is

شایعه‌سازی دشمنان دین در کربلا و تبلیغات امروز

اشاره

اربعین یادآور گردن کشی باطل علیه حق است، یادآور فریاد «من ناصر ینصرنی». یادآور محرم، ماهی که در آن خون محبوب‏ترین سلالۀ آدم توسط پست‌ترین و شقی‏ترین افراد، مباح شمرده شد. ابن مرجانه در این ماه مردم کوفه را در مسجد جمع و سخنرانی کرد و ضمن آن، مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین% تشویق و ترغیب کرد. وی فتوای «شریح قاضی» مبنی بر مباح بودن خون امام حسین% را برای مردم قرائت کرد و دستور داد تا همۀ راه‌های ورودی و خروجی کوفه را ببندند.

ابن مرجانه در ضمن سخنرانی خود گفت: اى مردم! شما آل ابى سفیان را آزمودید و آنها را چنان که مى‏خواستید، یافتید! و یزید را مى‏شناسید که داراى سیره و طریقه‏اى نیکو است! و به زیر دستان احسان مى‏کند! و عطایاى او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهرۀ شما را از عطایا بیش‏تر کنم و پولى را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت کرده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.

او پس از این سخنرانی دستور داد تا در تمام شهر اعلام کنند که مردم براى حرکت آماده باشند و خود و همراهانش به سوى نخیله حرکت کردند و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى و شمر بن ذى‏الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین% کمک کنند.[۱]

حکومت فاسد وقت، قبل از شروع جنگ با سیدالشهدا%، نبردی نرم و عملیات روانی را علیه حضرت برنامه‏ریزی کرد. نبردی که البته از زمان معاویه بر علیه خاندان رسالت انجام گرفت و در آن، معاویه تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با تبلیغات مختلف، ایجاد شایعات، ترور شخصیت و دروغ پردازی و تهمت زدن، چهرۀ امیرالمؤمنین% را تخریب کند. در اینجا نیز حکومت وقت ابتدا تلاش نمود تا اینگونه القاء کند که حضرت بر علیه خلیفه خروج کرده، و هر کس بر علیه خلیفه خروج کند، از دین خارج است؛ پس حسین از دین خارج شده و قتال با او واجب است. از این رو با گرفتن فتوای حلال بودن خون پسر پیامبر، رنگ و لعاب شریعت را به جنایت خود دادند تا دلیلی باشد برای همراه کردن دنیا طلبان بی‌بصیرت با خویش.

این شگرد بنی‏امیه بود که با تولید شایعه و تبلیغات دروغین و نیز با زر و سیم، مردم ناآگاه را با خود همراه می‏کرد. زمانی اجداد آنان در مقابل پیغمبر ایستادند، زمانی هم فرزند نابکار و پلید ابوسفیان در مقابل امیرالمؤمنین% ایستاد و ایشان را با تیلیغات سوء خویش متهم می‏کرد تا آنجا که که مردم را به سبّ وی واداشت و مردم هم سبّ علی% را همانند ذکر، تلقّی کرده، انجام می‏دادند.

تکرار تاریخ

از آنجا که «کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا»[۲]، و نیز تاریخ همواره نشان داده که در حال تکرار است، مکتب عاشورا رخ نمایان می‏کند و ما را بر آن می‏دارد که در همه حال و در بسیاری از موضوعات از آن مکتب عظیم درس بیاموزیم.

حضرت امام خمینی! که خود پیرو راستین امام حسین% و جهادگر بزرگ در مقابل ستمگران عصر خویش است، از این جملۀ «کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا» با تعبیر «کلمۀ بزرگ» یاد می‏کند و بر حفظ معنای عاشورا و پیاده کردن نقش کربلا تأکید نموده است و می‏فرماید:

«این کلمه (کُلُّ یَومٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلَا)، یک کلمۀ ‏بزرگی است… همه روز باید ملت ما این معنی را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم کربلاست و باید نقش کربلا را ما پیاده‏ کنیم، انحصار به یک زمین ندارد. انحصار به یک افراد نمی‏شود. قضیه کربلا منحصر به یک ‏جمعیت هفتاد و چند نفری و یک سرزمین کربلا نبوده، همه زمینها باید این نقش را ایفا کنند.[۳]

امروز نیز همان دشمن کینه توز در چهره‏های گوناگون و با تکنیکهای مدرن در حال جنگ با اسلام است و رؤیای نابودی آن را می‏پروراند.

جنگ روانی در عصر مدرن

امروزه وسعت عملیات روانی و سرمایه‏گذاری کلان دشمنان ملتهای آزاده و اسلامی در این پیکار بر کسی پوشیده نیست؛ اما اینگونه از نبرد‏ها ریشه در تاریخ دارد، چراکه انسان با مطالعۀ آیات قرآن و تاریخ پیشینیان به درستی این ادعا پی خواهد برد.

با بررسی تاریخ بشر به این حقیقت خواهیم رسید که همواره میان حق و باطل درگیری و نزاع وجود داشته ، از این رو قرآن کریم پرده از جنگی دائمی میان حق و باطل برداشته و فرموده: ]وَ الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا[؛[۴] «فتنه از قتل بزرگ‏تر است و مشرکان همواره با شما می‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین‏تان منحرف کنند.» چراکه دشمنان و کسانی که موقعیت و منافعشان در گرو جهل و نادانی و عقب افتادگی امت اسلامی است، با تمام تلاش به مخالفت و مبارزه با آن می‏پردازند و از روشهای مختلفی برای این منظور بهره می‏جویند. استکبار جهانی با راه‏اندازی صدها شبکه مجازی و تلویزیونی و رادیویی و انتشار روزنامه‏ها و کتابهای مختلف، با القائاتی واحد که در راستای اهداف دنیای سلطه حرکت می‏کنند، سعی در تضعیف ملتهای اسلامی دارد. شبکه‏های همانند bbc، من و تو، رادیو فردا و… .

امروز ۲۵۰۰ شبکه ماهواره‏ای در ایران قابل دریافت است که مستقیماً توسط سازمانهای اطلاعاتی غربی، صهیونیستی اداره می‏شوند و با کمک کارشناسان مجرّب با آخرین فنون رسانه‏ای به تضعیف اعتقادات مردم و اعتماد آنان نسبت به نظام مشغولند.

جنگ روانی برای تضعیف ارادۀ ملتها طراحی شده و با کمک ۱۷۰ تکنیک که امروز در دانشگاه‏های معتبر دنیا تدریس می‏شود، سعی می‏کند یک ملت را بدون درگیری فیزیکی به زانو درآورد.[۵]

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای> در این باره می‏فرماید:

«من برنامه‌های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می‏کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنیهای استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می‏شود. البته اینها را باید دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ها و شخصیتهای سیاسی بیش‏تر برای مردم توضیح بدهند… جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است. کی را می‏خواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمی‏شود؛ تودۀ عظیم مردم که مرعوب نمی‏شوند. چه کسی را می‏خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیتهای سیاسی را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اینها را می‏خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیعند، آنها را می‏خواهند تطمیع کنند؛ ارادۀ عمومی را می‏خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیتهای جامعۀ خودشان را می‏خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است.»[۶]

برخی از شیوه‏های جنگ روانی

لازم به ذکر است که به علت گستردگی بحث جنگ روانی و ابعاد مختلف آن، بدیهی است که ما در این مجال نمی‏توانیم به تمام ابعاد آن بپردازیم، لذا در این مختصر سعی شده به چند شیوه از رایج‏ترین شیوه‏های جنگ روانی اشاره شود:

  1. تبلیغات

تبلیغ به معنى رساندن و منتقل کردن افکار و عقاید و بازگو کردن ایده‏ها براى دیگران و سعى در گسترش و جاودانه ساختن آنها است.[۷] که این تعریف در نگاه استکباری آمیخته می‏شود با گذاره‏هایی چون تحریف، تحمیل، شستشوی مغزی و… که کاملاً با اهداف تبلیغ در نگاه اسلامی در تضاد است.

تبلیغ در نگاه اسلام همراه است با ایجاد زمینه‏های صحیح شناخت، ارتقاء علم و معرفت جامعه هدف، کشف استعدادها و فراهم آوردن بستری برای فعلیّت بخشیدن به آنها. تبلیغات روشمند این قابلیت را دارد که موج مردمی را با خود همراه سازد، اما این کار، گاهی به بهای تحریف و دروغ و مبالغه و… می‏انجامد و این همان سیاست ماکیاولیستی هدف وسیله را توجیح می‏کند است که البته با مبانی و اهداف تبلیغ در اسلام در تضاد است.

افرادی که تصویری منفی و یا مثبت از یک گذاره ارائه می‏دهند و یا در صدد آن هستند تا یک سری از مسائل را عرفی و تبدیل به ادبیات غالب کنند، اغلب با ادبیاتی خاص به این کار مبادرت می‏ورزند مانند بیان مطالب با پیشینۀ ناقصی از آن، داستانهای گزینشی، بیان خاطرات فاقد منبع موثق و یا از افرادی که اکنون در قید حیات نیستند، ایجاد ترس از یک گذاره در جامعه همانند ایجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی از حملۀ آمریکا و یا اسرائیل، امید دادن افراد به یک گذاره و… مثلاً در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که جریانهای خاصی همواره در تلاش هستند تا با تبلیغات خود چهره شیطان بزرگ یعنی آمریکا را از پلشتی‏ها تطهیر کرده و اینچنین القاء کنند که ملت ایران برای نجات از مشکلات اقتصادی و… خود نیازمند رابطه با آمریکاست و لو با باج دادن به غرب و جهان سلطه.

این جریانات که شدیداً تحت تاثیر تفکرات لیبرالیزم هستند در سالهای اخیر همچنین باعث ترویج برخی از اصطلاحها بودند که با روح و ادبیات اسلامی همخوانی ندارد که البته اگر بخواهیم وارد آن شویم سیر بحث در این مقاله عوض می‏گردد لذا آن را واگذار می‏کنیم به بحثی دیگر.

تبلیغات منفی دستگاه یزید علیه امام

وقتی یزید موفق به اخذ بیعت از امام نگردید، تبلیغات مسمومی را علیه امام(ع) پی گرفت. از اتهام به شورش و عهد شکنی و تشنج در جامعه و به خطر انداختن وحدت اسلامی و خارج شدن از دین تا جعل حدیث و ترویج مکتب جبرگرایی برای توجیه جنایات خویش.

وقتی امام از مکه خارج شد نمایندگان حاکم مکه به ایشان گفتند:« لاتتَّقی اللهَ؟ تَخرُجُ عن الجماعه و تُفَرِّقُ بین هذه الامّه»[۸]؛ آیا از خدا نمیترسی که از جماعت مسلمین خارج شدی و بین امت تفرقه ایجاد میکنی؟ همچنین زمانی که ابن زیاد، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد به وی خطاب کرد:« یا شاقّ خَرجتَ علی امامکَ و شقفتَ عصا المسلمین»[۹]؛ ای طغیانگر بر امام خود خروج کردی و اتحاد مسلمین را زائل ساختی. لذا امام در بیان اهداف قیام خویش چنین میفرمایند که:«إِنِّی‏ لَمْ‏ أَخْرُجْ‏ بَطِراً وَ لَا أَشِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ أَطْلُبُ الصَّلَاحَ فِی أُمَّهِ جَدِّی‏[۱۰]…؛ من برای خودخواهی و خوش گذرانی و فساد و ستم خروج نکردم» از این بیانات امام برمیآید که تا چه اندازه تبلیغات بنی امیه بر علیه ایشان مسموم و قوی بوده است.

مهم‏ترین ابعاد تبلیغات دشمن

۱) تبلیغ علیه اسلام و قرآن

با آمدن اسلام و نزول قرآن، دشمنان غرق در دنیا شده تبلیغات تخریبی و سوء خود را آغاز کردند و در این راه از هر اقدامی بهره می‏بردند. قرآن کریم در این باره می‏فرماید: ]قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ[؛[۱۱] «و آنان که کفر ورزیدند به مردم سفارش مى‏کردند که هنگام شنیدن صداى قرآن به آن گوش ندهید و جار و جنجال کنید به طورى که صداى شما بر صداى قرآن غلبه کند [و در نتیجه کسى آن را نشنود].»

کلمه «الغوا» امر از مصدر «لغو» است، و لغو به معناى هر چیزى است که اصل و ریشه‏اى نداشته باشد، و در کلام به معناى آن گفتارى است که معنا نداشته باشد. وقتى گفته مى‏شود «لغى»، و «یلغو»، «لغوا» معنایش این است که کار لغو کرد، و مى‏کند. و کلمه «هذا» که اشاره به قرآن است، و دوباره نام قرآن را آوردن، «این قرآن»، دلیل بر این است که کمال عنایت را به قرآن و از بین بردن آن داشته‏اند.[۱۲]

یعنى هنگامى که کافران آیات قرآن را می‏شنویدند، و درک می‏کردند که قرآن داراى یک جاذبه و حقیقت مخصوصى است که هر شنونده‏اى را به خود جذب می‏نماید اینگونه تبلیغات سوء به راه می‏انداختندکه اصلا به تلاوت آیات این قرآن گوش ندهید. بلکه به هنگام تلاوت قرآن، شروع به سر و صدا و قیل و قال کنید، تا شاید به این وسیله بر قرآن و آورنده آن غالب شوید.

امروز نیز استکبار جهانی تمام قوا و امکاناتش را در راه تبلیغات سوء علیه اسلام و قرآن بسیج کرده. از تشکیل گروه‏های جنایت کار تکفیری برای زشت نشان دادن اسلام به دنیا تا تولید فیلمها و انیمیشن و بازیهای مختلف با پیام ضد اسلام و ایجاد صدها شبکه مجازی و ماهواره‏ای برای تبلیغ بر علیه اسلام.

بودجه برخی فیلمهای ضد انقلاب اسلامی مانند آواتار و ۲۰۱۲ که در آنها اسرائیل به عنوان منجی دنیا معرفی می‏شود، معادل بودجه یک ساله وزارت فرهنگ کشورمان بوده است.[۱۳]

مقام معظم رهبری> در این باره می‏فرماید:

«امروز ایادی استکبار جهانی در همه جا در برابر اسلام موضع انفعالی دارند و کینه ورزی آنان با اسلام، چه با شیوه‏های فرهنگی و چه سیاسی با زور و سرنیزه، از روی احساس ترس و ضعف در برابر موج فزاینده‏ی اسلام است».[۱۴] از این رو تمامی مسلمانان در در سراسر نقاط جهان باید نسبت به این مسئله حساس باشند و اقدامات مخرب دشمن در قالب کتاب، فیلمها و تبلیغات منفی دیگر را بشناسند و در مقابل آن اقدام لازم را به عمل بیاورند.

۲) تبلیغ علیه پیامبر-

از دیگر موارد تبلیغات منفی دشمن، تبلیغ بر علیه شخص پیامبر اکرم است که در برنامه‏های دشمن، به صورت یک سیاست درآمده است که بخشی از اهداف آنان از این کار، رو در رو قرار دادن جهان اسلام و مسیحیت و دمیدن در شیپور جنگهای صلیبی نوین می‏باشد.

دشمنان پیامبر در زمان ایشان به وی اتهامات زیادی می‏زدند و در این راستا تبلیغات زیادی انجام می‏دادند از قبیل «متهم کردن ایشان به جنون» چنانچه قرآن کریم می‏فرماید: ]وَ قالُوا یا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ[؛[۱۵] «و گفتند: اى مردى که قرآن بر تو نازل شده حقا که تو دیوانه‏اى.» و یا تهمت «شاعر بودن» که قرآن کریم به آن اشاره می‏فرماید: ]وَ یَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِکُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ[؛[۱۶] «و مى‏گفتند: آیا به خاطر شاعرى دیوانه خدایمان را ترک گوییم؟» و نیز اتهام «ساحر بودن»: ]وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ[؛[۱۷] «و کسانى که به خدا کافر شده بودند، چون سخن حق بر آنها نازل شد گفتند این چیزى جز جادویى آشکار نیست.» و یا اتهامات و تبلیغات منفی دیگری که به‏صورت گسترده علیه پیامبر انجام می‏گرفت که موارد و مصادیق آن در قرآن زیاد است.

در سالهای اخیر شاهد این بودیم که دشمنان کینه توز برای تضعیف اسلام و بدلیل حراس از تسخیر قلوب مردم سراسر دنیا توسط اسلام، حمله به شخص پیامبر را در دستور کار خود قرار دادند.

۳) تبلیغ علیه شیعه

شیعه هراسی از دیگر ترفندهای تبلیغاتی ایادی استکبار و عوامل تکفیری آنان می‏باشد.

امام خامنه‏ای در این رابطه می‏فرماید:

«ترساندن سنّی از شیعه از استراژدی‏های سیاست آمریکا و بریتانیاست.»[۱۸]

ایشان در جای دیگری می‏فرماید:

«امروز در دنیاى اسلام براى اینکه دستگاه‌هاى استکبارى به هدفهاى استکبارى خودشان برسند، براى اینکه مشکلات خودشان را پوشیده و مخفى نگه دارند، در میان مسلمانان اختلاف ایجاد می‏کنند؛ شیعه‌هراسى به‌وجود مى‌آورند، ایران‌هراسى به‌وجود مى‌آورند، براى اینکه رژیم غاصب صهیونیستى را محفوظ نگه‌دارند، براى اینکه تضادهایى که سیاستهاى استکبارى را در این منطقه به شکست کشانده است، به‌نحوى حل کنند.»[۱۹]

بعد از حوادث یازده سپتامبر جریان اسلام هراسی و بطور خاص شیعه هراسی بشکلی شدت یافت که برخی نظریه پردازان و پژوهش‏گران نزدیک به طیف نومحافظه کار آمریکا از شکل‏گیری دوران جدیدی از جنگهای صلیبی سخن گفته و یا برخی نمایندگان و یا رجال سیاسی غرب، از گسترش اسلام در اروپا با عنوان «سونامی اسلامی» یاد کردند. و به دنبال آن، کشورهای عرب منطقه را به مهندسی امنیتی ژئوپلتیک شیعه ترغیب کردند.کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس متأثر از آفند تبلیغاتی شیعه هراسی، سیاستهای آمایش جمعیتی را براساس مؤلفه‏های زیر در دستورکار قرار داده‏اند:

– میزان دوری یا نزدیکی مخالفان شیعه به پایتخت؛ به عنوان مثال در کشور عمان تعداد زیادی از شیعیان نزدیک شهر مسقط زندگی می‏کنند که دولت سنی عمان آن را از منظر تهدید بررسی می‏کند؛

– میزان دوری یا نزدیکی آنان با جمهوری اسلامی ایران و یا کشورهای دارای اختلاف؛

– میزان پراکندگی و تراکم جمعیت آنان در قطبهای زیارتی شیعیان؛

– میزان حضور در ساختارها و تأسیسات راهبردی؛

– میزان اشتغال شیعیان در صنعت نفت؛

– میزان فعالیت شیعیان در قطبهای اقتصادی، به عنوان مثال در امارات بیش‏تر شیعیان در دوبی زندگی می‏کنند.[۲۰]

۴) تبلیغ و ترویج جدایی دین و اخلاق از سیاست

سیاست عبارت از تدبیر، سرپرستى، برنامه‏ریزى و سامان بخشیدن به امور جامعه و دین اسلام نیز مجموعه‏اى است از عقاید، احکام و اخلاق که سلسله‏اى از باورها، قوانین و اصول ارزشى را در بر مى‏گیرد و از مبدئى وحیانى توسط پیامبر اسلام دریافت شده است و آن حضرت ضمن ابلاغ، وظیفه تعلیم، تفسیر و اجراى آن را نیز بر عهده داشته است.[۲۱] میتوان مدعی شد که یکی از مهمترین مهورهای تیلیغاتی دشمن بر علیه اسلام مهور جدایی دین از سیاست است. آیات زیادی بر نفی جدایی دین از سیاست دلالت می‏کند که ما به پاره‏ای از آنها اشاره می‏کنیم:

* ]وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُون[؛[۲۲] «و آنها که به احکامى که خدا نازل کرده حکم نمى‏کنند کافرند.»

* ]یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم[؛[۲۳] «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را.»

شریعت مبین اسلام سیاست را در هیچ یک از شئونش خالی از اخلاق نمی‏داند، بلکه سیاست در نزد اسلام کاملا ملازم با اصول اخلاقی و در محور اخلاق است. چـنـان کـه اهـداف عـالى حـکـومـت صـالحـان را گـسـتـرش فضایل اخلاقى و انهدام رذایل دانسته، مى‏فرماید: ]اَلَّذیـنَ اِنْ مَّکَّنـّاهـُمْ فـِى الْاَرضِ اَقـامـُوا الصَّلوهَ وَ اتـَوُاالزَّکـوهَ وَ اَمـَرُوا بـِاْلمـَعـْرُوفِ وَ نـَهـَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَهُ الْاُمُورِ[؛[۲۴] «همان کسان که اگر در زمین به آنان قدرت ببخشیم، نماز برپا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند که فرجام کارها از آن خداست.»

و در جایی دگر نخستین شرط شایستگى رهبران منصوب از طرف خویش را عصمت دانسته و با صراحت، رهبری ستمگران را حرام دانسته می‏فرماید: ]قَالَ ‏لَا یَنالُ‏ عَهْدِى‏ الظّالِمینَ[؛[۲۵] «عهد من به ستمگران نمى‏رسد.»

در نظام سیاسی اسلام، اخلاق و سیاست آنچنان باهم پیوند دارند که پیامبر عظیم الشان اسلام که خود حاکم حکومت اسلامی هستند می‏فرماید: ]إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛[۲۶] به‏راستى که من براى به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده‏ام.»

این آیات و آیات دیگری که از آوردن آن صرف نظر می‏‏کنیم، به وضوح دلالت بر رابطۀ تنگاتنگ دین با سیاست و پوچ بودن ادعای جدایی این دو دارد. سیاست دولت غاصب امویه مصداق بارز تفکر جدایی سیاست از مقوله دین و اخلاق است، حکومتی که حاکم آن آشکارا قمار، شرب خمر و… انجام می‏دهد و به هیچ یک از دستورات دین حتی در ظاهر پایبند نیست. و به تعبیر شهید مطهری در کتاب امامت و رهبری: «کسانى که حامل مواریث و حافظ مواریث معنوى اسلام بودند از سیاست دور ماندند و در کارها نمى‏توانستند دخالت کنند و کسانى که زعامت و سیاست اسلامى در اختیار آنها بود از روح معنویت اسلام بیگانه بودند و تنها تشریفات ظاهرى را از جمعه و جماعت و القاب و اجازه به حکّام اجرا مى‏کردند. آخرالامر کار یکسره شد و این تشریفات ظاهرى هم از میان رفت و رسماً سلطنت‏هایى به شکل قبل از اسلام پدید آمد و روحانیت و دیانت به کلّى از سیاست جدا شد. از اینجا است که مى‏توان فهمید بزرگ‏ترین ضربه‏اى که بر پیکر اسلام وارد شد از روزى شروع شد که سیاست از دیانت منفک شد. در زمان ابو بکر و عمر اگر چه هنوز سیاست و دیانت تا حدّى توأم بود ولى تخم جدایى این دو از زمان آنها پاشیده شد».[۲۷]

در عصر امویه کار به جایى رسید که نه تنها سیاست و حکومت، براساس دین ؛ بلکه بر ضد دین به کار گرفته شد و با آنچه ارزش و معنویت اسلام به حساب مى‏آمد مبارزه شد. امام حسین (ع) در این باره فرمود:

آگاه باشید! اینک هیأت حاکمه سر به فرمان شیطان فرود آورده و فرمان خداى رحمان را فرو گذاشته‏اند؛ درآمد عمومى را به انحصار خویش درآورده و در مصرف آن، راه تبعیض را مى‏پیماید؛ آنچه را خدا حرام شمرده روا گردانیده‏اند و آنچه را حلال و روا شمرده ناروا ساخته‏اند. من در این میان از هر کس سزاوارتر به مبارزه دگرگون کننده و مخالفت آمیزم …[۲۸]

اینجاست که که امام حسین% می‏فرماید: «وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِیَتِ الْامَّهُ بِراعٍ مِثْلِ یَزیدَ؛[۲۹] باید فاتحه اسلام را خواند آنگاه که امت گرفتار راعى‏اى چون یزید گردیده است.» و باز می‏فرماید: «انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّهِ جَدّى؛[۳۰] از روى سبکسرى و گردنکشى، و نیز براى ایجاد فساد و ستمگرى دست به این قیام نزدم، بلکه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قیام کردم.»‏

متأسفانه، امروز نه فقط ایادی استکبار و عناصر آنان که منافع خود را در ترویج چنین باور غلطی می‏بینند، بلکه برخی از مذهبیون بی‏اطلاع نیز از روی ساده‏اندشی و کج‏فهمی با آنان همسو شده و مروّج چنین افکار پوچی هستند.

* برخی از دیدگاههای امام خامنه ای در مقوله دین و سیاست:

۱) تقدس سیاست دینی؛ «کسانیکه با چهره طرفداری از دین، چنین عنوان میکنند که دین نباید به امور سیاسی بپردازد، خبر ندارند که این شگرد جدید تبلیغات استکباری و استعماری، علیه حاکمیت اسلام و حیات مجدد اسلام است. سیاستی که از دین جدا باشد آلوده است، اما سیاست دینی به همان اندازه مقدس است که عبادت دینی»[۳۱]

۲) سیاست دینی وسیله ای برای کمال؛ «این نکته را باید در نظر داشت و توجه کرد که سلوک سیاسی امیرالمؤمنین از سلوک معنوی و اخلاقی او جدا نیست؛ سیاست امیرالمؤمنین هم، آمیخته‌‌‌‌‌ی با معنویت است، آمیخته‌‌‌‌‌ی با اخلاق است، اصلاً منشأ گرفته‌‌‌‌‌ی از معنویت علی و اخلاق اوست. سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، برای مردمی که مواجه با آن سیاستند، وسیله‌‌‌‌‌ی کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاست‌‌‌‌‌ورزی میشود؛ یک وسیله‌‌‌‌‌ای برای کسب قدرت، به هر قیمت. یکی از خطرهای جدائی دین از سیاست که عده‌‌‌‌‌ای آن را همیشه در دنیای اسلام ترویج میکردند – در کشور ما هم بود، امروز هم متأسفانه بعضی نغمه‌‌‌‌‌هائی را در جدائی دین از سیاست بلند میکنند – همین است که وقتی سیاست از دین جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنویت جدا خواهد شد. در نظامهای سکولار و بیرابطه‌‌‌‌‌ی با دین، اخلاق در اغلب نزدیک به همه‌‌‌‌‌ی موارد، از بین رفته است»[۳۲]

۳) سیاست درهم تنیده با اخلاق؛ «در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسی امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسی خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال می کرد؛ حتّی در مبارزات سیاسی، کانون اصلی در رفتار امام، معنویت او بود… این درست نقطه ی مقابل سیاستِ کهنه شده و از مد افتاده ی غربی است که بدروغ آن را سیاستِ مدرن می گویند؛ یعنی تفکیک دین از سیاست، و تفکیک دولت از معنویت»[۳۳]

۴) جوشش سیاست از دین نه دین از سیاست؛ «سالهای متمادی سعی کردند که مقوله‌ی دین را از مقوله‌ی سیاست جدا کنند. با اینکه انقلاب اسلامی پیروز شده و سیاست دینی در کشور، محور همه‌ی فعالیتهاست و مسئله الهام‌گیری و سرچشمه پیدا کردن سیاست از دین نه دین از سیاست، بلکه سیاست از دین جزو عرفهای رایج ملتهای مسلمان شده، هنوز دارند تلاش میکنند، بلکه بتوانند این عُرف را بشکنند»[۳۴]

  1. شایعه

یکی از رایج‏ترین شیوه‏های دشمن در جنگ روانی، تولید شایعه است. این روش که به عنوان یکی از قدیمی‏ترین تاکتیکها در این مدل از جنگ شناخته می‏شود، از دیرباز مورد استفادۀ دشمنان بوده و در قرآن کریم از آن با عنوان «ارجاف» یاد شده و شایعه پراکنان را «مرجفون» می‏نامد و در مورد آنها اینگونه می‏فرماید: ]لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلا[؛[۳۵] «اگر منافقین و آنها که در دلهایشان بیمارى است و (همچنین) آنها که اخبار و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى‏کنند، دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضد آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند.»

«الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَهِ» کسانى بودند که در جامعه شایعه پراکنی می‏کردند، خصوصاً هنگامى که پیامبر و ارتش اسلام در غزوات بودند به تضعیف روحیه بازماندگان مى‏پرداختند، و خبرهاى کذبی را از شکست پیامبر و مؤمنین در جامعه پخش می‏کردند. کلمه «انتهاء» به معناى امتناع از عملى و ترک کردن آن است، و کلمه «مرجفون» جمع اسم فاعل از «ارجاف» است، و ارجاف به معناى اشاعه باطل، و در سایه آن استفاده‏هاى نامشروع بردن، و یا حداقل مردم را دچار اضطراب کردن است. و کلمه «لنغرینک» از «اغراء» است، و «اغراء» به معناى تحریک کسى است به انجام عملى. و معناى آیه این است که: سوگند مى‏خورم، اگر منافقین و بیماردلان دست از فساد انگیزى بر ندارند، و کسانى که اخبار و شایعات دروغى در بین مردم انتشار مى‏دهند، تا از آب گل‏آلود اغراض شیطانى خود را بدست آورند، و یا حداقل در بین مسلمانان دلهره و اضطراب پدید آورند، تو را مأمور مى‏کنیم تا علیه ایشان قیام کنى، و نگذارى در مدینه در جوارت زندگى کنند، بلکه از این شهر بیرونشان کنى، و جز مدتى کم مهلتشان ندهى، و منظور از این مدت کم فاصله بین مأمور شدن، و ماموریت را انجام دادن است.[۳۶]

شایعه زمانی پخش می‏گردد که مردم خواهان اطلاعات بیش‏تری در مورد موضوعی خاص باشند و لکن اطلاعاتی که بتواند حس کنجکاوی و یا نگرانی آنان را پاسخ دهد در دست رس نباشد. در اینجاست که هرچیزی را ممکن است به عنوان خبر بپذیرند.

شایعه می‏تواند باعث تخریب روحیه افراد و یا جوامع گردد همچنین باعث بی‏اعتمادی افراد به دستگاه‏های خبری و تخریب منابع خبری و نیز ایجاد یک لایه غبار در جامعه پوشاندن حقیقت گردد. در جریان قیام مسلم، حکومت وقت با ایجاد شایعه ی حمله ی سپاه عظیم شام توسط اوباش ابن زیاد باعث بوجود آمدن جو ترس و وحشت شد، و ثمره ی آن قطع ارتباطات بین حضرت مسلم از یکسو و دیگر بزرگان از سوی دیگربا مردم بود و در چنین شرایطی تاکتیک شایعه کاملا کار ساز افتاد و موجب شد تا جناب مسلم بن عقیل که تا چندی قبل چند ده هزار بیعت برای اباعبدالله الحسین(ع) گرفته بود یکه و تنها در کوچه های نا آشنای کوفه تنها ماند.

امام خامنه‏ای درباره شایعه پراکنی دشمن می‏فرماید:

«از زمان پیروزی انقلاب تا امروز، هرجا توانستند، شایعه‌پراکنی کردند. هدفشان این است که دل مردم را بلرزانند و امید آنها را از بین ببرند.»[۳۷]

یکی از مهم‏ترین اهداف شایعه‏پراکنان ایجاد رعب و وحشت در جامعه و از بین رفتن امید ملت است. و امروز با گسترده شدن فضاهای مجازی، شیوع شایعه به شدت تسریع شده است که باید با بالا بردن سطح آگاهی مردم و استفاده صحیح از این فضاها، بهره‏برداری مناسب از تجمّعات مردمی همانند مساجد، هیئتها، جلسات پایگاه‏های بسیج و نمازهای جمعه و گروه‏های مجازی را کرد؛ چراکه امروزه بسیاری از مردم در فضاهای مجازی زندگی می‏کنند، و نیز با تبلیغات صحیح به مقابله با شایعه رفت.

  1. تحریف

تحریف که از ماده «حرف» در زبان عربى است، یعنى متمایل کردن یک چیز از آن مسیر اصلى و وضع اصلى که داشته است یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر، تحریف نوعى تغییر و تبدیل است، ولى تحریف مشتمل بر چیزى است که کلمه «تغییر» و «تبدیل» نیست. شما اگر کارى بکنید که یک جمله‏اى، یک نامه‏اى، یک شعرى، یک عبارتى آن مقصودى را که باید بفهماند نفهماند، یک مقصود دیگرى را بفهماند، اینجا مى‏گویند شما این عبارت را تحریف کرده‏اید.[۳۸]

تحریف مشتمل بر دو قسم لفظى ومعنوى می‏باشد. در تحریف لفظى ظاهر یک موضوع یا گذاره را تغییر می‏دهند. مانند اینکه معنای سخن فردی را با کم یا زیاد کردن عباراتی از آن و یا با پس و پیش کردن جملاتش تغییر دهد. اما در تحریف معنوى در ظاهر کلام تصرفی نمی‏شود، لکن معنای عبارت را مطابق با مقصود خویش معنا می‏کنند نه مطابق با مقصود صاحب سخن.

امام حسین% خود پیشوای مبارزه با تحریف است. در دوران معاویه بزرگ‏ترین تحریفات در جهان اسلام صورت گرفت که تخریب چهره امیرالمؤمنین برای جامعه آن روز یکی از آن تحریفها و بدعتهاست. او امام علی را فردی ـ نعوذ بالله ـ بی‏دین معرفی می‏کرد وتا بدان‏جا پیش رفت که در جنگ صفین، نوجوانی به میدان جنگ آمد و رجز می‏خواند که: منم فرزند شهریار شاهان غسّان و امروز گرویده به دین (و خواهان انتقام) عثمان، و علی را – قلم شرم دارد! – لعن می‏کرد. هاشم بن عتبه پاسخ داد: ای جوان، آخر هر کلامی را روزگاری در پی است که به حسابش خواهند رسید. از خدایی که بازگشت تو به سوی اوست، بترس که تو را از این موقعیت خواهد پرسید و از آنچه اراده کرده‏ای، سؤال خواهد نمود. جوان گفت: «به من گفته‏اند که رهبر شما نماز نمی‏خواند و شما نماز نمی‏خوانید. هاشم توانست با زبانی نرم آن جوان را آگاه کند و او را از شر توطئه تحریفگران اموی نجات دهد.[۳۹]

امام خامنه ای در این باره میفرمایند: «آن عبادت و تضرّع، آن توسّل و اعتکاف در حرم پیغمبر و آن ریاضت معنوی و روحانی، یک طرف قضیه است. از طرف دیگر تلاش آن بزرگوار در نشر علم و معارف و مبارزه با تحریف است. تحریف در آن روز، بزرگترین بلای معنوی برای اسلام بود که مثل سیلابی از فساد و گنداب، به سمت اذهان جامعه اسلامی سرازیر شده بود. دورانی بود که به شهرهای اسلامی و کشورها وملتهای مسلمان آن روز سفارش میشد بزرگترین شخصیت اسلام را لعن کنند!» [۴۰].

در بازار شام، هنگامی که اسیران اهل‏بیت( را بر در مسجد جامع دمشق به پای داشته بودند، پیرمردی به امام سجاد گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی قَتَلَکُمْ وَ أَهْلَکَکُمْ وَ قَطَعَ‏ قُرُونَ‏ الْفِتْنَه؛[۴۱] ستایش خدای را که شما را کشت و هلاک کرد و عوامل فتنه را از بیخ و بن قطع کرد.»

بنی امیه در تبلیغات تحریفگرانه خود مُصلح را مفسد و خادم را خائن و دوست واقعی مردم را دشمن و فتنه گر معرفی کردند تا آنجا که پیرمردی ساده دل، پیروزی ظاهری بنی امیه را پیروزی صلاح بر فساد تلقّی می‏کند و بر این نعمت! خدا را حمد می‏کند.امام سجاد او را نصیحت کرد و با خواندن آیاتی از قرآن در شأن خاندان پیامبر، او را به راه آورد و او توبه کرد.

در داخل کشور طی سالهای اخیر برخی از جریانات سیاسی خاص سعی در تحریف آرمانها و اصول و مبانی انقلاب داشته‏اند که تحریف سخنان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی! نیز در همین راستا بوده است؛ لذا امام خامنه‏ای طی بیاناتی و نیز در نامه خود به جوانان اروپا مردم را به مطالعه و بررسی منابع اصیل اسلام دعوت کردند تا از تحریف مبانی اسلام جلوگیری شود، پیروان و دوستداران امام! نیز باید برای شناخت اندیشه‌های این رهبر الهی به کلمات و بیانات مکتوب و شفاهی ایشان رجوع کنند.

* چند مورد از موارد تحریف دشمن در بیانات رهبری معظم:

۱) تحریف شخصیت امام خمینی(ره)؛ «آنچه امروز به شما عرض میکنم تحت عنوان «تحریف شخصیّت امام» است. آیا شخصیّت‌ها هم قابل تحریفند؟ …بله. تحریف شخصیّت‌ها به این است که ارکان اصلی شخصیّت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به‌صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه‌ی اینها برمیگردد به تحریف شخصیّت»[۴۲]

۲)تحریف حقایق و تاریخ انقلاب و جنگ؛ «از اوایل انقلاب، یکی از اهداف مهمّ دشمن، تحریف حقایق و تاریخ بود. اگر یک وقت در داخل کشور حنجره یا قلم مزدوری پیدا میشد که حقایق جنگ و انقلاب و اسلام را تحریف میکرد، میدیدید فریادهای تشویق از اطراف دنیا بلند میشود. امروز هم اگر در داخل کشور کسانی به خاطر خوش کردن دل استکبار و راضی کردن دشمنان اسلام و این ملت و این کشور چیزی بگویند و بنویسند که در آن تحریف اسلام و تاریخ انقلاب و چهره‌های انقلاب باشد»[۴۳]

۳)تحریف معنای انقلاب؛ «آنها معنای انقلاب را تحریف میکنند و انقلاب را به معنای یک شورش کور، حرکت خشن و بی‌هدف معنا میکنند و میگویند غلط بود، درست نبود و اصلاً دوران انقلابها تمام شده است»[۴۴]

۴)تحریف در ارزشهای عاشورایی؛ «عزیزان من؛ مؤمنین به حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام! امروز حسین‌بن‌علی میتواند دنیا را نجات دهد؛ به شرط آن‌که با تحریف، چهره او را مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم و کارهای تحریف‌آمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره مبارک و منوّر سیّدالشهدا علیه‌الصّلاهوالسّلام، منحرف کند»[۴۵]

سخن پایانی

نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی خویش با جنگ روانی و تبلیغاتی کم سابقه‌ای که دارای ابعاد گسترده‏ای می‏باشد، از جانب دشمن بیرونی و داخلی مواجه است و مقوله‏های «تبلیغات»، «شایعه» و «تحریف» یکی از ابعاد همان جنگ روانی است که روشنگری و افشاگری پیروان راستین خط امام! را می‌طلبد.

به تعبیر امام خامنه‏ای> «امروز همه افراد – چه کسانی که بیاناتشان در حوزه‌های وسیع کاربُرد دارد، چه کسانی که در حوزه‌های کوچک‏تر سخنانشان مؤثّر واقع می‏شود؛ مثل مدرسه و کلاس و دانشگاه و محیطهای کارگری و غیره – مسؤولند و اگر دیدند حقایق و محکمات اسلام و انقلاب مورد تحریف قرار می‏گیرد، وظیفه دارند تبیین کنند؛ نباید سکوت کنند. امام به این نکته بسیار توجه می‏کرد. و این یکی از چیزهایی است که راز استحکام و ماندگاری و پایداری نظام در آن مندرج است.»[۴۶]

 (این مقاله در ماهنامه مبلغان منتشر شد)

[۱]. برای اطلاعات بیش‏تر ر.ک: وقایع الایام در احوال محرم الحرام، علی تبریزی خیابانی، مطبعه‌ مرتضویه، نجف، بی‏تا، ص۱۸۵؛ اخبار الطوال، احمد بن داود دینوری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، تهران، ۱۳۶۴ش، ص۲۵۴٫

[۲] اللهوف، سید بن طاووس، نشر مطهر، تهران، ۱۳۷۷ ش، ص ۱۲٫

[۳]. صحیفه امام، سید روح الله موسوی خمینی (امام خمینی!)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، ۱۳۸۷، ج۹، ص۲۰۲٫

[۴]. بقره/ ۲۱۷٫

[۵]. جنگ نرم، داود رنجبران، ساحل اندیشه تهران، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۸ش، ص۱۲٫

[۶]. بیانات مقام معظم رهبری> در حرم امام رضا%، تاریخ ۱/۱/۱۳۸۶٫

[۷]. جنگ روانی، حسین متفکران، زمزم هدایت، قم، چاپ هفتم، ۱۳۸۸ش، ص ۷۹٫

[۸] . تاریخ الامم و الملوک، طبری، دار القاموس الحدیث، بیروت، (بی تا)، ج۴، ص۲۸۹

[۹] . الفتوح، اعثم کوفی، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۰۶ق، ج۵، ص۹۵

[۱۰] مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)،ابن شهر آشوب مازندرانى، علامه، قم، چاپ: اول، ۱۳۷۹ ق، ج۴، ص۸۹

[۱۱]. احزاب/۲۶٫

[۱۲]. ترجمه تفسیر المیزان‏، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سید محمد باقر موسوى همدانى، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، ۱۳۷۴ش، ذیل آیۀ شریفه.

[۱۳]. مصاحبه معاون مرکز مطالعات و برنامه‏ریزی دانشگاه آزاد با خبرگذاری دانشجو، مورخ ۴/۲/۱۳۹۴٫

[۱۴]. پیام به کنگره عظیم حج، مورخ ۱۴/۴/۱۳۶۸٫

[۱۵]. حجر/۶٫

[۱۶]. صافات/۳۶٫

[۱۷]. سباء/۴۳٫

[۱۸]. اندیشه‏های راهبردی تبلیغ دینی (برگرفته از مجموعه رهنمودهای معظم له تحت عنوان: منشور فرهنگی انقلاب اسلامی- تبلیغ دینی)، انتشارات دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهران، ص ۹۱٫

[۱۹]. دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى، مورخ ۶/۳/۱۳۹۳٫

[۲۰]. شیعه هراسی و جایگاه آن در دیپلماسی امنیتی ایالات متحده، مصطفی دلاورپور اقدم، نشریه پگاه حوزه، شماره۲۶۱٫

[۲۱]. مبانی حکومت اسلامی، حسین جوان آراسته، شریعه حکمت، نسخه الکترونیکی، ص ۲۲٫

[۲۲]. مائده/۴۴٫

[۲۳]. نساء/۵۹٫

[۲۴]. حج/ ۴۱٫

[۲۵]. بقره/ ۱۲۴٫

[۲۶]. مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، الشریف الرضى‏، قم‏، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق‏، ص۸٫

[۲۷] . امامت و رهبری، مرتضی مطهری، نسخه الکترونیکی، ص ۳۱

[۲۸] . الکامل فی التاریخ، ابن الاثیر، دار صادر، بیروت، ۱۳۸۵ق، ، ج۲، ص۵۵۳

[۲۹]. لهوف، ابن طاووس، ترجمه میر ابو طالبى، انتشارات دلیل‏ما، قم، چاپ اول، ۱۳۸۰ش، ص۸۷٫

[۳۰]. الحیاه، محمدرضا و محمد و على حکیمی، ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش، ج۵، ص۲۵۶٫

[۳۱] – اندیشه های راهبردی تبلیغ دینی(برگرفته از مجموعه رهنمودهای معظم له تحت عنوان: منشور فرهنگی انقلاب اسلامی- تبلیغ دینی)، انتشارات دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، ص ۹۳

[۳۲] – خطبه های نمازجمعه تهران، مورخ ۲۰/۶/۱۳۸۸

[۳۳] – سالگرد ارتحال امام، مورخ ۱۴/۳/۱۳۸۳

[۳۴] – دیدار با روحانیون استان سمنان، مورخ ۱۷/ ۸/۱۳۸۵

[۳۵]. احزاب/۶۰٫

[۳۶]. تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ج۱۶، ص۵۱۰-۵۱۱٫

[۳۷]. بیانات مقام معظم رهبری> در دیدرا مردم خرم آباد، تاریخ: ۳۰/۰۵/۱۳۷۰٫

[۳۸]. حماسه حسینی، مرتظی مطهری، صدرا، تهران، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۲٫

[۳۹]. وقعه صفین، ابوالفضل نصربن مزاحم بن سیارمنقری، ترجمه: پرویز اتابکی، نشر انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۵-۴۸۶٫

[۴۰] – دیدار با جمعی از پاسداران، مورخ ۲۴/۹/۱۳۷۵

[۴۱]. الاحتجاج علی اهل اللجاج، طبرسی، نشر المرتضی، مشهد، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۶٫

[۴۲] – بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، مورخ۱۴/۳/۱۳۹۴

[۴۳] – بیانات در مراسم سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، مورخ۱۴/۳/۱۳۸۰

[۴۴] – بیانات در دیدار مسئولان سازمان صداوسیما، مورخ ۱۵/۱۱/۱۳۸۱

[۴۵] – دیدار با جمعی از روحانیون، مورخ ۳/۳/۱۳۷۴

[۴۶]. بیانات مقام معظم رهبری> در سالگرد ارتحال امام، تاریخ: ۱۴/۳/۱۳۸۰٫

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

1 دیدگاه برای «شایعه‌سازی دشمنان دین در کربلا و تبلیغات امروز»

  1. با سلام-از نوشته شما بازدید به عمل آمد
    امیدواریم قلمتان همیشه سبز باشد
    با معرفی دوستان طلبه وبلاگ نویس خود ما می توانید ما را یاری فرمایید.
    باتشکر
    (talabeh.net)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.