مسجد تراز در اندیشه­ ی رهبر معظم انقلاب

مساجد در تار و پود تمدن اسلامی همواره جایگاهی ویژه و پرنقش داشته­ اند. با رجوع به تاریخ تمدن اسلام در میابیم که مساجد پایگاه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و … بوده اند، و عبادت بخشی از فعالیت مسجد بوده نه همه­ ی آن. این نوع نگاه به مسجد در نظام اندیشه­ ای مقام معظم رهبری که برگرفته از آموزه های ناب اسلامی و توحیدی است بعنوان یکی از خصیصه های آن محسوب میشود. مسجد در اندیشه مقام معظم رهبری صرفا محلی برای عبادت (آن هم منحصرا نماز و برخی مراسمات مذهبی) نیست بلکه جایگاه حقیقی مسجد در این نظام اندیشه ای پایگاهی برای دیانت، عبادت و معرفت است. [۱] و در بُعد عبادیِ مساجد، مسئله­ی تفکر بعنوان یکی از بهترین مصادیق عبادت مطرح میباشد. [۲]

در این نظام فکری مسجد یک قطب معرفتی است که میتواند برای جوامع اسلامی منشأ و سرآغاز حرکات و پیروزیهای عظیمی باشد.[۳] و بخش مهمی از این معرفت بواسطه حضور یک عالم دینی و فقیه در مسجد به دست می‌آید[۴]و این نشان از نقش بی­بدیل عالمان دین و فقها در معرفت بخشی به جامعه و حرکتهای اجتماعی دارد. در این نظام اندیشه ای مسجد ماهیتی مکتب گونه دارد. مکتبی که هم بُعد علمی و تفکّر و تأمل، و هم بُعد معنوی-عرفانی و تصفیه روح و مرکز اتّصال بنده به خدا و ارتباط زمین و آسمان است.[۵]

در اندیشه امام خامنه ای یکی از موثرترین علل پیروزی انقلاب اسلامی اقبال مردم و جوانان به مساجد و نقش علماء در تبدیل مساجد به عنوان مرکزی برای تعلیم، تربیت و روشنگری افکار و اذهان است[۶] و در توصیف این چنین مسجدی میفرمایند: «مسجد هسته‌ی مقاومت است، منتها مقاومت بِاَنواعه؛ مقاومت فرهنگی، مقاومت سیاسی، و درجای خود هم مقاومت امنیّتی و نظامی؛ کمااینکه در مساجد اینگونه بوده‌»[۷]. در ادامه به برخی از شاخصه­ها و مولفه های مسجد تراز که از بیانات ایشان در دیدارشان با ائمه جماعات استان تهران در مرداد ماه سال ۹۵ استخراج میشود اشاره خواهد شد:

ادامه خواندن مسجد تراز در اندیشه­ ی رهبر معظم انقلاب

خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد

مقدمه:

یکى از حوزه‏هایى که در قلمرو اسلام‏شناسى مجد و عظمت اسلام را به‏گونه‏اى شایسته وبایسته به منصه ظهور مى‏رساند، بررسى تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى است. بى‏شک خاستگاه حقیقى این فرهنگ و تمدن، پیامبر و امامان همام (علیهم السلام) بودند که علم و معرفت از آنها جوشید و جریان آن اقصى نقاط عالم را درنوردید.

اسلام در اندک زمانى پس از ظهور، در بخش وسیعى از جهان گسترش یافت و این یکى از شگفت‏آورترین پدیده‏هاى تاریخ به‏شمار مى‏رفت. این دین با دستمایه‏هاى غنى و سازنده‏اى که از سرچشمه وحى مایه مى‏گرفت، ارزش‏ها و ملاک‏هاى نوینى را مطرح ساخت و تمدن‏هاى گوناگون را که هر یک جداگانه به حیات خود ادامه مى‏دادند، یکجا جمع نمود و تجربیات و میراث‏هاى بشرى را به هم پیوند داد.

مسلمانان با بخشى از میراث تمدن یونانى- رومى و با جذب عناصر ایرانى، هندى، مصرى و دیگر تمدن‏ها، بناى عظیمى از فرهنگ و تمدن انسانى را پى‏ریختند؛ آن‏گونه که پس از سده اول هجرى در زمان خلافت عباسى تأثیر گسترده‏اى در آسیا، اروپا و آفریقا برجاى نهادند و همین تأثیر به نیرویى دگرگون‏ساز در زندگى و اندیشه‏هاى سده‏هاى میانه بدل گردید.

تمدن اسلامى در سده‏هاى میانه از اهمیتى بیش از تمدن بیزانس برخوردار شد و با تکیه بر بن‏مایه خود، بیش از پیش فرهنگ خود را گسترد و از جهت آفرینش فرهنگى اصیل، پرمایه‏تر از تمدن‏هاى پیشین گردید.[۱]

مسلمانان در طول چند قرن آن‏چنان در علوم، صنایع، فلسفه، حقوق، اخلاق، اقتصاد، سیاست و نظامات اجتماعى پیشرفت نمودند که به اقرار دانشمندان غربى، تمدن معاصر اروپا و غرب وامدار آن شد. ادامه خواندن خلاصه درس گفتاری که در زمینه تاریخ تمدن اسلامی در دانشگاه تدریس شد