log02

جنگ نرم از منظر قرآن(۳)

فصل سوم

 

راهکارهای

مقابله

 

 

 

 

 

در این فصل به بیان مهمترین راهکارهای مقابله با عملیات نرم دشمن از آیات قرآن کریم می­پردازیم. همان­طور که قبلا اشاره شد هدف از جنگ نرم تغیر باورها و ارزش­ها است پس مقابله باید تا آنجا صورت گیرد که دشمن را از هدف خود مایوس و شکست دهیم. چرا که خداوند متعال می­فرماید با این دشمنان سرسخت، مبارزه کنید و پیکار را هم چنان ادامه دهید تا فتنه برچیده شود و دین یکپارچه براى خدا باشد«وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ».[۱] واژه «فتنه» مفهوم وسیعى دارد که هر گونه اعمال فشار را شامل مى‏شود.[۲]

لاذم به ذکر است که سلسله مقالات جنگ نرم از منظر قرآن پایان نامه مقطع کارشناسی نگارنده بوده که در معاونت پژوهش حوزه ی علمیه قم به ثبت رسیده است.

راهکارهای مقابله

۱)ولایت پذیری

مهمترین راه مقابله در برابر دشمنان اصل ولایت پذیری است. جامعه ای که گوش به فرمان رهبر خود باشند از طوفان فتنه­ها در امانند. در بحث­های قبل گذشت که یکی از اهداف مهم دشمن تضعیف رهبری و از بین بردن ولایت­پذیری در جامعه است، چراکه به خوبی قدرت و نفوذ بالای رهبری جامعه اسلامی در هدایت امت و خنثی کردن فتنه­ها را دریافته­اند، از این باب سرمایه­­های بالایی را در تخریب این در تدارک می­بینند. خداوند متعال در قرآن کریم در مورد اصل ولایت پذیری آیات متعددی را آورده از جمله: «وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا……»[۳] -و اطاعت (فرمان) خدا و پیامبرش نمائید و نزاع (و کشمکش) مکنید- یکى دیگر از مهم‏ترین برنامه‏هاى مبارزه توجه به مسئله رهبرى و اطاعت از دستور پیشوا و رهبر است همان دستورى که اگر انجام نمى‏گرفت جنگ بدر، که این آیه بدان سبب نازل شده، به شکست کامل مسلمانان منتهى مى‏شد.همچنین می­فماید: «قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ »[۴] – بگو: خدا و رسول را اطاعت کنید. پس اگر سرپیچى کردند، (بدانید که) همانا خداوند کافران را دوست نمى‏دارد. خداوند متعال در این آیه شریفه به تمامی امت اسلامی دستور می­دهد که از ولی و رهبرتان پیروی کنید چراکه فرامین وی حجت وسرپیچی از آن باعث شقاوت است. از جمله« أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ» استفاده مى‏شود که اطاعت خدا و پیامبر ص از هم جدا نیستند و اطاعت از رسول بعنوان پیشوای امت برابر است با اطاعت خداوند. و هر کس که از اطاعت خدا و رهبری الهی سرباز زند به ولایت طاغوت تن می­دهد: «وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ» [۵]-و آن قوم عاد، آیات پروردگارشان را منکر شدند و پیامبرانِ او را نافرمانى کرده و از فرمان هر ستمگر لجوجى پیروى نمودند. ودر آیه­ی دیگری می­فرماید : «وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى‏ عَلَیْکُمْ آیاتُ اللَّهِ وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» [۶]-و چگونه شما کفر مى‏ورزید، در حالى که آیات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول او در میان شماست و هر کس به (دین و کتاب) خدا تمسّک جوید، پس قطعاً به راه مستقیم هدایت شده است- این جمله در حقیقت اشاره به این است، که اگر دیگران گمراه شوند، زیاد جاى تعجب نیست، تعجب در این است که افرادى که تحت لقای ولایت و رهبری الهی هستند چگونه ممکن است گمراه گردند. رهبر جامعه اسلامی بهتر از هرکس فتنه را می­شناسد پس اگر امت به فرمان رهبر تن دهند از آماج فتنه­ها در امانند.

۲) روشن گری

تمام انبیاء برای روشن گری آمدند. روشن گری در مورد فتنه­ها، انحرافات، اعمال مستکبران، طغیانگران و جریانات منحرفی که منافع خود را در ناآگاهی و غفلت جامعه می­جستند. با نگاه به آیات قرآن به این نکته برمی­خوریم که خداوند در موارد زیادی با لفظ «قل» – بگو- شروع کرده، که این خود بیانگر آن است که پیامبر در مقام رهبری جامعه وظیفه­ی روشنگری را نیز دار بوده. خداوند متعال در موارد متعددی روشن­گری کرده و ماهیت دشمن را به جامعه نشان داده است.

«لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبِیراً»[۷] – آنها در مورد خود تکبر ورزیدند و گرفتار غرور و کبر و خود بینى شدند و طغیان کردند، چه طغیان بزرگى؟- مشرکان لجوج براى فرار از زیر بار تعهدات و مسئولیت­هایى که ایمان به خدا و رستاخیز بر دوش آنها مى‏گذارد، بهانه‏هایى را مطرح مى‏کردند که یکى از آنها این بود چرا پیامبر مثل ما نیاز به غذا دارد، و یا چرا در بازارها راه مى‏رود، چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‏شوند، و یا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بینیم[۸] «وَ قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِکَهُ أَوْ نَرى‏ رَبَّنا»[۹]. و خداوند جواب آنان را با روشن­گری داده، می­فرماید این سخنان به علت تکبر و غرورشان است و بخاطر این تکبر است که از اساس همه چیز را زیر سوال برده و پذیرای حق نیستند.

این وظیفه فقط بر عهده رهبران جامعه نیست بلکه تمامی اقشار جامعه خصوصا خواص و نخبگان باید احساس تکلیف نموده و در موارد لازم اقدام به روشنگری جامعه و افشای حق از باطل کنند چرا که خداوند متعال می­فرماید: «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۱۰] -و حقّ را با باطل نپوشانید و حقیقت را با اینکه مى‏دانید، کتمان نکنید- دستوری که در این آیه داده شده این است که حق و حقیقت را بازگو کنید و آن را با باطل مخلوط نکنید. در واقع یکی از موارد فتنه آمیختن حق با باطل است پس هم کتمان حق، جرم است و گناه، و هم آمیختن حق و باطل که هر دو در نتیجه، یکسان مى‏باشند.

نیز در جایی دیگر توطئه اهل کتاب را آشکار کرده می­فرماید: «وَدَّتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یُضِلُّونَکُمْ وَ ما یُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ» [۱۱]– گروهى از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند، ولى جز خودشان را گمراه نمى‏کنند و (این را) نمى‏فهمند- سیماى تهاجم فرهنگى و توطئه‏هاى دشمن براى بى‏دین کردن مسلمانان را در این آیه و سه آیه بعد مى‏بینیم. این آیه خبر از کینه‏هاى مکتبى، آیه بعد خبر ازلجاجت و کفر «یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ »[۱۲] ، آیه هفتاد و یکم خبر از شیوه حق‏پوشى و کتمان آگاهانه «یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۱۳] ، و آیه هفتاد و دوّم خبر از تاکتیک فریبنده‏ى دشمن مى‏دهد«وَ قالَتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»[۱۴] که مجموعاً یک تهاجم فرهنگى برخاسته از باطن تاریک، بکارگیرى شیوه‏هاى کتمان، زیر سؤال بردن و تضعیف و تزلزل عقاید توده‏ى مردم است.[۱۵] از مجموع آیات بالا چنین بر می­آید که خداوند، در این آیات نقشه‏هاى دشمنان دین را افشا و آنان را رسوا مى‏کند «وَدَّتْ طائِفَهٌ …»، و نیز این نکته را به ما گوش­زد می­کند که شناخت دشمن و برنامه‏هاى او، لازمه‏ى در امان ماندن از آسیب‏هاى احتمالى است «وَدَّتْ طائِفَهٌ …» همچنین تهاجم فکرى و فرهنگى دشمن، بسیار جدّى است و نباید از آن غافل شد «وَدَّتْ طائِفَهٌ …».

تلبیس، مشتبه کردن و کتمان حق، دو اهرم نیرومند دشمن براى ایجاد انحراف در بین مؤمنان است. در دو آیه قبل فرمود: «یُضِلُّونَکُمْ …» در این آیه مى‏فرماید: «تَلْبِسُونَ»و«تَکْتُمُونَ».[۱۶] بنابر این همه­ی افراد امت اسلامی باید خود را در قبال اسلام و حکومت اسلامی مسئول بدانند و آنجا که احتیاج به روشن­گری و افشای حق است دریغ ننمایند.

۳) القای امید و بازگو نکردن موضوعاتی که ترس عمومی را دنبال دارد

یکی از اصولی که در رویارویی با دشمن و پیروزی بر او نقش کلیدی دارد امیدواری و روحیه­ی بالا است. لازم است که به این مهم توجه داشته باشیم که پیروزی نهایی با جبهه­ی حق است چراکه خداوند چنین وعده داده: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» [۱۷]– او کسى است که فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاده تا او را بر همه ادیان غالب کند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.

این وعده زمانی داده شده که هنوز اسلام در خود جزیره العرب هم غالب نشده بود اما خداوند به مومنان امید می­دهد که در آینده­ای نزدیک این دین مبین اسلام است که بر تمام آیین­های دیگر برتری می­گیرد.

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ…..»[۱۸] – خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین قرار دهد- خداوند به مومنان وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین قرار دهد و با این سخن به آنان امیدواری می­دهد. در جاى دیگرى فرموده: «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»[۱۹] یعنى بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد و در جاى دیگرى از قرآن کریم مى‏خوانیم: «وَ الْعاقِبَهُ لِلتَّقْوى‏»[۲۰] یا مى‏فرماید: «وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»[۲۱] این آیات وعده جمیل و زیبایى است براى مؤمنین که عمل صالح هم دارند، به آنان وعده مى‏دهد که به زودى جامعه صالحى مخصوص به خودشان برایشان درست مى‏کند و زمین را در اختیارشان مى‏گذارد و دینشان را در زمین متمکن مى‏سازد، و امنیت را جایگزین ترسى که داشتند مى‏کند، امنیتى که دیگر از منافقین و کید آنان، و از کفار و جلو گیریهایشان بیمى نداشته باشند، خداى را آزادانه عبادت کنند، و چیزى را شریک او قرار ندهند.[۲۲] خداوند متعال در این آیات آینده زیبایی را در مقابل مومنین ترسیم کرده و به ایشان امید می­دهد که اگر استقامت و صبر داشته باشند شکوه و عظمت امت اسلام را خواهند دید.

مقام معظم رهبری در این باره می­فرمایند: «به اینها (جوانها) قدرت تحلیل دهید، توان کار و نشاط دهید. چه طور؟ با امید دادن، امید بخشیدن به فضای کلاس »[۲۳]

و در جایی دیگر می­فرمایند: « عزیزان من شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه جنگ نرم یکی­اش نگاه خوش­بینانه و امیدوارانه است… اگر نگاه بدبینانه شد، نگاه چه فایده­ای شد… مطلقا دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت، همانی است که دشمن می­خواهد » [۲۴]

از طرفی توجه به این نکته مهم است که باید از مواردی که موجب رعب و وحشت عمومی در جامعه می­شود پرهیز کرد. «إِذْ یُرِیکَهُمُ اللَّهُ فِی مَنامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَراکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لکِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »[۲۵]

(اى پیامبر! به یادآور) زمانى که خداوند، عدد آنان (دشمنان) را در خوابت، به تو اندک نشان داد و اگر (خداوند) آنان را (در دید تو) زیاد نشان مى‏داد، حتماً سست شده و قطعاً در کار جنگ نزاع کرده بودید، ولى او (شما را از این سستى و نزاع) سالم نگاه داشت، همانا خداوند به آنچه در سینه‏هاست آگاه است.

«وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلاً …»[۲۶]

و (به یاد آورید) زمانى که چون با دشمن برخورد کردید، خداوند دشمنان را در نظر شما کم جلوه داد…

از تدبیرهای خداوند حکیم این بود که شمار دشمن را در چشم مومنان کم و تعداد مومنان را در چشم کفار زیاد نمود تا هم به سپاه اسلام امید دهد و هم موجبات رعب و وحشت در قلب مسلمانان فراهم نشود.

۴) دشمن شناسی و تشخیص خودی و غیرخودی

مقام معظم رهبرى حضرت آیت اللَّه خامنه‏اى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران مورخ ۸/ ۵/ ۷۸ با اشاره به موضوع «خودى و غیر خودى» فرمودند:

«گفته مى‏شود خودى و غیر خودى. حالا خودى داریم یا نداریم؟ اگر بخواهیم ملت را حساب کنیم، نه؛ آحاد ملت هم خودى اند. اما جریانات سیاسى، بله؛ جریان خودى داریم، جریان غیر خودى داریم. خودى کیست؟ خودى آن است که دلش براى اسلام مى‏تپد؛ دلش براى انقلاب مى‏تپد؛ به امام ارادت دارد؛ براى مردم به صورت حقیقى، نه ادعایى، احترام قائل است. غیر خودى کیست؟ غیر خودى کسى است که دستورش را از بیگانه مى‏گیرد، دلش براى بیگانه مى‏تپد، دلش براى برگشتن آمریکا مى‏تپد، غیر خودى کسى است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه دوستانه با آمریکا بود. به امام اهانت مى‏کرد، اما براى آمریکا اظهار علاقه مى‏کرد. کسى که به امام اهانت مى‏کرد، ناراحت نمى‏شد، اما اگر کسى به دشمنان بیرون از مرز یا همدستانآنها اهانت مى‏کرد، ناراحت مى‏شد. اینها غریبه‏اند، اسمشان چیست،                      هر چه باشد، چه کسى هستند، به ماربطى ندارد که حالا بخواهیم در خطبه‏هاى نماز جمعه اسم کسى را بیاوریم. هر کس این طور باشد، غریبه است».[۲۷]

قرآن کریم در زمینه خودی و غیرخودی می­فرماید: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا ……….فَأُولئِکَ مِنْکُمْ»[۲۸] مومنان از شما (خودی) هستند. از مفهوم این آیه بدست می­آید که غیرمومنان یعنی کفار- چه کتابی و غیرکتابی- خودی نیستند. در واقع این آیه درس دشمن شناسی را نیز به ما می­آموزد. آیات شریفه ۷۲ و ۷۳ سوره انفال و آیات مشابه دیگر، مؤمنان را خویش، دوست و یاوران هم و در مقابل، کافران را خویش و دوست هم مى‏خواند و مى‏فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا … بَعْضُهُمْ أَوْلِیَا ءُبَعْضٍ … وَالَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیَا ءُبَعْضٍ»[۲۹]. آنها که ایمان آوردند، … بعضى اولیاى بعض دیگرند … و آنها که کافر شدند بعضى اولیاى بعض دیگرند.

در سوره حجرات مى‏فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»[۳۰] تنها و تنها مؤمنان با هم برادر (خودى) اند.

در برخى آیات دیگر از کافران و غیر مؤمنان با عباراتى نظیر «من دونکم» یا «من دون المؤمنین»، یاد شده است که به وضوح غیر خودى بودن کافران و در مقابل، خودى بودن مؤمنان را مى‏رساند.

در جایی دیگر در باب دشمن شناسی می­فرماید:« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَهً مِنْ دُونِکُمْ … »[۳۱]

” بطانه” در لغت به معنى لباس زیرین است، و مقابل آن” ظهاره” به- معنى لباس روئین مى‏باشد. و در اینجا کنایه از” محرم اسرار” است. و” خبال” در اصل به معنى از بین رفتن چیزى است، غالبا به زیانهایى که در عقل انسان اثر مى‏گذارد، گفته مى‏شود. این آیه به دنبال آیاتى که مناسبات مسلمانان را با کفار بیان کرد، به یکى از مسائل حساس اشاره کرده و ضمن تشبیه لطیفى به مؤمنان هشدار داده است، که غیر از هم مسلکان  (خودی­ها)، دوست و همرازى انتخاب نکنند، و بیگانگان (غیرخودی )را از اسرار و رازهاى درونى خود با خبر نسازند. یعنى کفار شایستگى دوستى شما را ندارند، و نباید آنان دوست و محرم اسرار شما باشند.[۳۲] اسلام و نظام اسلامى با ماهیّت دشمن‏ستیزى خود، راه هر گونه نفوذ را بر دشمن سدّ نموده و دشمن را وادار به عقب‏نشینى می­کند.

امام خمینى قدس سره معتقد بودند که اعتقاد به وجود دشمن، یک توهّم نمى‏باشد بلکه واقعیت خارجى دارد و ملت مسلمان ایران باید دشمنى ابرقدرت‏ها را جدى بینگارد و اصل را بر دشمنى آن‏ها بگذارد. از منظر امام این دشمنان هم داخلى هستند و هم خارجى؛ چرا که گاه نیروهاى داخلى خواسته یا ناخواسته در مسیر دلخواه دشمنان خارجى قرار مى‏گیرند و کار آن‏ها را انجام مى‏دهند. دشمن چون منافع خود را در ایران اسلامى از دست رفته دیده، با تمام امکان به میدان آمده است و جز به امحاء آن راضى نمى‏شود. او براى رسیدن به این هدف، مراحلى را در نظر گرفته است: تضعیف و تخریب باورهاى دینى مردم، تضعیف ارکان نظام اسلامى، استفاده از روش‏هاى گوناگون تبلیغاتى به ایجاد اختلاف بین مردم و مسؤولان، اختلاف در بین اقشار مردم، ناامید کردن جوانان از توانایى نظام و تاریک جلوه دادن آینده آن براى آنان از جمله این مراحل مى‏باشد. از نظرات حضرت امام استفاده مى‏شود که هوشیارى در خصوص شناسایى دشمنان واقعى، عامل مهمى در از بین بردن توطئه‏ها و ترفندهاى بیگانگان خواهد بود.[۳۳]

– مولفه­های جبهه خودی:

گرچه می­توان ویژگی­های متعددی را برای جبهه­ی خودی برشمرد اما ما در این مجال قصد داریم که به بارزترین و مهمترین آنها اشاره کنیم، که چهار مورد زیر را می­توان از مهمترین این ویژگی­ها نامید.

۱)پیروی از اسلام ناب:

پایبندی به قانون اسلام ناب یکی از ویژگیهای بارز خودیهاست؛ در مجموعه آیاتی که در بالا آمد، جبهه­ی خودی را با الفاظی چون «الْمُؤْمِنُونَ» ، « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» و خطاباتی این چنینی صدا می­زند که در این گونه خطاب نکته­ای نهفته است و آن نکته همان پیروی از اسلام ناب محمدی است که مایه سعادت و یگانه راه نجات می­باشد. بنابر تأکید رهبر انقلاب «… همه کسانی که در صحنه سیاسی کشور حضور دارند، به ارزش‌ها و پایه‌های اساسی این انقلاب اعتماد کنند. بدانید آن چیزی که می‌تواند این کشور را نجات بدهد، همان     چیزهایی است که همه در اسلام مندرج است و اسلام است که می‌تواند…».[۳۴] اشاره مقام معظم رهبری درباره نجات بخش بودن اسلام برای ملت ایران و لزوم پایبندی جریان خودی به آموزه‌های اسلام بر اهمیت نقش «التزام عملی به اسلام» به عنوان یک شاخصه بسیار مهم برای جریان خودی تأکید دارد.

۲) ولایت مداری:

«قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ »[۳۵] – بگو از خدا و پیامبرش اطاعت کنید پس اگراز اطاعت آنان روی­گردانید (به جبهه­ی کفار و دشمنان ملحق می­شوید) و خداوند کفار را دوست نمی­دارد-پیروی از خط ولایت، خط قرمزی است که جریان خودی را از غیر خودی و دوست را از دشمن جدا می‌سازد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی:«آنچه که امروز متن جامعه ماست، همان خط و راه امام است. آنچه که ما آن را به صلاح دین و دنیای خودمان می‌دانیم، همان چیزی است که با انگشت اشاره امام در مقابل ما باز شد و قدم در آن گذاشتیم… و در آن حرکت کردیم و باز هم تا جان در بدن داریم، آن راه را ادامه خواهیم داد… خط جمهوری اسلامی این است. غیر از این، ما راهی نداریم؛ غیر از این ما راه نجاتی نمی‌شناسیم؛ غیر از این، هیچ تکلیف شرعی بر دوش خودمان احساس نمی‌کنیم. تکلیف شرعی ما این است.»[۳۶]

۳) قانون گرائی و حفظ خطوط قرمز:

قانون‌گرایی و التزام به قانون اساسی که بسیار مستحکم و مترقی است و نیز رعایت خطوط قرمز نظام اسلامی، یکی دیگر از مولفه­های جدایی بین جریان خودی با غیر خودی است. قرآن در این باره و در توصیف مومنان حقیقی می­فرماید: ِ «وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ »[۳۷] – (مؤمنانِ حقیقی) …………. و حافظِ حدود و مقرّرات الهى‏اند- به تعبیر حضرت آیت الله خامنه‌ای: «قانون اساسی ما یک قانون مترقی، بسیار مستحکم و بسیار هوشمندانه نوشته شده است. براساس این قانون، همه چیز در جای خود قرار دارد و گفته است توصیه من به همه… رعایت قانون است. اگر ما قانون را رعایت بکنیم، دشمن نمی‌تواند به طمع‌ورزی خود ادامه دهد.»[۳۸]

«وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ …»[۳۹] – و هر کس که از خدا و پیامبر اطاعت کند، پس آنان (در قیامت) با کسانى همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است- همدم شدن با کسانی که به آنان نعمت داده شده جرء با رعایت قوانین و فرامین خدا و رسول محقق نمی­شود.

۴) تعیین مرزهای دوستی و دشمنی:

«بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً»[۴۰] «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً»[۴۱] – منافقان را بشارت ده که برایشان عذابى دردناک است. آنان که کافران را بجاى مؤمنان، سرپرست و دوست خود مى‏گیرند آیا عزّت را نزد آنان مى‏جویند؟ همانا عزّت به تمامى از آن خداست- در این آیه کسانی را که مرز دوستی و دشمنی را رعایت نمی­کنند و موضع گیری شفافی در قبال مستکبران ندارند را به صراحت منافق خوانده و وعده عذاب داده است. در صدر اسلام، منافقان با یهود مدینه و مشرکان مکّه رابطه داشتند تا اگر مسلمانان شکست خوردند، آنها ضررى نبینند و جایگاه خود را از دست ندهند، این آیه رفتارهای آنان را مورد انتقاد شدید قرار داده و محکوم می­کند. مرزبندی در دوستی و دشمنی از دیگر مولفه­های بارز نیروهای خودی است.

مقام معظم رهبری می­فرماید: «گاهی اتفاق افتاده که رادیوهای بیگانه به مناسبتی از مسئولان بلند پایه‌ کشور و مدیران سطح بالا، از شخص‌شان، از مجموعه‌شان، از جناح‌شان، از حزب‌شان، تمجید و تعریف و طرفداری کرده‌اند؛ من به آن‌ها گفته‌ام که شما کاری کنید که با آن‌ها اشتباه نشوید؛ یعنی فاصله خودتان را با آن‌ها صریحاً روشن کنید. اگر این کار انجام بگیرد، آن‌ها به هدف خود نمی‌رسند و توطئه‌های آن‌ها خنثی خواهد شد… وقتی در خصوص مسئله‌ای بین دو جناح و دو گروه فکری در جامعه‌ ما اختلاف وجود دارد … آن‌ها یک طرف را مورد حمایت قرار می‌دهند و یک طرف دیگر را می‌کوبند، راه خنثی کردن توطئه آن‌ها این است که آن طرفی که مورد حمایت آن‌ها قرار گرفته، صریحاً و علناً از آن‌ها برائت بجوید. اگر این کار را بکنند، دشمن به هدف خود … نمی‌رسد، اگر این کار نشد، دشمن به هدف خود امیدوار می‌شود.»[۴۲]

این چهار ویژگی از اهم مولفه­های خودی­ها هستند و کسانی که رفتار، گفتار، عمل و موضع گیری آنها با این شاخصه­ها ضدیت دارد در جبهه­ی غیرخودی قرار دارند.

نتیجه گیری:

نتیجه آنکه با مطالعه تاریخ به این حقیقت خواهیم رسید که همواره میان حق و باطل درگیری و نزاع وجود دارد، از این رو قران کریم در مورد جنگی دائمی میان حق وباطل سخن می­گوید: « وَ الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا »[۴۳]؛ «فتنه از قتل بزرگتر است ، و مشرکان همواره با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان منحرف کنند».

این جنگ در تمام دوران­ها بوده و مخصوص و محدود به یک زمان خاص نمی­باشد. نزاع و درگیری اشاره شده در آیه شریفه بواسطه­ی شیوه­های مختلفی توسط دشمن اجرا شده است. تاریخ شاهد جنگ­های خونین و بی­رحمانه­ای بوده که مستکبران دوران بر مستضعفین و پیروان حق تحمیل کرده­اند که یا از نوع سخت بوده و یا از نوع نرم.

از آنجا که دشمن در دوران کنونی از رویارویی مستقیم و نبرد نظامی با ملت ایران نتیجه­ی مطلوبی بدست نیاورد نوع دیگری از جنگ را بر ضد ما شروع کرد که از لحاظ هزینه بسیار پایین­تر از نبرد سخت واز لحاظ نتیجه موثرتر از آن است. این نبرد که در ادبیات نوئین به «جنگ نرم» یا «عملیات نرم»[۴۴] شهرت یافته، دارای تاکتیک­هایی است که گرچه به نظر ماهیتی جدید دارند اما با کمی دقت در تاریخ و مطالعه­ی آیات قرآن به این نکته می­رسیم که اغلب این شیوه­ها در قرون گذشته مورد استفاده قرار می­گرفته و خداوند متعال نیز در قرآن این روش­ها را ذکر کرده و در آیات خود راه­های مقابله با آن را بیان فرموده. بنابر این همان­گونه که قرآن در آیه

۲۱۷ بقره تاکید دارد این نبرد ریشه در تاریخ دارد و دشمنان در گذشته نیز از آن برای نابودی حق وحق­طلبان بهره می­جستند. منازعه نرم به شیوه ای اطلاق می‌گردد که بر اساس قواعد آن ، قلب و مغز مردم کشور هدف به تصرف نیروی مقابل در می آید و آن گاه کسانی که قلب و مغزشان تسخیر شد در راستای اهداف دشمن خود عمل خواهند کرد، در این حالت است که دشمن بدون صرف هزینه­های بالا و یا درگیری­های نظامی که سرمایه­های کلان مالی و انسانی را می­طلبد، موفق می­شود که کشور مورد هدف را مغلوب و او را وادار به اطاعت خود در زمینه­های مورد نظر کند. این، شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است.

با توجه به آیات قرآن می­توان گفت که از جمله مهمترین شیوه­های جنگ نرم عبارتند از:

۱)انحراف بواسطه اموال و اولاد که در این باره خداوند متعال می­فرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیم»[۴۵] «بدانید که اموال و اولاد شما وسیله آزمایشند و نزد خدا اجر بزرگی وجود دارد»

۲) محو کردن جایگاه ولایت «وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ»[۴۶] «ای پیامبر به یاد بیاور که مشرکان و کافران قصد داشتند تا با مکرو حیله رسالت تورا محو کنند و برای این کارسعی کردند تو را حبس کنند و برخی می خواستند تو را بکشند و برخی دیگر می خواستند از مکه اخراجت کنند و مکروحیله می کردند و درمقابل خداوند هم بای آنان نقشه میکشید که خداوند بهترین نقشه کش ها است».

۳) بی­اهمیت جلوه دادن ارزش­های جامعه هدف« وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین»[۴۷]

« هنگامی که آیات ما برای ایشان قرائت می شود می گویند شنیدیم (چیز مهمی نیست) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را می گوئیم اینها افسانه های پیشینیان است».

۴) تخریب فرهنگ اصیل اسلامی« فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً »[۴۸] «از کافران پیروى نکن و به وسیله‏ى قرآن (یا ترک پیروى از آنان) با آنان به جهادى بزرگ بپرداز».

۵) معرفی الگوهای غیر اسلامی .

۶) فتنه انگیزی.

دشمنان اسلام و مستکبران دوران که همواره در تلاش بودند تا نور اسلام را خاموش و جامعه­ی اسلامی را نابود کنند، از این روش­ها برای رسیدن به هدف خود بهره می­بردند. در زمان ما نیز دشمنان قسم خورده ملت­های اسلامی که منافع خود را در گرو نابودی اسلام می­بینند، با بسیج سرمایه­های بسیار زیادی برای پیشبرد این تاکتیک­ها به براندازی و نابودی نظام اسلامی می­اندیشند. از این رو قرآن کریم که برنامه و دستورات کاملی برای سعادت انسان و جامعه دارد به بیان راهکارهای مقابله با این­گونه حملات اشاره کرده است که مهمترین آنها عبارتند از: ولایت پذیری، روشن گری، القای امید و بازگو نکردن موضوعاتی که ترس عمومی را دنبال دارد و دشمن شناسی و تشخیص خودی و غیرخودی. از این رو همه­ی ملت­های مسلمان وظیفه دارند که خود را در مقابل این جنگ، با دستورات قرآن تجهیز کرده و از راهکارهای آن تبعیت کنند که این کار تنها راه نجات و شکست دشمن است.

 

 

 

 

 

 

 

گزارش نهایی:

یکی از مشکلاتی که در فرایند نوشتن این تحقیق با آن رو در رو بودم نبودن کتابخانه تخصصی در این زمینه بود. همچنین منابع وکتبی که این موضوع را در قرآن بررسی کرده باشد خیلی نادرند، اما به فضل خداوند متعال و با توکل به او توانستم این موضوع را به پایان ببرم. در نوشتن این تحقیق سعی شده از تفاسیری استفاده شود که بیشتر مورد استفاده و توجه عموم هستند. همچنین سعی شده که امانت داری در نقل قول و ذکر منابع حفظ شود، که امید است این تحقیق مورد توجه و عنایت امام زمان «عج الله تعالی » قرار گیرد.

[۱] – انفال/۳۹

[۲] – تفسیر نمونه، ذیل آیه

[۳] – انفال/۴۶

[۴] – آل عمران/۳۲

[۵] – هود/۵۹

[۶] – آل عمران/۱۰۱

[۷] – فرقان/۲۱

[۸] – تفسیر نمونه، ذیل آیه

[۹] – فرقان/۲۱

[۱۰] – بقره/۴۲

[۱۱] – آل عمران/۶۹

[۱۲] – آل عمران/۷۰

[۱۳] – آل عمران/۷۱

[۱۴] – آل عمران/۷۲

[۱۵] – تفسیر نور، ج ۲، ص ۸۷

[۱۶] – تفسیر نور، ج ۲، ص ۸۷

[۱۷] – صف/۹

[۱۸] – نور/۵۵

[۱۹] – انبیاء/۱۰۵

[۲۰] – طه/۱۳۲

[۲۱] – اعراف/۱۲۸

[۲۲] – تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۲۰۹

[۲۳] – بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه، ۸/۶/۱۳۸۸

[۲۴] – بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان، ۴/۶/۱۳۸۸

[۲۵] – انفال/۴۳

[۲۶] – انفال/۴۴

[۲۷] – روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ ۹/۵/۷۸، ص ۱۳

[۲۸] – انفال/۷۵

-[۲۹] انفال/۷۲ و ۷۳

[۳۰] – حجرات/۱۰

[۳۱] – آل عمران/۱۱۸

[۳۲] – تفسیر نمونه، جلد ۳، ص ۶۴

[۳۳] – دشمن شناسی از منظر امام خمینی، ص ۱۵۵

[۳۴] – سخنرانی در خطبه های نماز جمعه تهران، ۲۳/۲/۱۳۷۹

[۳۵] – آل عمران/۳۲

[۳۶] – در جمع مسئولان وزارت خارجه و کارداران جمهوری اسلامی، ۱/۵/۱۳۶۹

[۳۷] – توبه/۱۱۲

[۳۸] – در اجتماع مردم قم، ۱۴/۷/۱۳۷۹

[۳۹] – نساء/۶۹

[۴۰] – نساء/۱۳۸

[۴۱] – نساء/۱۳۹

[۴۲] – خطبه های نماز جمعه تهران،۲۶/۱۲/۷۹

[۴۳] – بقره/۲۱۷

Soft warfare -[44]

[۴۵] – انفال/۲۸

[۴۶] – انفال/۳۰

[۴۷] – انفال/۳۱

[۴۸] – فرقان/۵۲

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.