imageبs

رابطه عقلانیت، عدالت و معنویت در اندیشه مقام معظم رهبری

در اندیشه مقام معظم رهبری عقلانیت حقیقتی است که با دو عنصر عدالت و معنویت کامل می­شود و ترابطی تنگاتنگ بینشان حاکم است. بگونه ای که نه عدالتِ تهی از معنویت و عقلانیت، استعداد این را دارد که عدالت محسوب گردد و نه عقلانیت تهی از عدالت و معنویت، و مسئله معنویت نیز به همین نسبت است. در حقیقت؛ عدالت، عقلانیت و معنویت با هم محقق میشوند و از یکدیگر غیرقابل انفکاک هستند. در این منظومه فکری، روح و اساس کار معنویت است و عقلانیت بعنوان مهمترین ابزار کار محسوب می­گردد و نیز عدالت هدف و مسیر کار است.[۱] مسئله­ای که این یادداشت در پی آن است کشف چرایی این ترابط معنایی است که در ادامه بدان پرداخته می­شود.

-چرایی ترابط معنویت با عدالت:

سوالی که ممکن است در ذهن پدید آید این است که چه ارتباطی بین دو مفهوم عدالت و معنویت وجود دارد و دلیل این ترابط معنایی چیست؟ بر اساس نظام اندیشه­ای مقام معظم رهبری که یک منظومه فکری مبتنی بر اصل توحید و آموزه­های ناب توحیدی است و تمامی ساختارهای این نظام فکری بر این اساس بناشده، معنویت حقیقتی است که هیچ گونه نقطه عطفی با ظلم­پذیری ندارد. براین اساس انسان معنوی کسی است که در مقابل طاغوت و ظلم سر سازش فرود نمی­آود بلکه با نظام سلطه و طاغوت مبارزه خواهد کرد چراکه معنویت اصیل و حقیقی در ذات خود ظلم­ستیزی و ناسازگاری با طاغوت را همراه دارد؛ «آدم معنوى‌ایى که با ظلم مى‌سازد، با طاغوت مى‌سازد، با نظام ظالمانه و سلطه مى‌سازد، این چطور معنویتى است؟ این‌گونه معنویت را ما نمى‌توانیم بفهمیم».[۲] این عبارات، بیانگر تفاوت ماهوی و تعریفی «معنویت» در منظومه فکری مقام معظم رهبری –یا بعبارتی نظامِ اندیشه­ای توحیدی اصیل- با انواعی از «معنویت»های غیراصیل و سازشکاری است که از درون تفکرات التقاطی و سازشگرایانه­ای چون انجمن حجتیه و غیره پدید می­آید. این «معنویت» همانند «عقلانیت» در مفهوم انقلابی­گری قابل تعریف است[۳] و ترابط معنایی دارد با عدالت. چراکه از شاخصه های عدالت در نگاه اسلام سکوت نکردن در مقابل ظلم و استبداد و طاغوت است و در این رابطه احادیت و آیات بسیاری وارد شده است که برای نمونه به حدیثی از حضرت علی(ع) که خود اسطوره و اسوه کامل معنویت، عدالت و عقلانیت توأمان است اشاره و اکتفاء میکنیم: « اَحسَنِ العَدلِ نصره المظلوم؛ بهترین عدالت یارى مظلوم است» و بسیار واضح است که یکی از مهمترین ارکان یاری مظلوم، ظلم­ستیزی و مبارزه با ظالم  است.

همچنین انسان معنوی در تلاش برای تحقق عدالت همواره رضای خالق و اجر الهی را در نظر دارد و برای چیزی جزء امر الهی به کوشش در جهت تحقق عدالت و رضای پروردگار در پی عدالت نیست. امام خامنه ای در این­باره می­فرمایند: «عدالت باید با معنویت همراه باشد؛ یعنى باید شما براى خدا و اجر الهى دنبال عدالت باشید؛ در این صورت مى‌توانید با دشمنان عدالت مواجهه و مقابله کنید»[۴]. ایشان با عبارت «در این صورت مى‌توانید با دشمنان عدالت مواجهه و مقابله کنید» این نکته مهم را متذکر میشوند که عدالت و ظلم­ستیزی حقیقی، تنها و منحصرا در صورتی محقق میشود که فرد، خالصانه و برای رضای حق متعال به دنبال آن باشد. رهبر معظم انقلاب در عباراتی دیگر این معنا را صریحا بیان می­فرمایند: «عدالتى که همراه با معنویت و توجه به آفاق معنوى عالم وجود و کائنات نباشد، به ریاکارى و دروغ و انحراف و ظاهرسازى و تصنع تبدیل خواهد شد؛ مثل نظامهاى کمونیستى که شعارشان عدالت بود»[۵]، «معنویت هم بدون گرایش به عدالت، یک بعدى است. بعضى‌ها اهل معنایند، اما هیچ نگاهى به عدالت ندارند؛ این نمى‌شود».[۶]

-چرایی ترابط معنایی عقلانیت با عدالت:

سوال بعدی در ارتباط با چرایی درهم­تنیدگی بین دومفهوم عقلانیت و عدالت است. چه ارتباطی بین این دو برقرار است؟ رهبر معظم انقلاب چرایی این ترابط و درهم­تنیدگی را در منتفی شدن عدالت درصورت نفی عقلانیت از عدالت تعریف میکنند. براساس نظام فکری مقام معظم رهبری اگر عقلانیت از عدالت نفی گردد، عدالت به نقیض خودش مبدل میشود[۷] و در عباراتی دیگر متذکر میشوند که نفی این دو از یکدیگر منجر به تبدیل عدالت به ضد خود خواهد شد «اگر عقلانیت در عدالت نباشد، گاهی اوقات عدالت به ضد خودش تبدیل میشود؛ اگر درست در باب عدالت محاسبه نباشد»[۸]. این حقیقت با تامل در منابع اسلامی ظاهر میگردد چراکه عدالت منشائی کاملا عقلانی دارد. برای نمونه به چند کلام شریف از حضرت امیرالمومنین علی (ع) در رابطه با ترابط عقلانیت و عدالت اشاره میکنیم.

حضرت در تعریف عدل می­فرمایند: «الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا؛ عدل آن است که هرچیزی را در جایگاه خود قرار میدهد»[۹]، و آنگاه که از ایشان در مورد تعریف عاقل سوال میشود، می­فرمایند: «هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْ ءَ مَوَاضِعَهُ ؛ عاقل کسی است که هرچیز را در جایگاه خود قرار دهد»[۱۰]. با نگاه به این دو تعریف مشخص میگردد که دو مفهوم عدالت و عقلانیت(با توجه به اینکه عقلانیت همانگونه که گفته شد عبارت است از عقل ورزی و خرد ورزی و عاقل نیز کسی است که از عقل ورزی و خرد ورزی بهره­مند میباشد) تقریبا دارای تعریفی یکسان هستند و این همسانی در تعریف بدلیل درهم تنیدگی دومفهوم و ترابط معنایی آنها، و نشات گرفتن عدالت از عقلانیت است. موید این سخن، فرمایشی دیگر از حضرت امیرالمومنین هست. حضرت در حکمت ۳۱ نهج البلاغه چهار ریشه را بعنوان پایه­های عدالت نام میبرند که دو مورد آن «فکرى ژرف اندیش، و دانشى عمیق و به حقیقت رسیده» است: «وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ علی غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ ….: عدل بر چهار پایه بر قرار است؛ فکرى ژرف اندیش ، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده…. » سپس در ادامه میفرمایند: «مَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُکْمِ: پس کسى که درست اندیشد به ژرفاى دانش رسید. و آن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمه زلال شریعت نوشید». همانگونه که مشاهده می­شود حضرت بن­مایه های عدالت را فکری ژرف و دانشی عمیق معرفی میکند و عقلانیت به معنای اصیل و اسلامی نیز چیزی جزء این نیست. پس لازمه تحقق عدالت به معنای حقیقی آن، دارا بودن یک نظام عقلانی راسخ و کامل است و با نفی لازم قطعا ملزوم نیز نفی میگردد حال یا به نحو نقض و یا به گونه­ی مبدل شدن به ضد خود.

-چرایی ترابط معنایی عقلانیت با معنویت:

و سوال آخر در این قسمت در مورد چرایی رابطه­ی میان عقلانیت و معنویت است. از آنجا که عقلانیت در نگاه اسلامی آن، صرفا تکیه بر تجربیات و عوامل مادی ندارد بلکه یک بُعد مهم آن مسئله ماوراء، اراده و سنتهای الهی و عوامل معنوی است، ارتباط بین معنویت و عقلانیت هویدا میشود. برای نظرکننده در آیات و روایات این پیوند میان عقلانیت و معنویت، و نفی جدایی این دو از یکدیگر کاملا مشهود و بارز است. در نظام فکری مقام معظم رهبری نیز جدایی بُعد معنویت از محاسبات روزمره و دنیوی یک خطای محاسباتی محسوب میشود. «یکی از خطاهای محاسباتی این است که انسان در چهارچوب عوامل محسوس و صرفاً مادّی محدود بماند؛ یعنی عوامل معنوی را، سنّتهای الهی را، سنّتهایی که خدا از آنها خبر داده است، آن چیزهایی را که با چشم دیده نمیشود، ندیده بگیرد؛ این یکی از خطاهای بزرگ محاسباتی است…»[۱۱] .

نکته ای که در این قسمت قابل ذکر است این میباشد که مراد از معنویت؛ اخلاص، توکل، اعتقاد به عالم ملکوت و ماوراء، اراده و مشیت الهی در امور، تکلیف مداری، اهل توسل بودن، اهل استمداد از خدا بودن، اهل عبادت و پایبندی به شریعت بودن میباشد که این موارد از بیانات رهبری معظم انقلاب استخراج میشود.[۱۲] معنویت در اینجا معنویت منهای دین داری و شریعت یا بعبارتی معنویت سکولار نیست همانگونه که برخی روشنفکران دینی ادعاکرده اند چراکه در حقیقت، معنویت منهای دینداری و شریعت، معنویت محسوب نمی­گردد. بر این اساس «پایبندی به شریعت» را میتوان قدر مشترک امور یادشده دانست و از آن به عنوان عبارت اخری «معنویت»  یا حداقل لازمه آن یاد کرد. «معنویتی که بر اصول عقلانی استوار نباشد یا معارض آن باشد، نمی‌تواند تأثیری فراتر از آرامش موقت بر جان انسان بگذارد. رشد و صعود به‌سمت امور متعالی، بدون تشخیص دقیق هدف، راه و ابزار لازم برای وصول، ممکن نیست و تعیین هریک از این امور نیز در گرو استفاده از اصول عقلانی است. از سوی دیگر، پایبندی به چارچوب عقل، مانع پیدایش و رشد نحله‌های خرافی به نام معنویت می‌شود. پذیرش اصول بدیهی عقل، مستلزم پذیرش نتایج عقلانی در ارزیابی گونه‌های متنوع معنویت است. به‌عبارت دیگر، معنویت حقیقی، نه با اصول بدیهی(عقلانی) متعارض است و نه با نتایج قطعی آن»[۱۳].

از آنجا که در نگاه اسلام شرع و عقل تفکیک ناپذیراند و از هم جدایی ندارند، عقلانیت و معنویت یا به عبارت دیگر عقلانیت و شریعت نیز تفکیک ناپذیر و درهم تنیده اند. مقام معظم رهبری در این رابطه میفرمایند: «در نگاه به اسلام و درک و فهم از اسلام، فرد و جامعه با هم ملاحظه میشوند، معنویت و عدالت با هم ملاحظه میشوند، شریعت و عقلانیت با یکدیگر ملاحظه میشوند، عاطفه و قاطعیت در کنار هم دیده میشوند؛ اینها همه باید باشد. قاطعیت در جای خود، عواطف در جای خود، شریعت در جای خود، عقلانیت – که آن هم خارج از شریعت البته نیست – در جای خود؛ همه در کنار هم بایستی مورد استفاده قرار بگیرند؛ انحراف از این منظومه‌‌ی مستحکم، موجب انحراف از نظام اسلامی خواهد بود»[۱۴]

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری رسا (اینجا) و پایگاه حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری(اینجا)

[۱] – بیانات مقام معظم رهبری، مورخ: ۲۵/۵/۱۳۸۳

[۲] – همان، مورخ: ۸/۶/۱۳۸۴

[۳] – مقام معظم رهبری در سخنرانی بمناسبت بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی عقلانیت را در انقلابیگری تعریف کردند.

[۴] – بیانات مقام معظم رهبری در مورخ: ۸/۶/۱۳۸۴

[۵] – همان

[۶] – همان

[۷] – ر.ک: بیانات مقام معظم رهبری، مورخ: ۲۵/۵/۱۳۸۳

[۸] – بیانات مقام معظم رهبری، مورخ: ۱۶/۶/۱۳۸۸

[۹] – نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتی، حکمت: ۴۳۷

[۱۰] -همان، حکمت: ۲۳۵

[۱۱] – بیانات مقام معظم رهبری، مورخ: ۱۶/۴/۱۳۹۳

[۱۲] – برای نمونه ر.ک: بیانات معظم له در بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام.

[۱۳] – نقد نظریه تباین دین و معنویت، عبدالله محمدی، فصلنامه معرفت کلامی۷، پاییز۱۳۹۰، ص۱۱۵

[۱۴] – بیانات مقام معظم رهبری، مورخ: ۲/۷/۱۳۸۸

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.