۷۸۵۰۸۵

نسبت حوزه با نظام اسلامی در اندیشه رهبری

*مقدمه:

السلام علیک ایتها السیده یافاطمه المعصومه

بی تردید نقش حضرت معصومه در عظمت و جایگاه قم نقشی بی بدیل است. حضور ایشان در این شهر چنان حیاتی بدان دیار بخشید که موجب گردید قم بعنوان مرکز اصلی معارف اهل بیت تبدیل گردد و امروز هم قلبی فعال در پمپاژ معارف اسلامی در پیکره جهان اسلام باشد. حوزه علمیه امروز مدیون همین حضور حیات بخش است. و بواسطه اینچنین حوزه ای بزرگان بسیاری رشد کردند که همچون ستارگانی در آسمان تشیع میدرخشند. و امروز به برکت انقلاب اسلامی که خود ثمره علمی، اجتهادی، بصیرت دهی و آگاهی بخشی و مبارزاتی حوزه و بزرگان آن و در راس آنان حضرت امام خمینی(ره) است، حوزه علمیه از هر دوران دیگری موثرتر و دارای موقعیت حساستری میباشد. لذا از این رو اهمیت بحث نسبت حوزه و روحانیت با نظام اسلامی روشن میشود چراکه به تعبیر مقام معظم رهبری: «حوزه علمیه بخصوص حوزه قم در هیچ دوره ای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته است….امروز حوزه علمیه قم که در قله حوزه های علمیه قرار دارد یک چنین موقعیت حساسی را داراست…. حوزه علمیه بخصوص حوزه قم مادر این نظام است، بوجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادرچگونه میتواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند…»[۱] « اگر روحانیت نبود شما بدانید این نظام تشکیل نمیشد، این انقلاب پیروز نمیشد، تا صد سال دیگر هم پیروز نمیشد»[۲].

*عملکردهای حوزه در قبال حکومت های دورانهای مختلف:

در نگاه امام خامنه ای نحوه عملکرد حوزه در قبال حکومتها با توجه به نوع حاکمیت و شرایط به چهارگونه تقسیم میشود؛

۱)وابستگی؛ یک موضعگیرى، موضعگیرى وابستگى به دستگاه است؛ یعنى عضو دولت بودن. ما در معارف شیعى، یا در واقعیت درخشان حوزه‏هاى علمى شیعى خودمان، چنین چیزى را نداریم. حوزه‏ى علمیه، یک دستگاه علمىِ روحانى است؛ نباید و نمى‏تواند سازمانى از سازمانهاى دولتى بشود؛ حتّى اگر آن دولت، دولت جمهورى اسلامى باشد.[۳]

۲)بی تفاوتی؛ موضع دوم، موضع بى تفاوت است؛ مثل مواضعى که روحانیت ما در گذشته و در طول زمان با دستگاهها و دولتها داشت. البته همان موضع بى‏تفاوت هم این‏طور نبود که در آن جاهایى که لازم مى‏دانست، همکارى نکند…. اگر شما فرض کنید که حوزه‏ى علمیه‏ى امروز مى‏تواند در قبال دستگاه جمهورى اسلامى همان موضعى را داشته باشد که علما در طول زمان نسبت به دستگاههاى حکومتى داشتند، این خطاست؛ از جهات عدیده‏یى هم خطاست. آن دستگاهها، دستگاههاى ظلم بودند؛ اما دستگاه جمهورى اسلامى، دستگاه عدل اسلامى است.[۴]

۳)مبارزه؛ شق سومى که بشود فرض کرد، این است که حوزه‏ى علمیه با دستگاه مبارزه کند؛ مثل دستگاه روحانیت ما که با رژیم ظالم مبارزه مى‏کرد؛ یا در بسیارى از دوره‏ها، بخشى از روحانیت ما یا همه‏ى آنها، با سلاطین ظالم و ستمگر مبارزه مى‏کردند.[۵]

۴)پشتیبانی؛ امروز هیچکدام از آن سه وجه، ممکن و معقول نیست و معنى ندارد؛ وجه دیگرى لازم است، و آن این است که جدا باشد، اما همراه باشد و براى نظام جمهورى اسلامى یک پشتیبان باشد.[۶]

*ارتباط تنگاتنگ حوزه و نظام:

در نگاه معظم له حوزه مولد انقلاب و نظام اسلامی است. ایشان حوزه را قوام اصلى و ستون مهم انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى میدانند. ستونی که حذف آن باعث منهدم شدن انقلاب میشود. لذا در موارد متعددی بر لزوم این رابطه تاکید و سفارش اکید داشته اند که مبادا روحانیت به حاشیه رود و به امور مربوط به نظام توجهی نداشته باشد. ایشان در این باره میفرمایند: « این که یک آقایی در یک گوشه ایی عبایش را بکشد به کول خودش، بگویدمن به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست، این ننگ است…اینکه ما به مسائل کشور کار نداشته باشیم، این سکولاریسم است. حوزههای علمیه باید خود را سرباز نظام بدانند، برای نظام کار کنند، دل بسوزانند و در خدمت تقویت نظام حرکت کنند[۷]‏». البته این بدان معنا نیست که طلاب الزاما باید تمام انرژی خود را وقف امور سیاسی کرده و یا در مناسب دولتی مشغول شوند بگونه ای که از ادامه تحصیل باز مانند و یا اینکه امور سیاسی و کشوری مهمتر از درس و بحث طلبگی و مسائل علمی ایشان است، بلکه از نظر مبارک معظم له طلبه شاخص کسی است که هم به لحاظ شرکت در مسائل کشوری و بین المللی و امور سیاسی و هم در امور علمی و درس و بحث طلبگی دارای جامعیت باشد، لذا در ادامه فرمایشاتشان به این مطلب اشاره میکنند: «معنای حرف من این نیست که حالا همه باید از روز اول بیایند و در مشاغل نظام کار کنند،نخیر باید درس بخوانید. بنده از دوران مبارزات، خودم درگیرمبارزات بودم. در مشهددرس مکاسب و کفایه میدادم. خیلی از شاگردانم درگیر مبارزه بودند. از بس در گیر مبارزه بودند به نظرشان می آمد که این حرفهای مکاسب و استدلالهای کفایه فایده اش چیست. مکرر به آنها میگفتم بی مایه فطیر است باید مایه پیدا کنید. اگر مایه پیدا کردید میتوانیددر منصب و جایگاهی مانند امام بزرگ عالی مقام این حرکت عظیم را انجام دهید»[۸]

*رابطه ی علمی روحانیت و حوزه با نظام اسلامی:

در بیانات حضرت امام خامنه ایی رابطه روحانیت و حوزه های علمیه با نظام اسلامی رابطه ناصح و منصوح، و مصلِح و مصلَح است. حوزه باید دافع و حامی نظام باشد. « نسبت روحانیت و حوزه‏هاى علمیه با نظام اسلامى، نسبت حمایت و نصیحت است. حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح‏»[۹]. هر نظام و مکتبی بدون پشتوانه ی نظری و علمی محکوم به نابودی است، نظام اسلامی نیز از این مهم مستثناء نیست. از طرفی کسانی میتوانند برای نظام اسلامی نظریه پردازی کنند که کاملا آشنا به مبانی اسلامی بوده و به عبارتی اسلام شناس باشند. یکی از مهمترین وظایف حوزه های علمیه پشتیبانی علمی، تئوری از نظام اسلامی است. ایشان در این باره میفرمایند:« نظام به لحاظ نظرى و علمى محتاج علماى دین و حوزه‏هاى علمیه و مستظهر به تلاش علمى آنهاست. به خاطر این که نظریه‏پردازى سیاسى و نظریه‏پردازى در همه‏ى جریانهاى اداره‏ى یک ملت و یک کشور در نظام اسلامى به‏عهده‏ى علماى دین است. آن کسانى مى‏توانند در باب نظام اقتصادى، در باب مدیریت، در باب مسائل جنگ و صلح، در باب مسائل تربیتى و مسائل فراوان دیگر نظر اسلام را ارائه بدهند که متخصص دینى باشند و دین را بشناسند»[۱۰]

در نگاه ایشان حوزه های علمیه یگانه پایگاهی هستند برای فهم صحیح دین و تاملات دینی واستخراج و ارائه نظریه های مربوط به دین. ایشان در این باره میفرمایند:«بلاشک مرکز این توجّهات و تحقیقات علمى، حوزه‏هاى علمیه است……جاى فهمِ دین، جاى تأمّل در دین، جاى غور علمى در مسائل دینى در حدّ تخصص، حوزه‏هاى علمیه است‏»[۱۱] همچنین ایشان حوزه را بعنوان مرکز تولید فکر و پرورش متفکر و محقق و سیاست مدار و مرکزی برای تربیت افرادی که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را دارند معرفی میکنند: «حوزه‏ى علمیه باید کارخانه‏ى سازندگى انسان، سازندگى فکر، سازندگى کتاب، سازندگى مطلب، سازندگى مبلّغ، سازندگى مدرّس، سازندگى محقق، سازندگى سیاستمدار و سازندگى رهبر باشد. حوزه‏ى علمیه باید به جایى برسد که همیشه ده، بیست نفر شخصیت آماده براى رهبرى داشته باشد؛ که اگر هرکدام از اینها را در مقابل زبدگان این امت بگذارند، بر او متفق بشوند که براى رهبرى صلاحیت دارد»[۱۲].

*رابطه حوزه، نظام و جهان اسلام:

ایشان نسبت حوزه علمیه و نظام و جهان اسلام را اینگونه تشریح میفرمایند:«امروز حوزه‏ى علمیه مثل گذشته جدا از مسائل و حوادث عالم نیست؛ امروز حوزه‏ى علمیه حقیقتى است که با همه‏ى دنیا مستقیم و غیر مستقیم مرتبط است؛ بنابراین، سخن از حوزه‏ى علمیه، بى‏شک با مسائل جارى جهان اسلام هم مرتبط است؛ همچنان که با مسائل کشور و مسائل دولت داراى ارتباط تام است……‏ امروز وقتى‏که حوزه‏ى علمیه نگاه مى‏کند، باید احساس کند که حرکت این چند ده سال گذشته‏ى او، یک حرکت مثمر بوده؛ و اساساً حوزه‏ى علمیه، یک وجود مثمر و داراى برگ و بار بوده است؛ «کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ. تُؤْتی أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها»[۱۳]؛ و تا امروز این‏گونه بوده است…..یکى از ثمرات آن تلاش در کشور ایران، تشکیل جمهورى اسلامى با همه‏ى برکاتش است؛ و در جاهاى دیگر، بیدارى مسلمین و بقیه‏ى قضایاست که مى‏دانید. امروز هم من و شما باید با اخلاص و با تلاش و با جهاد حرکت کنیم تا این درخت، ثمربخش بماند و ثمربخش‏تر بشود»[۱۴].

*استقلال حوزه و روحانیت از حکومت در کنار حمایت نظام از حوزه‏:

یکی از مسائل مهمی که پیرامون حوزه مطرح است و در کلام مقام معظم رهبری نیز مشهود میباشد مسئله استقلال حوزه از حکومت و حمایت حکومت از آن میباشد. قطعا حوزه زمانی میتواند رسالات خود را به نحو احسن انجام دهد و موضع گیریهای صحیحی داشته باشد که وابسته به هیچ دولتی نباشد، چرا که حوزه ی دولتی مادامی که متصل به دولت باشد نمیتواند وظیفه ی ناصح و مصلح بودن را در قبال آن دولت انجام دهد. معظم له در این باره میفرمایند: « یک مسئله‏اى در اینجا مطرح است… این مسئله عبارت است از مسئله‏ى استقلال حوزه‏ها. آیا حمایت نظام اسلامى از حوزه‏هاى علمیه مى‏تواند به استقلال حوزه‏هاى علمیه خللى و لطمه‏اى وارد کند یا نه؟ آیا این کار مجاز است یا نه؟ این بحث مهمى است. اولًا حوزه‏هاى علمیه همیشه در طول تاریخ مستقل بودند؛ نه فقط در دوران حکومتهاى معارض با تشیع، بلکه حتّى در دوران حکومتهاى شیعى‏…… اما در اینجا هم مراقب باشید یک مغالطه‏ى دیگرى به وجود نیاید؛ استقلال حوزه‏ها به معناى عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقى نشود؛ یک عده‏اى این را مى‏خواهند. بعضى‏ها مى‏خواهند به‏عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه‏ى حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمى‏شود. وابستگى غیر از حمایت است، غیر از همکارى است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه‏ها کمک کند»[۱۵]

*نیازهای جهان اسلام و نظام اسلامی به حوزه:

حضرت امام خامنه ایی نیازهای نظام اسلامی و جهان اسلام به حوزه و روحانیت در چهار عنوان کلی برمیشمارند:

  • نیاز حکومت اسلامى به حوزه:‏

«اولًا نیاز حکومت اسلامى است که در طول تاریخ بعد از حکومت امیر المؤمنین و امام مجتبى علیهما الصّلاه و السّلام، دیگر حکومتى با این خصوصیّات، متّکى بر احکام و مقرّرات دینى تا امروز تشکیل نشده است. این اوّلین بار است که حکومتى بر اساس قرآن تشکیل مى‏شود و جامعه‏اى اسلامى- با همه‏ى مشکلات و زحماتى که این کار داشته و دارد- به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهى، براى عمل، اوّلًا به معارف و مقرّرات اسلامى احتیاج دارد»[۱۶].

  • نیاز به نیروهاى اجرایى در نظام:‏

«در برخى از جاها به اشخاصى براى اداره‏ى بعضى از امور این نظام نیاز است که بایستى این دو نیاز را حوزه‏ها تأمین کنند. البته منظور این نیست که بایستى همه‏ى امور یا امور مهم را علما به دست گیرند؛ خیر…بعضى از کارها هم وجود دارد که بایستى علماى دین آن‏ها را متصدّى شوند؛ این اشخاص را هم باید حوزه‏ى علمیّه تربیت کند. پس اگر نیاز جامعه و حکومت اسلامى و اقامه‏ى آن مطرح است، مى‏بایست حوزه‏ى علمیّه آن را تأمین کند»[۱۷].

  • نیاز روشن فکران و جوانان به حوزه‏

« این‏ها (روشن‏فکران و جوانان)قشرى هستند که در مقابل شبهات قرار مى‏گیرند. در همه جا اوّلین مخاطب شبهه‏ها، روشن‏فکران و اهل فکر و اندیشه‏اند که غالباً در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیل‏کرده‏ها هستند…. کسانى باید باشند تا این شبهه‏ها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهده‏ى حوزه‏هاى علمیّه است»[۱۸].

  • نیاز جوامع مسلمان و مردم نومسلمان‏

«حاجت چهارم، نیاز جوامع مسلمان و مردم نومسلمان است. ملاحظه کنید امروز در اطراف دنیا چقدر مردم به اسلام رو کرده‏اند… بسیارى از افراد در کشورهاى مسیحى و غربى، به اسلام گرایش پیدا کرده‏اند. آن‏ها اسلام را شناخته‏اند و راجع به آن سؤال دارند و مى‏خواهند این دین را بشناسند… چه کسى باید این‏ها را راهنمایى کند؟ چه کسى باید به آنجا برود و در میان آن‏ها سکونت کند و تعلیم دین و اخلاق بدهد؟ چه کسى باید براى آن‏ها کتاب بفرستد؟ چه کسى باید براى آن‏ها مسائل را تبیین کند؟ پاسخ همه‏ى این پرسشها به حوزه‏هاى علمیّه مرتبط است‏»[۱۹]

(این مقاله در ماهنامه مبلغان شماره ۱۹۸ منتشر شد)

[۱] – بیانات در دیدار فضلای حوزه علمیه، مورخ: ۲۹/۷/۱۳۸۹

[۲] – بیانات در دیدار فضلای خراسان شمالی، مورخ: ۱۹/۷/۱۳۹۱

[۳] – بیانات در جمع علما و مدرّسان و فضلاى حوزه‏ى علمیه‏ى قم، مورخ: ۳۰/ ۱۱/ ۱۳۷۰

[۴] – همان

[۵] – همان

[۶] – همان

[۷] – بیانات در دیدار فضلای خراسان شمالی، مورخ: ۱۹/۷/۱۳۹۱

[۸] – همان

[۹] – بیانات در دیدار فضلای حوزه علمیه، مورخ: ۲۹/۷/۱۳۸۹

[۱۰] – همان

[۱۱] – بیانات مقام معظم رهبرى در آغاز درس خارج فقه، مورخ: ۲۸/ ۰۶/ ۱۳۷۸

[۱۲] – بیانات در جمع علما و مدرّسان و فضلاى حوزه‏ى علمیه‏ى قم‏، مورخ: ۳۰/۱۱/۱۳۷۰

-[۱۳] سوره‏ى إبراهیم، آیه‏ى ۲۴ و ۲۵

[۱۴] – سخنرانى در اجتماع طلاب و فضلاى حوزه‏ى علمیه‏ى قم ۰۱/ ۱۲/ ۱۳۷۰

[۱۵] – بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، مورخ: ۲۹/ ۰۷/ ۱۳ ۱۳۸۹

[۱۶] – بیانات در آغاز درس خارج فقه، مورخ: ۱۴/ ۰۶/ ۱۳۷۴

[۱۷] – همان

-[۱۸] همان

[۱۹] – همان

منتشرشده توسط

داود موذنیان

مقالات و یادداشتهای یک طلبه

1 دیدگاه برای «نسبت حوزه با نظام اسلامی در اندیشه رهبری»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.