خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد

مقدمه:

یکى از حوزه‏هایى که در قلمرو اسلام‏شناسى مجد و عظمت اسلام را به‏گونه‏اى شایسته وبایسته به منصه ظهور مى‏رساند، بررسى تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى است. بى‏شک خاستگاه حقیقى این فرهنگ و تمدن، پیامبر و امامان همام (علیهم السلام) بودند که علم و معرفت از آنها جوشید و جریان آن اقصى نقاط عالم را درنوردید.

اسلام در اندک زمانى پس از ظهور، در بخش وسیعى از جهان گسترش یافت و این یکى از شگفت‏آورترین پدیده‏هاى تاریخ به‏شمار مى‏رفت. این دین با دستمایه‏هاى غنى و سازنده‏اى که از سرچشمه وحى مایه مى‏گرفت، ارزش‏ها و ملاک‏هاى نوینى را مطرح ساخت و تمدن‏هاى گوناگون را که هر یک جداگانه به حیات خود ادامه مى‏دادند، یکجا جمع نمود و تجربیات و میراث‏هاى بشرى را به هم پیوند داد.

مسلمانان با بخشى از میراث تمدن یونانى- رومى و با جذب عناصر ایرانى، هندى، مصرى و دیگر تمدن‏ها، بناى عظیمى از فرهنگ و تمدن انسانى را پى‏ریختند؛ آن‏گونه که پس از سده اول هجرى در زمان خلافت عباسى تأثیر گسترده‏اى در آسیا، اروپا و آفریقا برجاى نهادند و همین تأثیر به نیرویى دگرگون‏ساز در زندگى و اندیشه‏هاى سده‏هاى میانه بدل گردید.

تمدن اسلامى در سده‏هاى میانه از اهمیتى بیش از تمدن بیزانس برخوردار شد و با تکیه بر بن‏مایه خود، بیش از پیش فرهنگ خود را گسترد و از جهت آفرینش فرهنگى اصیل، پرمایه‏تر از تمدن‏هاى پیشین گردید.[۱]

مسلمانان در طول چند قرن آن‏چنان در علوم، صنایع، فلسفه، حقوق، اخلاق، اقتصاد، سیاست و نظامات اجتماعى پیشرفت نمودند که به اقرار دانشمندان غربى، تمدن معاصر اروپا و غرب وامدار آن شد. ادامه خواندن خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد