه فرد و اجتماع محسوب می­گردد. چه خوب و پسندیده است که انسان نه فقط در زندگى زناشویى خویش، بلکه در هر گونه ارتباطات و برنامه­های مشترک، مادامی که قادر به همکارى شایسته است ادامه دهد و هر گاه ادامه آن رابطه و یا دوستی دیگر مقدور نبود به طرزی نیکو و شایسته جدا شود. این مسئله یک اصل مهم است که متاسفانه در جامعه کنونی کمرگ شده. برگرداندن این اصل مغفول در متن جامعه و وارد کردن آن به الگوی رفتاری، محتاج به آموزش و صدالبته به ورود نهادهای مسئول در امر تربیت و فرهنگ است. در این بین از نقش رسانه­ها و مطبوعات نمی­توان غافل ماند، که البته سالهاست که شاهد تزریق فرهنگ متضاد با طلاق اسلامی در برخی از رسانه­ها هستیم و ادعای اینکه مقصر در بوجود آمدن بخش عمده­ای از وضع موجود همین رسانه­های غیرمتعهداند، به گزافه نیست.

[۱] – سوره طلاق: آیه ۲؛ (به وجهى نیکو از آنها جدا شوید)

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.