حاشیه ای بر حوزه تمدن ساز

در همایشی که چند روز پیش با عنوان «حوزه بین الملل، #حوزه تمدن ساز» در مدرسه امام کاظم (ع) قم برگزار شد، از ضرورت توجه به رویکرد تمدنی اسلام، لزوم داشتن نگاه منظومه ای و فراساحتی، و لزوم توجه به گفتمان بین المللی در حوزه سخن به میان آمد که به حق این لزومات همگی از بایسته¬های ضروری در مسیر #تمدن سازی¬اند. اما سوال اساسی در راه تمدن سازی حوزه این است که آیا حوزه کنونی قابلیت تمدن سازی را دارد؟ آن مفاهیمی که ماهیت تمدن اسلامی حول آنها تشخص پیدا می¬کند امروز تا چه اندازه دغدغه حوزه است؟ البته پرداختن به تمامی آن مفاهیم بنیادین در این مجال نمی¬گنجد اما یکی از آن مفاهیم مهم «#عدالت» و «عدالتخواهی» است. حوزه کنونی تا چه میزان در تبدبل این مفهوم بنیادین به یک گفتمان رایج همت گذارده است؟ و آیا اساسا بحث تمدن سازی اسلامی بدون رویکرد عدالتخواهانه معنا پیدا می¬کند؟
جامعه امروز در حالی گرفتار حجم بالایی از بی¬عدالتی¬های اجتماعی، اقتصادی، قضائی، اختلاسها و تبعیضهای ناروا، مشکلات موسسات اعتباری و سوء مدیریت در سامان بخشی به آنها و … است و از حوزه و روحانیت انتظار فریادهای دادخواهانه و عدالت¬طلبانه خمینی وار دارد که متاسفانه شاهد موضع منفعلانه حوزه است. ثمره این انفعال و عدم موضع انقلابی و عدالتخواهانه، سلب اعتماد مردم از حوزه و روحانیت و بدبینی نسبت به آنهاست. آنان حوزه¬ای را می¬نگرند که دیگر همانند گذشته داعیه مبارزه با ظلم و عدالتخواهی ندارد! حوزه¬ای را نظاره می¬کنند که در طول تاریخ همواره سردمدار جنبش¬های #عدالتخواه و مبارز با ظلم بوده و امروز در سکوت فرو رفته است تا آنجا که حتی فاقد تشکلهایی همانند تشکلهای مطالبه¬گر دانشگاهی است. از خود سوال می¬کنند که حوزه را چه شده؟ چرا دیگر مثل گذشته حقوق مردم و مستضعفین را مطالبه نمی¬کند؟ و این سوالی است که امروز حوزویان و نخبگان حوزه باید بدان پاسخ دهند.
اگر امروز حوزه علمیه داعیه تمدن سازی اسلامی دارد آیا نباید حقیقت عدالتخواهی را که از ارکان اصلی ساخت تمدن اسلامی است در خویش زنده کند؟ در زمانی که اعتراضات مردمی نسبت به اوضاع فعلی روز به روز در حال افزایش است چرا حوزه سکوت خود را نمی¬شکند و به حمایت از #مستضعفین جامعه فریاد عدالتخواهی سرنمی¬دهد؟ نخبگان حوزه باید چاره¬ای بیاندیشند و تا دیر نشده حوزه را از این انفعال مخرب خارج کنند.

در مسیر تمدن‌سازی اسلامی؛ مؤلفه‌های توحیدمحوری

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری رسا «اینجا»

وحدت کلمه اصلی قرآنی و عقلانی است به این معناکه اگر حتی در قرآن و آموزه­های اسلامی هیچ نص و یا ظهوری در مورد این اصل شریف نداشتیم، حکم عقل بدان کفایت می­کرد. چراکه عقل سلیم همواره اصل وحدت را به عنوان سپری در برابر تهاجمات و فتنه­های دشمن و یک مقوله راهبردی و استراتژیک قبول، و در مقابل آن سر تسلیم فرود می­آورد. اصلی که در آموزه­های اسلامی ریشه در توحید محوری داشته و قرآن در آیات متعددى مسلمانان را به وحدت کلمه، اتّحاد و اخوّت دعوت کرده که به برخى از آن ها اشاره مى شود:

۱-  آیه اعتصام :

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذِلکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ؛  (آل عمران: ۱۰۳)

و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرّق نروید، و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می‌کند، باشد که هدایت شوید.

دعوت به سوى اتحاد؛ در این آیه «مسأله اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه» مطرح شده، مى‏فرماید: «و همگى به ریسمان الهى چنگ بزنید، و از هم پراکنده نشوید» (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا). در باره اینکه منظور از« بِحَبْلِ اللَّهِ» (ریسمان الهى) چیست؟ مفسران احتمالات مختلفى ذکر کرده‏اند، بعضى مى‏گویند منظور از آن قرآن است، و بعضى مى‏گویند اسلام، و بعضى دیگر گفته‏اند منظور خاندان پیامبر و ائمه معصومین هستند.

در روایاتى که از پیامبر (ص) و ائمه اهل بیت نقل شده نیز همین تعبیرات گوناگون دیده مى‏شود، مثلا در تفسیر«در المنثور» از پیغمبر اکرم (ص) و در کتاب «معانى الاخبار» از امام سجاد (ع) نقل شده که فرمودند:« بِحَبْلِ اللَّهِ» قرآن است، و تفسیر« عیاشى» از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمود: ریسمان الهى، آل محمد (ص) مى‏باشند که مردم مامور به تمسک به آن هستند. ولى نه این احادیث و نه آن تفسیرها، هیچ کدام با یکدیگر اختلاف ندارند، زیرا منظور از ریسمان الهى هر گونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله، اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر و اهل بیت او، و به عبارت دیگر تمام آنچه گفته شد، در مفهوم وسیع«ارتباط با خدا» که از معنى« بِحَبْلِ اللَّه» استفاده مى‏شود، جمع است. (تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، ج‏۳، ص: ۲۹)

سپس قرآن به نعمت بزرگ اتحاد و برادرى اشاره کرده و مسلمانان را به تفکر در وضع اندوهبار گذشته، و مقایسه آن «پراکندگى» با این «وحدت» دعوت مى‏کند، مى‏ فرماید: وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً؛ و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید. علامه در المیزان ذیل این آیه شریفه در مورد مسئله اتحاد و اینکه خداوند قرار دادن اتحاد را نعمتی از جانب خود شمرده میفرماید:  « «اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ» اشاره دارد به اینکه؛ اگر شما را به اعتصام و عدم تفرقه مى‏خوانیم بى‏دلیل نیست. دلیل بر اینکه شما را بدان دعوت کرده‏ایم، همین است که خود به چشم خود ثمرات اتحاد و اجتماع و تلخى عداوت و حلاوت محبت و الفت و برادرى را چشیدید و در اثر تفرقه در لبه پرتگاه آتش رفتید و در اثر اتحاد و الفت از آتش نجات یافتید، و اگر ما این دلیل را به رخ شما مى‏کشیم، نه از این باب است که بر خود واجب مى‏دانیم هر چه مى‏گوئیم، دلیلش را هم ذکر بکنیم و اگر ذکر نکنیم دلیل بر این است که گفتارمان حق نبوده، نه، گفتار ما همیشه حق است، چه دلیلش را هم ذکر بکنیم و چه نکنیم بلکه از این باب است که بدانید این تمسک به حبل اللَّه و اتحاد شما نعمتى است از ناحیه ما…..» (- ترجمه تفسیر المیزان‏، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، ج:۳، ص:۵۷۳). ادامه خواندن در مسیر تمدن‌سازی اسلامی؛ مؤلفه‌های توحیدمحوری

خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد

مقدمه:

یکى از حوزه‏هایى که در قلمرو اسلام‏شناسى مجد و عظمت اسلام را به‏گونه‏اى شایسته وبایسته به منصه ظهور مى‏رساند، بررسى تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى است. بى‏شک خاستگاه حقیقى این فرهنگ و تمدن، پیامبر و امامان همام (علیهم السلام) بودند که علم و معرفت از آنها جوشید و جریان آن اقصى نقاط عالم را درنوردید.

اسلام در اندک زمانى پس از ظهور، در بخش وسیعى از جهان گسترش یافت و این یکى از شگفت‏آورترین پدیده‏هاى تاریخ به‏شمار مى‏رفت. این دین با دستمایه‏هاى غنى و سازنده‏اى که از سرچشمه وحى مایه مى‏گرفت، ارزش‏ها و ملاک‏هاى نوینى را مطرح ساخت و تمدن‏هاى گوناگون را که هر یک جداگانه به حیات خود ادامه مى‏دادند، یکجا جمع نمود و تجربیات و میراث‏هاى بشرى را به هم پیوند داد.

مسلمانان با بخشى از میراث تمدن یونانى- رومى و با جذب عناصر ایرانى، هندى، مصرى و دیگر تمدن‏ها، بناى عظیمى از فرهنگ و تمدن انسانى را پى‏ریختند؛ آن‏گونه که پس از سده اول هجرى در زمان خلافت عباسى تأثیر گسترده‏اى در آسیا، اروپا و آفریقا برجاى نهادند و همین تأثیر به نیرویى دگرگون‏ساز در زندگى و اندیشه‏هاى سده‏هاى میانه بدل گردید.

تمدن اسلامى در سده‏هاى میانه از اهمیتى بیش از تمدن بیزانس برخوردار شد و با تکیه بر بن‏مایه خود، بیش از پیش فرهنگ خود را گسترد و از جهت آفرینش فرهنگى اصیل، پرمایه‏تر از تمدن‏هاى پیشین گردید.[۱]

مسلمانان در طول چند قرن آن‏چنان در علوم، صنایع، فلسفه، حقوق، اخلاق، اقتصاد، سیاست و نظامات اجتماعى پیشرفت نمودند که به اقرار دانشمندان غربى، تمدن معاصر اروپا و غرب وامدار آن شد. ادامه خواندن خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد