%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87

جمعیت و خانواده در اسلام؛ بخش سوم

این نوشتار خلاصه مطالبی است که تحت عنوان درس دانش خانواده و جمعیت در دانشگاه در طول سه ترم تدریس کردم

عوامل تحکیم خانواده:

مقصود از تحکیم خانواده، فراگیری اصل اعتدال میان همگان، حاکمیت اخلاق و حفظ حقوق همه‌ی اعضاست. اگر هدف از برقراری زوجیت و تشکیل خانواده‌، به تعبیر قرآن، لتسکونوا الیها ،است پس لازم است که همه‌ی رفتارها و تعاملات در راستای تحقق این هدف باشد و منظور از تحکیم، به کمال رساندن همین سکونت است که با کمترین ظلم، نامردی و تحقیر حتی یک عضو در خانواده، سازگار نیست.

  • عوامل برن خانوادگی؛
  • فرهنگ و محیط های اجتماعی: صبوری، مدارا، حفظ عفت، پایبندی به خانواده و همسر یا برعکس پرخاشگری، عدم سازش، طغیانگری و بی‌بندوباری از ویژگی‌هایی است که خانواده‌ها تا حدود زیادی از محیط خود می‌آموزند. بنابراین، یکی از عوامل مؤثر در تحکیم روابط خانواده، داشتن محیطی سالم و هدایتگر است. تأکید اسلام بر طهارت محیط، حفظ حدود الهی در جامعه و صیانت از فرهنگ اجتماعی از طریق امر به معروف و نهی از منکر، همه به دلیل تأثیر قهری مفاسد بر فرد و خانواده است. این نکته‌ی مهم از آیه‌ی کریمه‌ی «کنتم خیرُ امهٍ اُخرِجَت للناس تأمُرون بالمعروف و تنهون عن المنکر…» (آل‌عمران۱۱۰) به دست می‌آید که خداوند امت مسلمان را به شرط امر به معروف و نهی از منکر، بهترین امت می‌نامد؛ زیرا اصلاح محیط، از وظایف واجب مسلمین است. لذا در روایات تاکید به امر به معروف شده و عدم امربه معروف و نهی از منکر را از نشانه های انحطاط اخلاقی یک جامعه برشمردند.….. .

مسئله جبر محیط: امروز مسئله «جبر محیط» براى بسیارى از مردم یک عذر شده است. از فردى مى‏پرسند: آقا تو چرا این‏جور هستى؟ یا خانم! تو چرا لخت بیرون مى‏آیى؟ مى‏گوید: دیگر محیط است، محیط اینچنین اقتضا مى‏کند. به آن دیگرى مى‏گویند: تو چرا در مجالسى که شرکت در آن مجالس حرام است شرکت مى‏کنى؟ نشستن بر سر سفره‏اى که در آن شراب نوشیده بشود، ولو براى خوردن نان حلال، حرام است. چرا در چنین مجلسى شرکت مى‏کنى؟ مى‏گوید: اوضاع و شرایط اینجا اینچنین اقتضا مى‏کند، چه کنیم، محیط فاسد است. چرا بچه هایت مى‏روند فیلمهاى خطرناک مى‏بینند؟ مى‏گوید:

خوب دیگر، محیط است، مگر مى‏شود جلویش را گرفت؟! چرا به مسجد نمى‏روند؟

محیط فاسد است! مسئله جبر محیط براى عده‏اى یک عذر شده است.

از نظر اسلام این عذر به هیچ وجه مسموع نیست. محیط فاسد است، محیط اجازه نمى‏داد، در این محیط بهتر از این نمى‏شد عمل کرد، از نظر اسلام عذر غیرمسموع است. یعنى ما در درجه اول وظیفه داریم محیط خودمان را براى یک زندگى اسلامى مساعد کنیم ولى اگر محیطى که در آن هستیم به شکلى است که ما قادر نیستیم آن را به شکل یک محیط اسلامى و جوّ خودمان را به شکل یک جوّ اسلامى دربیاوریم، و احساس کنیم که در این جوّ و محیط، ایمان خودمان، ایمان زنمان، ایمان بچه هایمان، نسل آینده‏مان از بین مى‏رود، اسلام مى‏گوید محیط را رها کن. رها کردن محیط هم لزومى ندارد که معنایش این باشد که انسان شهرى را رها کند به شهر دیگر برود یا کشورى را رها کند به کشور دیگر برود، بلکه در مورد محله‏ها هم صدق مى‏کند. در شهرهاى بزرگ مانند تهران، نسبت به محله‏ها صدق مى‏کند؛ یعنى یک محله مى‏تواند اسلامى باشد، جوّش مى‏تواند جوّ اسلامى باشد و بچه انسان که در آن محل بزرگ مى‏شود، تا حدى با آداب و تعالیم و تربیت اسلامى بزرگ مى‏شود. اگر ما منطقه را عوض کنیم و به منطقه دیگرى برویم، جوّ عوض مى‏شود. مثلًا در بازاریها شاید این مطلب بیشتر از دیگران صدق کند؛ در یک محیط اسلامى زندگى مى‏کنند، مثلًا وسط شهر، جنوب شهر. البته غیر از جنوب شهر هم‏ بسیارى از محلات جوّ اسلامى دارد، ولى هست در این شهر محله‏ها و کوچه‏ها و جوّهایى که واقعاً اگر انسان زن و بچه‏اش را به آنجا ببرد، آن همسایه‏هایى که بر آنجا احاطه پیدا کرده‏اند، آن نبودن مسجد در آنجا، اینکه در آنجا چشم زن و بچه به یک زن و مردى که شعائر اسلامى را رعایت کنند هرگز نمى‏افتد، مسجدى وجود ندارد، جلسه وعظى وجود ندارد، اسم خدایى شنیده نمى‏شود، اسلامى شنیده نمى‏شود، برعکس به هر خانه که نگاه مى‏کنى، صبح یک انسان بیرون مى‏آید در حالى که یک سگ هم دارد او را بدرقه مى‏کند، در اتومبیلش هم یک سگ هست، آوازى جز آواز موسیقى و لهو و لعب در آنجا شنیده نمى‏شود، به انسانى جز انسانهایى که هیچ علامتى از اسلام ندارند انسان برخورد نمى‏کند، [این امور بر آنها تأثیر مى‏گذارند.]

البته ممکن است در خود آن پدر و مادر چون در جوّها و فضاهاى اسلامى بزرگ شده‏اند تأثیرى نکند؛ آنها اگر بیست سال هم آنجا بمانند تغییرى نمى‏کنند یا چندان تغییرى نمى‏کنند، ولى بچه‏اى که از دو سالگى چشم باز مى‏کند چنین محیطى را مى‏بیند، به‏طور قطع و یقین دیگر به صورت یک بچه مسلمان بیرون نخواهد آمد.

اینجا تکلیف چیست؟.

افرادى که به چنین محله‏ها مى‏روند، اولین وظیفه‏اى که دارند این است که این محیط را تبدیل کنند به محیط اسلامى. وقتى مى‏روید آنجا و مى‏بینید در اطراف آنجا مسجدى وجود ندارد، کوشش کنید مسجد به وجود بیاورید. مسجدِ تنها هم کارى نمى‏کند، اینکه مسجدى و نماز جماعتى باشد و خبر دیگرى نباشد کارى نمى‏کند؛ مسجد باشد، جلسه باشد، وعظ باشد، قرائت قرآن باشد، تبلیغ اسلام باشد. اگر چنین کارهایى صورت بگیرد، نه تنها انسان [با هجرت خود] تخلفى نکرده است بلکه سبب تبلیغ و ترویج اسلام شده است. در قدیم الایام این حرفها نبود، شهرها کوچک بود؛ همه شهر یک حکم را داشت، آن سر شهر و این سر شهر یک حکم را داشت. اما در شهرهاى بزرگى مثل تهران هر محله‏اش یک حکم مخصوص به خود دارد.

قرآن در این زمینه (هجرت) مى‏فرماید: انَّ الَّذینَ تَوَفَّیهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمى انْفُسِهِمْ قالوا فیمَ کُنْتُمْ قالوا کُنّا مُسْتَضْعَفینَ فِى الْارْضِ قالوا الَمْ تَکُنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِروا

فیها «۱». گروهى هستند که وقتى فرشتگان الهى براى قبض روح اینها مى‏آیند، وضع اینها و به اصطلاح امروز پرونده اینها را خیلى خراب مى‏بینند. به اینها مى‏گویند: شما در چه وضعى بسر مى‏برید؟ چرا اینچنین؟! چرا اینقدر سیاه و تاریک؟! آنها از این عذرهایى که در دنیا براى انسانها ذکر مى‏کنند و به خیال خودشان عذر است مى‏آورند: کُنّا مُسْتَضْعَفینَ فِى الْارْضِ ما یک مردم بیچاره دست نارسى بودیم، در یک گوشه زمین افتاده بودیم. ما که دستمان به علم نمى‏رسید، به عالم نمى‏رسید، به معلم نمى‏رسید. ما چه مى‏دانستیم اسلام چیست، حقیقت چیست. کسى به ما چیزى نمى‏گفت. ما یک جایى بودیم که دستمان به چیزى نمى‏رسید. محیط ما فاسد بود، مساعد نبود. آیا فرشتگان این عذر را قبول مى‏کنند و مى‏گویند بسیار خوب، پس شما معذورید، خدا هم شما را عذاب نخواهد کرد؟ آیا مى‏گویند اینکه محیط شما فاسد بوده تقصیر شما نبوده؟ نه، به آنها مى‏گویند: قالوا الَمْ تَکُنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِروا فیها آیا زمین خدا فراخ نبود؟ شما را بسته بودند به همین سرزمین و محیط فاسد؟ آیا همه جاى دنیا مانند همین محیط شما بود؟ یا بود در دنیا جایى که اگر شما به آنجا هجرت و مسافرت و کوچ مى‏کردید، محیط صددرصد مساعد بود؟ چرا این کار را نکردید؟ الَمْ تَکُنْ ارْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِروا فیها آیا زمین خدا فراخ نبود؟ آیا نمى‏توانستید هجرت کنید؟ این محیط فاسد است، محیط دیگر؛ چرا به محیط دیگر نرفتید؟.

این است که در اسلام به طورکلى هجرت کردن یعنى خانه و لانه و زندگى را رها کردن، وطن را رها کردن و به جایى رفتن که در آنجا ایمان نجات پیدا کند، یک مسئله اساسى است و حکمش هم براى همیشه باقى است؛ منسوخ نشده و اختصاص به مهاجرین صدر اول ندارد.

  • اقتصاد؛ از دیگر عوامل پیرامونی مؤثر در روابط خانواده، اقتصاد کلان در جامعه است. از آن‌جا که میزان درآمد خانواده و رفاه نسبی مردم، متأثر از اقتصاد عمومی است، همه‌ی شئون خانواده، تحت تأثیر این جریان خواهد بود. اقتصاد ضعیف، خانواده‌های فقیر درپی خواهد داشت و روابط در خانواده‌ی فقیر با خانواده‌ی بی‌نیاز متفاوت است. در چنین خانواده‌هایی، تلاش پدر به تنهایی جوابگو نیست؛ مادر مجبور به کار در خارج از منزل است و گاه فرزندان نیز وارد بازار کار می‌شوند. این تلاش همگانی، اگر همراه با فرهنگ اشتغال جمعی نباشد و مادران و پدران نسبت به تنظیم روابط عاطفی با یکدیگر و فرزندان توجه نداشته باشند و درصدد جبران برنیایند، در فرهنگ روابط اعضا مؤثر خواهد افتاد و در خانواده ایجاد فاصله و تنهایی خواهد کرد. این نکته، از مسائل مهم مورد ابتلای مادران شاغل در سراسر جهان است؛ زیرا اشتغال مادران و جدایی آنان از کودکان در سنین مختلف از عواملی است که به انحای مختلف در روان کودک و تعادل رفتاری وی مؤثر می‌باشد.
  • خانواده‌های ماقبل؛ در خانواده‌های شرقی، از جمله ایرانی، خانواده‌ی جدید از خانواده‌های ماقبل (والدین زن و مرد) بریده نمی‌شود و همیشه یک وابستگی عاطفی و امدادی با آنان را حفظ می‌کند. پدران و مادران هم، چندان رضایتی در استقلال کامل زوج جوان ندارند. از این رو، گاه با دخالت‌های دلسوزانه‌ی خود زمینه‌ی اختلاف میان زوج جوان را فراهم می‌آورند. این ارتباطات گرچه از حیث روانی مطلوب است، اما چنان‌چه به افراط کشیده شود، مخرب خواهد بود. تفریط در این روابط هم آسیب زننده است. زیرا زوج‌های جوان تا مدت‌ها پس از ازدواج، نیازمند راهنمایی و توجه والدینشان می‌باشند و حذف حضور بزرگان به طور مطلق در تحکیم روابط اولیه زوجین، تأثیر منفی دارد. در تربیت فرزندان و رابطه‌ی والدین جدید با آنان نیز، حضور خانواده‌های ماقبل به عنوان مادربزرگ و پدربزرگ مفید است؛ البته حضوری معتدل، به نحوی که به نقش والدین اصلی لطمه نزند. حضور بزرگان در خانواده، در تحکیم روابط همسران و رابطه‌ی آنان با فرزندان مؤثر است و در بسیاری از مواقع، از سردی روابط و پراکندگی اعضا ممانعت می‌کند. به همین سبب خانواده‌های گسترده در گذشته و حال، از بسیاری آسیب‌های خانوادگی در امان بوده و هستند و میزان طلاق در آنان بسیار پایین است. اسلام بر ادامه‌ی رابطه فرزندان با خانواده‌های ماقبل تأکید دارد و آن را مایه‌ی برکت می‌داند. احترام به والدین، سرپرستی و نگهداری بزرگسالان و تأمین آن‌ها و هم‌چنین وجوب نفقه پدر، مادر، مادربزرگ و پدربزرگ از سفارشات اکید در روایات ائمه (ع) است. خداوند در قرآن کریم، تکریم والدین را در چندین مورد توصیه می‌کند:

ـ احسان به پدر و مادر، وصیت خداوند است. «و وصینا الانسان بوالدیه حسناً. (عنکبوت، ۸ ؛ احقاف، ۱۵ )

ـ بعد از شکر خداوند، والدین را شکرگزاری کنید. «و وصینا الانسان بوالدیه… ان اشکرلی و لوالدیک و الی المصیر.» (لقمان، ۱۴)

ـ احسان به پدر و مادر، سفارش خداوند بعد از سفارش به پرستش خود است. «واذ اخذنا میثاق بنی‌اسرائیل لاتعبدون الاّ الله و بالوالدین احساناً و ذی‌القربی…» (بقره، ۸۳) . روشن است که احسان مرتبه‌ای بالاتر از احترام و اطاعت است. در مکتب اسلام، احترام به هر بزرگتری وظیفه است و اطاعت از هرکس که به انسان خدمتی کرده، از ادب و اخلاق شمرده می‌شود، اما والدین جایگاه احسان را دارند، نه فقط احترام و اطاعت را.

عوامل درون خانوادگی:

  • توجه به تفاوتهای شخصیتی زن و مرد(زبانشناسی جنسیتی):

*عاشقی به معشوق خود رسید و گفت:

گفتم دل و جان درسرکارت کردم                               هرچیز که داشتم ، نثارت کردم

معشوق یک نگاه طعنه آمیز به او کرد و گفت:

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی                     آن ، من بودم که بی قرارت کردم

بسیاری از خانواده ها درگیر بحث محبت هستند به ویژه خانم ها که بیشتر دغدغه ی محبت دارند. نکته ایی که دراین زمینه باید بسیار روی آن تاکید نمود ، توجه به تفاوت شخصیتی زن و مرد است .

ساده تر بگویم اگر یک فرانسوی قشنگ ترین حرف ها را به زبان فرانسه به یک فارسی زبان بگوید هیچ اثری نخواهد کرد. همین گونه است اگر یک مرد قشنگ ترین حرف هارا به زبان مردان به همسرش بگوید و یازن با توجه به نیاز خودش با همسرش سخن محبت آمیز بگوید مطمئنا تاثیر نخواهد داشت.

– برخی از مهمترین تفاوت ها:

*آقایان غالبا عقلانی هستند اما خانم ها احساسی اند . برای مثال، یک خانم می گوید: جادویش کرده اند، یا چیزی به او خورانده اند ( بخت فلانی را بسته اند ) ویک مرد می گوید: ( من تا نبینم ، فلان چیز را باور نمی کنم )

*مردها با چشم زیبایی را را تعریف می نمایند، ولی خانم ها با گوش ، مظهر زیبایی را دریافت می کنند . مردها به وضعیت جسمانی زنان بیشتر اهمیت می دهند ، اما زن ها به وضعیت اجتماعی مردان(برای زنها این مهم است که مردش در جامعه چه جایگاهی دارد و مردم درباره وی چه میگویند) .

*کلمات عاشقانه زنان واژگانی است که ناز زنان را زیاد کند، درحالی که کلمات عاشقانه مردان، واژهایی است که غرور آنها را زیادمی کند.

*آقایان سکوت را بخصوص هنگام خستگی و گرفتاری ، دوست دارند وزنان گفت وگو و مذاکره را دوست دارند. از این رو، مرد باید هنر گفت و گو را یاد بگیرد و زن نیز باید به سکوت مرد بها دهد به ویژه هنگام ورود مرد به خانه که توجه زن و شوهر به این تفاوت، انتظارات را منطقی می کند. مردان در سکوت به آرامش میرسند و زنها در صحبت کردن با معشوق. زنها هنگامی که اضطراب دارند گرایش به حرف زدن دارند و مردها در زمان اضطراب به لاک خود میروند وسکوت میکنند……(لذا بعد میهمانی ها و در هنگام خداحافظی شروع به حرف زدن باهم میکنند همین استرس بعد میهمانی است…..)

*منظور آقایان از گفت و گو ، جنبه دریافت اطلاعات است ، اما منظور خانم ها این است که آن را لذت بخش و موجب تخلیه ی روانی خود می داند. بنابراین توصیه می شود که مردان روزانه حداقل ۲۰ دقیقه با همسران خود صحبت کنند آن هم دوستانه و درمکان و زمان مناسب ، که خیلی در رفع این نیاز اثر گزار خواهد بود.

*آقایان معمولا کلی نگر و زنان جزئی نگر هستند . زنان به جزئیات زندگی و رفتاری با دقت نگاه می کنند و در حافظه ی خود جای می دهند.(توصیه مهم: آقایان در هنگام ورود به خانه به جزیات توجه کنند و اگر متوجه تغییری شدند و یا چیزی اضافه شده بود و یا خود همسرتان در ظاهر خود تغییری داده بود، آن را ابراز کنند)

*اظهار نظر دیگران برای خانم ها بسیار مهم است و لی برای مردان اهمیت کمتری دارد .

* مردان با گفتن دوستت دارم درقلب زن نفوذ می کنند.

* عشق در مردان از راه چشم و در زنان از راه گوش وارد قلب می شود. برای مردان آنچه که می بینند ، دارای اهمیت بیشتری است ولی برای زنان آنجه که می شنوند مهمتر است . پیامهای بصری برای آقایان و پیام های سمعی برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد.

خانم ها در ابتدای زندگی بسیار فداکارند، اما به تدریج به سمت خود خواهی و خود رایی حرکت می کنند، اما مردان در اوایل زندگی عاطفی و در میان سالی ناسازگار و در اواخر زندگی وفادارتر و عاطفی تر می شوند.

*مردان بیشتر به روابط جنسی و زنان بیشتر به روابط عاطفی اهمیت می دهند.

* مردان هدف گرا هستند و زنان رابطه گرا برای همین خانم ها مسائل مادی را باهم جنس حساب و کتاب می کنند و نمی توانند رئیس بین خودشان بپذیرند ولی آقایان به راحتی بایک نفر به عنوان رئیس از جنس خودشان کنار می آیند.

*برای خانم ها جذابیت اجتماعی آقایان و برای آقایان جذابیت جسمانی خانم ها مهمتر است .

* مردها ثبات روحی بیشتری دارند و زنان انعطاف پذیری بیشتر که گاهی این حالت مثبت است و گاهی عدم ثبوت شخصیت باعث اثر پذیری بی جا از دیگران و آسیب رساندن به زندگی شخصی و خانوادگی می شود. پس مردها مواظب باشند این ثبوت شخصیت باعث عدم رشد معنوی و اجتماعی آن ها نشود و انعطاف پذیر باشند . چون گاهی انسان به دلیل تغییر ناپذیری نمی توانند اخلاق و رفتارهای زشت خود را ترک کند .

* غالبا زنان برای دلگرم کردن همسران خود از کلمات احساسی استفاده می کنند.

* زنان معمولا درمکالمات، سوالات بیشتری می پرسند چون سوال کردن راراهی برای ادامه ی گفت وگو می دانند درحالی که مردان پرسیدن راراهی برای کسب اطلاعات بیشتری می دانند.

*مردان هرگاه به سخنان همسر خود گوش می دهند سعی دارند سریعا راه حلی برای مشکلات مطرح شده پیدا کنند اما زنان موشکافی و پرداختن جزء به جزء حل مساله را ترجیح می دهند. زنان اغلب مشکلات خود را با زنان دیگر در میان می گذارند و از تجربیات یکدیگر استفاده می کنند.

*مردان مسائل مربوط به شغل خودرا در اولویت کارهای خود قرار می دهند(بدلیل آرمانگرا و هدفگرا بودن و چیره قوای منطق بر قوای احساساتشان). مردان دوست دارند مشکلات را خودشان حل کنند و کمتر کسی رابه مشورت بگیرند.

* اما برعکس زنان زندگی را از دیدگاه عشق و احساسات خود می نگرند و برای آنان رابطه ی عاشقانه و بیان احساسات در اولویت همه ی کارهاست لذا در اغلب موارد زنها بسیار راحتر از موقعیت شغلی و یا تحصیلی برای حفظ زندگی دل میکنند .

* مردان معمولا همین که زنان شروع به صحبت می کنند و می خواهند چند کلمه دردل نمایند، طبق روحیه ی غریزی خود، راهکار ارائه می دهند، که این موضوع زنان را عصبانی می کند. چراکه زنان از این راه می خواهند احساسات خود را بروز دهند و به قول معروف می خواهند با ناز و غمزه ، عشق مرد را به جوش آورند.

* همچنین وقتی زن در خلوت با همسرش از خانواده ی شوهر گله می کند، انتظار دارد شوهرش فقظ حق را به او بدهد، چون در این صورت انگار تمام دردها و عقده ها و فشارهای روحی وروانی زن تمام می شود.

جالب این که کل داستان به همین راحتی به پایان می رسد ، چون اگر زن مقصر و ضمنا با انصاف باشد ، همین که شوهرش اورا درک کرد، بعدا به اشتباه خود اعتراف می کند.

  • محبت و مودت؛ وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً…

محبت زیباترین جلوه ایمان و باشکوهترین رفتار                  مذهبی است. لذا پیامبر خدا صلى الله علیه و آله میفرمایند:هر اندازه بر ایمان بنده افزوده شود، محبّتش به همسرش افزون تر مى شود .

امام صادق علیه السلام :هر اندازه ، محبّت و علاقه بنده به همسرش بیشتر باشد ، ایمانش افزون تر است

.امام صادق علیه السلام :گمان نمى کنم که هیچ مردى ، بر خوبى ایمانش افزوده شود ، مگر آن که محبّتش به همسرانش افزون گردد . امام صادق علیه السلام :از اخلاق پیامبران ـ که درود خدا بر آنان باد ـ همسردوستى است .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :این سخن مرد به زن که : «دوستت دارم» ، هرگز از دل زن ، بیرون نمى رود .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : حق مرد بر زن ، این است که در خانه اش بنشیند و به او اظهار عشق و محبّت کند و دلسوز او باشد .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر گاه بنده ، به چهره همسرش و همسرش به چهره او بنگرد ، خداوند به آن دو ، با نگاه مهرآمیز مى نگرد ، و هرگاه دست یکدیگر را بگیرند ، گناهان آن دو ، از لاى انگشتانشان فرو مى ریزد .

مقام معظم رهبری: اگر در زندگی محبت باشد سختیهای بیرون خانه آسان و رابطه بر اساس محبت تنظیم میگردد. جایی که محبت بیش از حد ایرادی ندارد محبت در خانه است.

وقتی زنان از محبت اشباع شوند با اعتماد و اطمینان بیشتر به زندگی ادامه میدهند….یکی از عوامل انحراف زنان عدم محبت از سوی شوهرانشان است. طبق روایات ما مودت نیمی از عقل است( امام علی: التودد نصف العقل)

-شیوه های محبت:

الف) محبت قلبی: اولین و ابتدایی ترین مرحله ی داد و ستد عاطفی شیوه ی قلبی و باطنی آن است . به این ترتیب که قلب خاستگاه و رویشگاه تمامی ارتباطات و مناسبات انسانی است. به عبارت دیگر هر آنچه که بر زبان جاری میشود یا از اعضا و جوارح صادر میشود از نهانگاه دل برمیخیزد.( محبت ائمه و امیرالمومنین)

ب) محبت چشمی: برخی از روانکاوها اعتقاد دارند چشم دارای امواج مثبت و منفی است. البته از ظاهر روایات این مطلب فهم میشود که چشم دارای نیرویی ویژه است لذا برای جلوگیری از چشم زخم خواندن یا نگاه داشتن آیه ان یکاد سفارش شده. در مورد نگاه محبت آمیز به پدر و مادر در لسان روایات به وفور یاد شده است نیز در مورد نگاه محبت آمیز زن و شوهر به یکدیگر. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر گاه بنده ، به چهره همسرش و همسرش به چهره او بنگرد ، خداوند به آن دو ، با نگاه مهرآمیز مى نگرد ، و هرگاه دست یکدیگر را بگیرند ، گناهان آن دو ، از لاى انگشتانشان فرو مى ریزد .(نگاه به عالم عبادت است)

جاذبه های نگاه گاه میتواند در لحظه ای تصویری از اندیشه و تبلوری از حرکتها و رفتارها را تجسم کند به همین دلیل است که خالق زیباییها در قرآن میفرماید: قل للمومنین یَغُضُّوا من ابصارهم….(به مومنان بگو چشم های خود را از نگاه نامحرم فرو گیرید)

ج) محبت ابزاری: یعنی استفاده از ابزارهای محبت مانند داده هدیه، بوسیدن، نوازش کردن و ….

امام علی: به یکدیگر هدیه دهید تا محبت میان شما زیاد شود….

پیامبر اکرم: هدیه دادن مرد به همسرش باعث زیاد شدن عفت همسرش میشود.

واژه هدیه از هدایت به معنای راهنمایی از روی لطف گرفته شده است. اسلام هر چند که دادن هدیه‌های مادی برای تأمین نیازهای زندگی و ایجاد الفت و محبت میان مردم را توصیه کرده، ولی هدیه را تنها در امور مادی منحصر نمی‌کند، بلکه بهترین و ارزنده‌ترین هدایا را هدیه‌ای می‌داند که نیازی از نیازهای معنوی و روحی انسان را تأمین کند و او را در مسیر هدایت قرار دهد.

هدیه اگر خدایی باشد در هدیه دهنده و هدیه گیرنده اثر مثبت به جا می‌گذارد و شادمانی و سرور را در آنها برمی‌انگیزد. گاهی یک سفر زیارتی اثری در فرد و زندگی میگذارد که هیچ هدیه مادیی ولو گران قیمت نمیتواند آن اثر را داشته باشد.

پیامبر(ص) مى‏فرمود: به همدیگر هدیه دهید؛ زیرا هدیه دلخوری‌ها را بر طرف مى‏سازد، و کینه‏‌ها و دشمنی‌هاى دیرین را از بین می‌برد

پیامبر اکرم: هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد . و هنگامی که هدیه را به خانه می برد، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است . و هر کس [با دادن هدیه ای ] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل در نعمت های بهشت کند.

پیامبر اکرم: اگر مردی همسر مومن خود را ببوسد دو ملک او را در بر میگیرند و در نز خدا مانند کسی است که برای جهاد شمشیر بدست گرفته.

مردی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و پرسید: «ای رسول خدا! من سوگند خورده ام که آستانه ی در بهشت را ببوسم، اکنون چه کنم؟» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس، (که اگر چنین کنی( به آرزوی خود در مورد بوسیدن آستانه ی در بهشت می رسی

او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم؟

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: قبر آن ها را ببوس.

هنگامی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) برای دیدار پسرش اسماعیل، از شام به مکه آمد، فرزندش در خانه نبود و حضرت ابراهیم (علیه السلام) به سوی شام برگشت. وقتی اسماعیل به خانه بازگشت، همسرش آمدن حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به اسماعیل خبر داد. اسماعیل به جست و جوی رد پای پدر پرداخت و جای پای پدرش را پیدا کرد و به عنوان احترام به پدر، جای پای ایشان را بوسید.

د) محبت زبانی: محت زبانی دو نوع است:

*کلامی: یکی از جاذبه های شخصیتی و روحی انسان، ابراز محبت است. اما متاسفانه برخی توانایی ابراز محبت را ندارند و یا آن را موجب از بین رفتن اقتدار خود میدانند. و یا خجالت میکشند که ابراز احساسات کنند( یکی از عوامل خجالت کشیدن مردان ویا ناپسند انگاشتن ابراز احساسات، رفتارهایی است که از دوران کودکی با یک پسر بچه میشود……گریه کار دخترهاست و… )

سوال مهمی که در این بحث قابل طرح است این است که هر یک از طرفین چه سخنانی باید به یکدیگر بگویند؟ جواب این سوال در گرو شناخت تفاوتهای شخصیتی زن و مرد است. همانطور که اشاره شد مردها زیبایی را با چشم و زنها با گوش تعریف میکنند. بسیاری از اختلافات زناشویی ریشه در سکوت مرد و عدم ابراز احساسات دارد. با توجه به تعبیر شریف امیر مومنانکه فرمود زن ریحانه است، سخنان محبت آمیزی که زن به شنیدن آنها احتیاج دارد، معمولا کلماتی است که دو محور داشته باشند و سخنی که یکی از این دو محور را داشته باشد در وجود زن معجزه ای چشمگیر ایجاد میکند.

محور اول: کلماتی که مفهوم عشق را به همسر هدیه دهد. مثل عزیزم، دوستت دارم،و… اینها کلماتی هستند که زن با شنیدن آنها اطمینان میکند که همسرش تنها او را دوست دارد و موجب نوعی اطمینان خاطر در زندگی زن میشود. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :این سخن مرد به زن که : «دوستت دارم» ، هرگز از دل زن ، بیرون نمى رود.

امام حسین: لَعُمرُک اِنَّنی لَاُحِبُّ داراً – تکون بها سکینهُ و ربابا* اُحِبُّهما و اُبذِلُ حِلُّ مالی – ولیس لِعاتبٍ عندی عتابا

محور دوم: کلماتی که مفهوم زیبایی را به همسر هدیه دهد. کلماتی که این حس را به همسر انتقال دهد که در نظر شوهرش زیباترین زن است. پیامبر وقتی میخواستند همسر خود را صدا بزنند اورا حمیرا خطاب میکردند. حمیرا در لغت یعنی سرخ گونه و در اصطلاح به کسی گویند که بسیار زیبا باشد. حال اگر از رسول خدا سوال کنند که برای شما زشت نیست که اینگونه همسرتان را صدا میزنید ایشان جواب میدهند: خیرُکم خیرُکم لِاَهله و انا خیرُکم لِاَهلی؛ بهترین شما کسی است که برای همسرش بهترین باشد و من پیغمبر از همه شما با همسر و خانواده ام بهتر هستم.

*سکوتی: برخلاف تصور خیلی ها که فکر میکنند محبت زبانی تنها با بیان جملات و کلمات زیبا است، گاهی محبت زبانی با سکوت کردن و حرف نزدن است.

زمانی که طرف مقابل شما عصبانی است و قادر به کنترل زبان خویش نیست. یا زمانی که همسرتان دارد شکایتی درمورد خانواده شما به شما میکند…

پیامبر اکرم: لولا تکثیرٌ فی کلامکم و تمریجٌ فی قلوبکم لَسَمِعتُم مااَسمَعُ و لَرَاَیتُم ما اَری؛ اگر کثرت کلام های بیهوده شما نبود و اگر قلوب شما چراگاه شیطان نبود ه آینه میشنیدید آنچه را که من میشنوم و میدیدید آنچه را که من میبینم.

  • تکریم شخصیت:

الف: ضرورت تکریم و احترام متقابل؛ یکی از حقوقی که بطور متقابل بین زوجین وجود دارد احترام متقابل است. بسیاری از دعواها زمانی آغاز میشود که حرمت و احترام زن یا مرد از بین رفته باشد.

رعایت احترام و تکریم بین زن و مرد ایجاب می کند که وقتی یکی از آن دو دچار خطا و اشتباه شد، فرد مقابل با گذشت و کرامت از کنار آن بگذرد و خطا و اشتباه وی را آشکارا بیان نکند. بدیهی است که همین تفاضل می تواند همانند یک عامل تربیتی، شخصی را که به خطا و اشتباه افتاده است بیدار و متنبه کند.

تمام افراد دارای ارزش و شخصیت هستند. و هرگز هیچ انسانی نباید تحقیر گردد. پروردگار متعال در قرآن به صورت های گوناگون کرامت و شرافت انسان را بازگو کرده و در جایی می فرماید:
وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً
فرزندان آدم را گرامی داشتیم و در خشکی و دریا برنشاندیم و از چیزهای پاکیزه روزی شان دادیم و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خویش برتری بخشیدیم.
بدون تردید، انسان ها نیازمند حفظ شخصیت خویش هستند و همه ی افراد دوست دارند رفتار و کردارشان مورد تأیید دیگران قرار گیرد. زیرا تأیید شدن از سوی دیگران به آدمی جان تازه ای می بخشد. نکته ی بسیار ظریف و حساسی که نوعاً از آن غفلت داریم این است که تمامیت وجودی هر فرد وابسته به شخصیت اوست، یعنی اگر فردی از نظر شخصیت لطمه ببیند، همه ی هستی خود را از دست می دهد.
امام هادی علیه السلام: من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره: هر کس خود را پست و بی شخصیت دید. هیچ کس از شر او در امان نیست. یکی از مسایل زیر بنایی و بسیار حساس که رعایت آن در زندگی خانوادگی لازم و ضروری به نظر می رسند حفظ شخصیت زن و مرد به وسیله ی یکدیگر است. زن و مرد به خاطر استحکام خانواده هر دو موظف هستند حرمت یکدیگر را حفظ کنند و هرگز رو در روی یکدیگر قرار نگیرند، زیرا دشواری های خانوادگی وقتی آغاز می گردد که زن و مرد در برابر یکدیگر ایستاده، پرده ی حرمت از میان آنان برداشته شود. بدیهی است که این کار بسیار ظریف و دقیق است و هنرمندی و هوشمندی لازم دارد.

در حالات حضرت امام قدس سره نقل شده است که همسر امام می فرمودند: من وقتی وارد اطاق می شدم ایشان جلوی پای من بلند می شدند و یا وقتی سر سفره من حضور نداشتم، امام غذا میل نمی کردند و می فرمودند تا خانم نیایند من غذا نمی خورم و یا نقل شده که خانم امام می فرمودند: اگر وارد اطاق امام می شدم و فراموش می کردم درب اطاق را ببندم. امام بدون جسارت و یا اینکه دستور به من بدهند که درب را ببندم، خودشان بلند می شدند و درب اتاق را می بستند

ب: حفظ حرمت:

یکی از وظایف اخلاقی که رعایت آن در زندگی مشترک لازم است حفظ حرمت هاست. منظور از حفظ حرمت پرهیزکردن از رفتار و گفتاری است که باعث فروریختن شخصیت انسان در محیط خانواده می گردد و از ارزش و اعتبار انسان در نزد اعضای خانواده می کاهد. در آموزه های دینی ما هم سفارش شده که حفظ حرمت مؤمن واجب است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس مؤمنی را تحقیر کند اعلان جنگ با خدا کرده است حفظ حرمت زن و شوهر در محیط خانواده عامل رشد شخصیت اعضای خانواده است. خصوصاً اگر در حضور فرزندان زن و مرد نسبت به هم بی حرمتی کنند، آن ها هم یاد می گیرند نسبت به والدین و خواهران و برادران خود بی حرمتی نمایند.

در اینجا به سه عامل حفظ حرمت اشاره می کنیم:

اول ) پرهیز از درگیری های بیهوده در زندگی خانوادگی، مواردی پیش می آید که زمینه ساز مشاجره و درگیری های لفظی است و در این موارد اگر انسان جلوی زبان خود را نگیرد و برای اثبات اشتباه همسر و یا توجیه خطای خود با او به مجادله و بگو و مگو بپردازد، به تدریج حرمت خویش را خدشه دار می سازد. لذا در چنین مواقعی فرد برای دفاع از حیثیت خود گاهی متوسل به بدزبانی و بدخلقی می گردد که عامل حرمت شکنی در خانواده است. ( دوری از مواضعی که حرمت و احترام و بزرگی فرد را از بین میبرد……بی احترامی کردن باعث میشود که در دفعات بعد فرد راحتتر به خود اجازه دهد بی حرمتی کند چرا که قبح بی حرمتی ریخته میشود……قبح تعریف گناه از خود گناه بالاتر است و دلیل آن همین است که قبح گناه را از بین میبرد….. پس برای ممانعت از چنین وضعی باید از درگیریهای لفظی پرهیز کرد و در دعواها ولو اینکه حق با ما باشد باید قدرت کات کردن دعوا را کسب کنیم……. )

دوم) خویشتن داری، گاهی رفتار همسرتان مورد پسند شما نیست. در این صورت از خود واکنش سریع نشان ندهید و نسبت به رفتار همسرتان عصبانی نشوید. در اینجا فرد نیازمند صبر و حوصله و خویشتنداری است و گاهی تغافل کردن و ندیدن رفتار بد همسر زمینه های حفظ حرمت را در خانواده فراهم می نماید.
علی علیه السلام می فرمایند: لا عز ارفع من الحلم؛ هیچ عزتی بلندتر از خویشتن داری نیست
سوم) قطع وابستگی، گاهی وابستگی شدید به همسر زمینه های هتک حرمت را به وجود می آورد، افرادی که به یکدیگر وابستگی شدید دارند، سطح توقع آنان نسبته به هم بالا می رود؛ لذا وقتی نتوانستند انتظارات یکدیگر را برآورده نمایند، به هم جسارت کرده، زمینه های حرمت شکنی را فراهم می آوردند.

نمونه هایی از زندگی محترمانه ی حضرت امام قدس سره در رفتار با همسرشان:

امام د روصیت نامه ی خود به فرزندش می فرماید: حقوق بسیار مادرها را نمی توان شمرد و نمی توان به حق ادا کرد. حق یک شب مادر نسبت به فرزندش از سالها عمر پدر متعهد، ارزنده تر است
همسر امام قدس سره: حضرت امام به من خیلی احترام می گذاشتند و خیلی اهمیت می دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی زدند. امام حتی در او ج عصبانیت هرگز بی احترامی و اسائه ی ادب نمی کردند، همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف می کردند.

دختر امام قدس سره: برخورد حضرت امام با همسرشان در عین صمیمیت و محبت بسیار محترمانه بود. (گاهی اوقات ما تو صمیمتهامون به طرفمان بی احترامی میکنیم بعضی شوخی های بیمورد و آزار دهنده و….)در تمام مسایل شخصی و خانوادگی نظر خانم محترم بود. و ایشان هیچ گونه دخالتی در امور داخلی منزل نداشتند

همسر امام قدس سره: من تا نمی آمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمی کردند. به بچه ها هم می گفتند صبر کنید تا خانم بیاید.(این رفتارها فقط از اولیا الله و افراد خاص پرورش یافته مکتب اهل بیت برمیاید…..)

دختر امام قدس سره: اگر بگویم که در طول شصت سال زندگی، زودتر از خانم دستشان توی سفره نرفت، دروغ نگفته ام. اگر بگویم کوچک ترین توقعی از ایشان نداشتند، دروغ نگفته ام؛ حتی در طول این سال ها یک لیوان آب هم از خانم نخواستند.

قسمتی از نامه ی امام قدس سره از ترکیه در زمان تبعید به فرزندشان شهید مصطفی قدس سره:
لازم به تذکر نیست که باید به مادر و متعلقین با کمال مهربانی و عطوفت رفتار نمایید. مخصوصاً خدمت کنید به مادر، که رضای خدای تعالی در آن است.
همسر امام قدس سره: احترام مرا نگه می داشتند و حتی حاضر نبودند که من در خانه کار کنم، همیشه می گفتند جارو نکن و اگر می خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، می آمدند و می گفتند: بلند شو، تو نباید بشویی. من پشت سر ایشان اتاق را جارو می کردم. یک روز وقتی ظرف می شستم امام فرمودند: فریده بدو خانم دارد ظرف می شوید؛ حتی وقتی وارد اطاق می شدم، به من نمی گفتند در را پشت سرم ببندم
همسر امام قدس سره: اگر بچه ها پیش امام می رفتند، من حضور نداشتم به بچه ها می گفت: بروید داخل حیاط، مادرتان تنهاست. بروید پیش مادرتان صحبت کنید

نوه ی امام می گوید: [ امام ] پول به ما می دادند، می گفتند پول را بگیرید برای روز مادر، برای مادرتان هدیه بگیرید

  • نقش دین در تحکیم خانواده:

یکی از عوامل مهم در تحکیم خانواده و تحکیم روابط زن و مرد، اعتقادات و پای‌بندی هر دو به مسایل دینی، شرعی و احکام مقدس اسلام است. لذا وقتی حضرت زهرا علیها السلام با حضرت علی علیه السلام ازدواج کردند و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله روز بعد از عروسی به دیدار دخترشان رفتند و سؤال کردند که دخترم همسرت را چگونه یافتی، حضرت فاطمه علیها السلام عرض کردند: خیر بعل او بهترین همسر است. همین سؤال را از دامادشان، حضرت علی علیه السلام پرسیدند و پاسخ را شنیدند: نعم العون علی طاعه الله: بهترین کمک دهند در اطاعت از خدا.

در خانوده هایی که زن و مرد به فرایض دینی و مسایل شرعی پای‌بندی دارند به خاطر دینداری در هیچ زمانی به یکدیگر ظلم نمی کنند.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

مردی که با زنی به خاطر دینداریش ازدواج کند خدای متعال به او خیر و جمال و کمال عطا خواهد نمود.

از امام علی علیه السلام نقل شده است: مردی خدمت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آمد و سؤال کرد:

یا رسول الله، نظر شما درباره ی ازدواج چیست؟

حضرت فرمودند:

سفارش می کنم همسر دینداری را برگزینی

بدون تردید از مهم ترین عوامل پیوند پایدار ازدواج موفق و زندگی آرام، هم سویی بینش ها و باورهای دینی و پای بندی عملی زوجین به ارزش ها و فرایض عرشی است. بر همین اساس مردان و زنان خداباور و پاک اندیش، در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزش های قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال جوی انسان است و از همین روست که خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می داند و در سوره ی نور آیه ی ۲۶ می فرماید:

وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ: زنان پاک از آن مردان پاک و مردان پاک از آن زنان پاکند.

خدا می فرماید:وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً: دوری از یاد و ذکر خدا زندگی را بر انسان سخت می کند.

در مقابل، ایمان به خدا و تقوای الهی و عمل صالح ایجاد محبت می نماید:إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمانُ وُدّاً: به درستی که، کسانی که ایمان به خدا می آورند و عمل صالح انجام می دهند، خدا آنان را نزد مردم محبوب قرار می دهد.

یکی از اثرات نماز شب در روایات: خداوند محبت او را در قلب مردم مینشاند…..

  • تشکر:

یکی از عوامل تحکیم روابط خانواده تشکر و قدردانی از زحمات یکدیگر است. زن و مرد هر دو برای اداره ی خانواده و تأمین مسایل رفاهی تلاش می کنند. چه زیباست انسان در مقابل خدمتی که به او می کنند شاکر باشد و از طرف مقابلش قدردانی کند. زنی که تمام تلاش خود را وقف زندگی خانوادگی کرده است، مردی که برای امرار معاش صبح از خانه خارج می گردد، سزاوار است هر دو از یکدیگر تقدیر و تشکر کنند.

تشکر و سپاس گذاری از کسی که شایستگی تشکر کردن را دارد دستور عقل است یعنی عقل به ما ما امر میکند که در برابر کسی که به ما لطفی کرده سپاس گذار باشیم.

اشاعه ی فرهنگ تشکر در خانواده، باعث می شود فرزندان هم یاد بگیرند در مقابل خدماتی که دریافت می کنند از هم تشکر کنند و از همه مهم تر این که در مقابل والدینی که به آن ها خدمت می کنند تشکر می نمایند. متأسفانه در بعضی از خانواده ها چون هر یک از زن و شوهر نسبت به دیگری به عنوان طلبکار نگاه می کند، به خود اجازه نمی دهد که از زحمات طرف مقابل تشکر کند.

سه راه تشکر عبارتند از: الف) تشکر قلبی، ب) تشکرزبانی و ج) تشکر عملی

الف: تشکر قلبی

وقتی فکر تشکر در ذهن انسان باشد، رفتارش نسبت به طرف مقابل تشکر آمیز خواهد بود. چون فکر است که احساسات او را می سازد و احساسات رفتار را شکل می دهد؛ بنابراین رضایت درونی عامل آرامش روانی خود او هم خواهد بود.

ب: تشکر زبانی

با زبان شکرگزاری کردن؛ خداوند می فرماید:

( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ‌ )

ای کسانی که ایمان آورده اید از آن پاکیزه هایی که روزی شما کرده ایم بخورید و اگر خدا را می پرستید سپاسش را به جای آورید.

تشکر زبانی عامل ایجاد انگیزه در فرد مقابل است.

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

« من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزو جل »

هر کس از منعمی(نعمت دهنده) که مخلوق است تشکر نکند، از خدای بزرگ سپاسگزاری نکرده است.

یکی از ویژگی های حضرت امام قدس سره این بود که در هر مرحله از مسئولین، و اقشار مردم تقدیر و تشکرمی کردند:

« از ملت ایران باید تشکرکنیم، ملت بیداری است، ملت هوشیار و مقامی است. در مقابل ظلم در عین حالی که این همه ظلم می بیند، این همه کشته می دهد در عین حال مقاومت می کند ».

امام راحل، خطاب به پاسداران فرمودند:

« همین پاسداران انقلاب که من این ها را بسیار دوست دارم و بسیار به آن ها محبت دارم و من از آن ها متشکرم و ملت ایران هر چه دارد از این سنخ جمعیت دارد ».

یکی از نکاتی که لازم است آقایان بدان توجه کنند این است که همسرشان از لحاظ شرع و قانون وظیفه غذا درست کردن و نظافت خانه را ندارد پس اگر حتی خانم برای وی نان خالی هم آورد آقا باید تشکر کند ……

ج ) تشکر عملی

انسان در مقابل کسی که به او خدمت کرده است باید به صورت عملی تقدیر کند. دادن یک هدیه بهترین عامل تشکر است.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

« تهادوا تحابوا؛ هدیه بدهید تا محبت را زیاد کنید ».

همچنین میفرماید: هدیه دهید تا عفت همسرتان زیاد شود.

هدیه لازم نیست حتما گران باشد بلکه میتوان یک شاخه گل باشد . زنان در هدیه گرفتن مانند کودکانند یعنی نوع هدیه برایشان خیلی اهمیت ندارد بلکه زیاد هدیه گرفتن اهمیت دارد.

یک کلاهبرداری عاشقانه: میتوانید هر کدام از لوازمی را که میخواستید برای خانه تهیه کنید و یا لباسهایی را که برای همسرتان بخرید به او به عنوان هدیه بدهید. ممکن است که زن به ماهیت کارتان پی ببرد اما هرگز ناراحت نمیشود بلکه اثر خود را میگذارد.

گاهی در محیط خانواده کمک به همسر کردن، همدلی و همدردی کردن، تغافل از رفتار بد همسر تشکر عملی است.

توصیه به مردان

یکی از سخت ترین کارها در منزل، اداره ی امور خانه و آشپزی و تربیت فرزندان است که خانم خانه با جان و دل به این امر مبادرت می ورزد، بدون این که چشم داشتی داشته باشد. در صورتی که در قوانین اسلام زن کارپرداز مرد نیست. لذا مقام معظم رهبری می فرمایند:

« زن کار پرداز شما نیست که همه ی کارهای زندگیتان را به دوش او بگذارید، بعد هم او را مؤاخذه کنید. این زن یک گل است در دست شما! هر کس هستید دانشمند یا سیاستمدار او یک گل است ».

اگر مردی در خانه بماند و همه ی امور خانه داری و بچه داری را بر عهده بگیرد آن موقع متوجه خواهد شد که همسرش در خانه چه اندازه فداکاری می کند و چه زحمات طاقت فرسایی را متحمل می شود.

اتفاقاً از نظر تفاوت های بین زن و مرد، زن ها چون جزئی نگرند، دوست دارند مردها به جزئیات در محیط خانواده توجه کنند. مثلاً نظافت خانه، تغییر دکراسیون، طبخ غذاهای باب طبع آقا، پوشش و آرایش زن. آرام بودن محیط خانواده. . . لذا تشکراز همسر عامل ایجاد رضایت درونی در زنان و انگیزه ای برای ادامه ی این نوع رفتارهاست.

توصیه به خانم ها

همسر شما یک بشرعادی است و قدردانی را دوست دارد. هزینه ی زندگی را تأمین می کند؛ حاصل دست رنج خویش را در طبق اخلاص نهاده، رایگان تقدیم شما می کند؛ این عمل را یک وظیفه ی اخلاقی و شرعی دانسته و از آن لذت می برد. اما از شما انتظار دارد که وجودش را مغتنم شمرده از کارهایش قدردانی کنید.

هرگاه اسباب و لوازم زندگی را خرید و به منزل آورد، اظهار خوشحالی و از او تشکر کنید. اگر در معالجه ی بیماری شما کوشش کرد، اظهار خرسندی کنید و تشکر نمایید؛ زیرا انگیزه ی او را برای خدمات بیشتر و بهتر زیاد می کنید. اما اگر تشکر نکردید و یا گفتید وظیفه اش است یا خجالت کشیدید تشکر کنید یا با سردی برخورد کردید، مرد انگیزه ای برای تلاش بیشتر ندارد.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« بهترین زن های شما زنی است که وقتی شوهرش چیزی می آورد سپاسگزاری کند و اگر نیاورد راضی باشد »

  • تعدیل خواسته ها

یکی از عوامل تحکیم خانواده، تعدیل خواسته ها و نیازها است؛ البته تعدیل به معنای تعطیل خواسته ها نیست. زن و مرد هر دو نیازهایی دارند و باید در مقابل هم متعهد باشند نسبت به نیازهای هم توجه نمایند. ولی هیچ کدام نمی توانند به طور کامل و صد در صد نیازهای هم را تأمین کنند؛ لذا گاهی به خاطر زیاده خواهی و یا عدم توجه به توان طرف مقابل خواسته های خود را مطرح می کنند و چون طرف مقابل نمی تواند برآورده کند، عامل کدورت و اختلاف می گردد.

خانم وقتی وارد خانه ی شوهر می شود، علاوه بر آوردن جهیزیه، یک چمدان روانی هم همراه دارد و آن چمدان انتظارات است که می گوید: این مرد به همه ی نیازهای من پاسخ مثبت می دهد، محبت می کند، دایم در کنار من است، به من احترام می گذارد، تمام نیازهایی که پدر و مادرم نتوانستند تأمین کنند او تأمین می کند، با والدینم برخورد مناسب دارد، مسافرت و تفریح و نیازهای مادی مرا در حد اعلا تأمین می کند. متقابلاً آقا هم همراه خود یک چمدان روانی به خانه آورده، و آن این است که این خانمی که من گرفته ام به نیازهای جنسی من، نیازهای روحی و روانی من پاسخ می دهد، تمام امور خانه را انجام می دهد، اگر درآمد مالی دارد دربست در اختیار من می گذراد و به اطرافیان من احترام گذاشته، و کارهای خانه ی پدر و مادر پیرم را انجام می دهد. این نوع انتظارات مسلماً زمینه های بد اخلاقی، اختلاف و کدورت ها را زیاد می کند؛ لذا باید زن و مرد در حد توان از هم توقع داشته باشند.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

« هر زنی که با شوهرش سازگار نباشد و او را بر چیزهایی که فوق توانایی اوست وادار کند، اعمالش مورد قبول خدا واقع نمی شود و در قیامت، مورد غضب پروردگار جهان قرار می گیرد ». (۲)

در روایت دیگری اکرم صلّی الله علیه و آله  می فرمایند:

« هر زنی که با شوهرش ناسازگاری کند و به آن چه از جانب خدا رسیده قناعت ننماید و بر شوهرش سخت گیری کند و بیش از حد توانایی او خواهش کند، اعمالش قبول نمی شود و خدا بر او خشمناک خواهد بود »

در حالات حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه نقل است که وقتی خطبه ی عقدی را خواندند از ایشان خواسته شد نصیحتی کنند، فرمودند:

« آنچه در توان همسرت نیست از او درخواست نکنید ».

  • کمک کردن به همدیگر

هرگز تصور نکنیم که کار بیرون از منزل با ارزش تر و کار درون منزل بی ارزش است. ارزش کارها را محیط آن تعیین نمی کند، بلکه انگیزه های انسانی و اخلاقی، تلاش و مجاهدت و نتیجه ی علمی آن است که بدان ارزش می دهد. لذا همیشه به همسرتان تلقین کنید که کار او برایتان فوق العاده با ارزش و مهم است.

برخی از مردها بر اساس یک باور غلط، گمان می کنند که کارکردن مرد در خانه، او را سبک می کند، درحالی که این امر برنفوذ و محبوبیت او در دل ها می افزاید و رضای خدا را در پی دارد. در حقیقت شخصیت مرد است که خانواده را رهبری می کند، نه پول و ثروتش.

اگر به دلیل مشغله ی زیاد و مسئولیت سنگین، نمی توانید عملاً با همسرتان همیاری نمایید. حداقل، انگیزه و نیت خود را به اطلاع او برسانید تا از حمایت فکری شما احساس دل گرمی کند. انگیزه ی همکاری و مشارکت مهمتر از خود همکاری است. زیرا مقدمه ی هر عملی انگیزه ای است که در پشت آن عمل نهفته است. اگر فرصتی برای همیاری با همسرتان ندارید حتی المقدور با انجام امور شخصی و حفظ نظافت و تمیزی محیط خانواده، زحمت او را کم کنید و بر لطف و شادکامی زندگی بیفزایید. این در صورتی عملی است که بدانید همسرتان انتظار چه رفتارهایی از شما در محیط خانه را دارد.

در روایات ما زیاد نقل شده است که معصومین علیه السلام در امور خانه به همسرشان کمک می کردند.

پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله، آن بزرگمردی که پشت دو ابر قدرت زمانه ی خویش؛ یعنی، امپراتوری بیزانس روم و پادشاهی ساسانی را به خاک رسانید، با آن عظمتش در منزل کار می کرد.

روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله به خانه حضرت علی علیه السلام وارد شد. دخترش را دید که در کنار همسر با آسیاب دستی آرد برای نان تهیه می نماید. حضرت فرمودند: « کدام خسته‌تر هستید؟ حضرت علی علیه السلام عرض کردند: « یا رسول الله فاطمه علیها السلام، پیامبر به دخترشان فرمودند: دخترم بلند شوید تا من به جای شما کمک کنم ».

عایشه همسر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می‌گوید:

« وقتی خلوت می شد رسول خدا لباسش را می دوخت و کفشش را وصله می کرد و مانند سایر مردها در منزل کار می کرد ».

امام سجاد علیه السلام فرمودند:

« خداوند از مردی بیشتر راضی است که بیشتر وسایل آسایش و راحتی خانواده ی خود را تأمین کند ».

امام رضا علیه السلام فرمودند:

« شایسته است مرد، بر زن و فرزند خود سخت نگیرد تا این که آن ها مرگ او را از خدا بخواهند ».

اسلام به مردی که بتواند در کارهای منزل به همسر خود کمک کن، پاداش بزرگی را وعده می دهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی مشاهده می کند علی علیه السلام به همسرش در کارهای خانه کمک می کند می فرمایند:

« کسی که به همسر خود کمک کند، خداوند به شماره ی موهای بدن او ثواب یکسال عبادت می نویسد و ثواب شهدای صدیقین را به او می دهد »

  • توجه به آراستگی ظاهری

همسران برتر در قلمرو خانواده، باحفظ ارزش ها و توجه به وضعیت شناختی و روانی بچه ها، بخصوص نوجوانان، همواره سعی می کنند در حد توان و رعایت حدود و حرمت ها، از آراسته ترین، زیباترین و جذاب ترین لباس ها، زینت ها و آرایش ها برای همسر خود بهره بگیرند، چرا که همسرشان به این جذابیت ها نیاز دارد. همان گونه که پیش تر نیز اشاره شد هر گونه خود آرایی، خود نمایی و خود عرضه کردن برای نامحرمان، حرام و آراستگی و آرایش همسر برای همسر مستوجب ثواب است.

با کمال تأسف در جامعه ی ما در بسیاری از موارد شاهد هستیم که زنان و مردان، بهترین پوشش و آرایش و زینت ها را برای عروسی ها، میهمانی ها و مجالس خارج از خانه استفاده می کنند و نازل ترین آن را در کانون خانواده برای همسر به کار می برند!!

ای کاش همه زینت ها، آرایش ها و دلربایی های خانم ها، مطابق نظر اسلام، فقط و فقط برای همسر بود، چرا که آن وقت دیگر شاهد این همه دعواها، کشاکش ها، جدال ها، و فتنه ها نبودیم، در این زمینه یادآوری این نکته ضروری است که حضرت زهرا علیها السلام از گران بهاترین عطری که در اختیار داشتند، فقط و فقط برای شوی خود، علی علیه السلام استفاده می کردند.

همسران برتر، در طول حیات مشترک خود، به رغم گذر ماه ها و سال ها و باوجود افزونی مشکلات زندگی و حضور بچه ها، با داشتن باور عمیق در مورد حفظ جاذبه ها هر روزشان را بسان نوعروسان و تازه دامادان آغاز می کنند و شب هنگام نیز مانند اولین شب وصلت، با اندیشه ای نو و دلی پرشور در بستری از دیبای محبت می آرامند.

ما گاهی تصور می کنیم وقتی صحبت از آرایش کردن به میان می آید، این آرایش ویژه ی خانم هاست؛ در صورتی که مردان هم باید وضع ظاهری آراسته داشته باشند.

آراستگی ظاهر، نظافت و استعمال بوی خوش نیز نقش مهمی در حفظ پاک دامنی همسر دارد. هر کس بر اساس فطرت خویش از آراستگی و زیبایی لذت می‌برد و از زشتی، ژولیدگی و مراعات نکردن نظافت متنفر است. از این رو در احادیث اسلامی به مردان متأهل سفارش شده که با آراستگی خود موجبات پاک دامنی زنان خویش را فراهم سازند.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند:

« لباس های خود را بشویید، موهای خود را اصلاح کنید. مسواک بزنید، آراسته و پاکیزه باشید، زیرا بنی اسرائیل چنین نکردند و زنانشان زناکار شدند ».

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

« آمادگی و آراستگی مردان بر پاک دامنی زنان آنان می فزاید، گروهی از زنان، پاکدامنی خود را رها کردند، زیرا شوهرانشان خود را برای نیازهای آن ها آماده نمی کردند ».

امام صادق علیه السلام به زنان هم سفارش می کنند:

« شایسته نیست که زن خود را بدون آرایش معطل گذارد. گرچه در گردن خود گردنبندی بیاویزد. و شایسته ی او نیست که دستش را بدون خضاب بگذارد، اگر چه با کمی حنا باشد؛ هر چند آن زن سالخوره باشد »

امام باقر علیه السلام می فرمایند:

« بر زن لازم است خودش را خوش بو کند، بهترین لباس هایش را بپوشد، به بهترین وجه زینت کند و با چنین وضعی صبح و شب با شوهرش ملاقات کند ».

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نیز به مردان سفارش می کنند و می فرمایند:

« باید شما خودتان را برای همسرتان مرتب و آماده گردانید، چنان که دوست دارید آنان خودشان را برای شما مهیا سازند »

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

« خداوند مهربان زیبایی و خودآرایی را دوست دارد ».

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

« خدا از کسانی که بوی آزار دهنده ای دارند بیزار است ».

مسئله ی زینت و آرایش آن قدر مهم است که حتی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله سؤال شد: « زن برای شوهر نابینا چگونه آرایش کند؟ » حضرت فرمودند: « عطر استعمال کند تا مرد از بوی آن لذت ببرد ».

  • گذشت و بخشش

شما که به راحتی از دوستان خود عذرخواهی می کنید آیا حاضرید به همین راحتی از همسر خود عذر خواهی کنید؟ و اشتباهات او را ببخشید و گذشت کنید، آیا حاضرید در مقابل اشتباهی که کرده ای بگویید مرا ببخش؟ با خود منصف و صادق باشید.

باید این حقیقت را بپذیریم که همه ی انسان ها خطا می کنند و هیچ کس بی عیب نیست. بنابراین زن و شوهر جوان باید با اغماض و گذشت با یکدیگر رو به رو شوند و سعی کنند خطای خود را بپذیرند و از ایراد گرفتن و حساسیت نشان دادن به برخی از رفتارها خودداری نمایند. دانشمندی توصیه کرده است که پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و بعد از ازدواج کمی چشم ها را روی هم بگذارید. همگان خوب می دانند که میان انسان ها تفاوت های فردی حاکم است. و هیچ گاه اندیشه ها، احساسات و سلیقه های دو نفر شبیه هم نیستند، لذا ضرورت زندگی مسالمت آمیز ایجاب می کند هر یک از زوجین از بخشی از نظرات و سلیقه های خود، صرف نظر کند و انعطاف پذیر باشد؛ همچنین ضرورت دارد شوهر یا زن به خواسته ها و نیازهای طرف مقابل احترام بگذارد و آنها را رعایت کند و هنگام بروز مسایلی که موجب درگیری می شود طریق گذشت و چشم پوشی را پیشه کند

گذشت و اغماض در زندگی عامل بسیار مؤثری در ایجاد جو آرام خانواده بوده و عدم رعایت این مساله زمینه ی اضطراب و بدبینی، قهر، عصبانیت و عیب جویی را فراهم می کند. خداوند از گناهان و لغزش های بندگان خود می گذرد و می فرماید:

( وَ الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‌ ). (۲)

آنان خشم خود را فرو می خورند و از خطای مردم در می گذرند. خدا نیکوکاران را دوست دارد.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند:

« می خواهید شما را به بهترین اخلاق دنیا و آخرت خبر دهم، آن اخلاق این است: از کسی که به تو ستم کرده در گذری، با خویشاوندی که از تو بریده پیوند برقرار کنی، به کسی که نسبت به تو بدی کرده نیکی کنی و به کسی که تو را محروم کرده بخشش کنی ». (۳)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

« العفو تاج المکارم ؛ (۴) عفو تاج کرامات اخلاقی است ».

همچنین آن حضرت می فرمایند:

« بدترین مردم کسانی هستند که از لغزش دیگران نمی گذارند و عیب های آنان را نمی پوشانند »

آثار گذشت و بخشش

۱. ایجاد آرامش روحی

زندگی توأم با گذشت و اغماض، مایه ی ایجاد آرامش و آسایش روحی زن و مرد است. کسی که در زندگی گذشت ندارد، همواره منتظر فرصتی است تا انتقام گیرد. از این رو، پیوسته دغدغه ی روح ی او در انتقام گیری از دیگران آرامش روحی او را به هم می زند.

۲. زدودن کینه

اشتباهات در خانواده عامل مهمی در ایجاد کدورت ها و کینه هاست. اگر این اشتباهات بخشیده شود، زمینه ی اختلافات کمتر شده، تفاهم و همدلی در خانواده بیشتر می گردد؛ ولی اگر زن و مرد اشتباه یکدیگر را بزرگ کرده و به رخ یکدیگر بکشند. زمینه ی کینه فراهم می شود.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:

« نسبت به یکدیگر گذشت کنید تا کینه هاتان برطرف شود ». (۷)

۳. فزونی عزت

انسان با گذشت، کرامت و عزت نفس دارد. و از نفوذکلام بیشتری برخوردار است. با افزایش عزت نفس و برزرگی، خانواده تحکیم پیدا می کند.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

« عفو و گذشت موجب عزت بنده است؛ بنابراین گذشت کنید تا خدا به شما عزت دهد ». (۸)

۴. طول عمر

آرامش روحی و روانی که از ناحیه ی عفو و گذشت نصیب انسان می گردد در سلامت جسمی او مؤثر و عامل طولانی شدن عمر است.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:

« کسی که بسیار گذشت می کند به عمرش افزوده می شود ».

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.