“گران شدن” برای مردم، “نگران نشدن” برای مسئولان

منتشر شده در خبرگزاری رسا ؛

پدیده­های اقتصادی قدرت تاثیر، تغییر و به چالش کشیدن بسیاری از مسائل دارند. این قدرت تاثیرگذاری به علت پیوند مولفه­ها و نتایج اقتصاد با کثیری از مقولات دیگر همانند سیاست، جامعه، نظام خانواده و … است. وقتی که یک رخداد اقتصادی در جامعه به وقوع می­پیوندد، بر فرد، خانواده، اجتماع و حتی در سطوح بین الملی هم تاثیرگذار خواهد بود. از این رو انکار این تاثیر و تأثر بسیار ساده اندیشی به نظر می­رسد. فرهنگ نیز از آن جمله مقولاتی است که در بسیاری از ابعاد خویش همانگونه که می­تواند بر اقتصاد مؤثر واقع شود، متأثر از نتایج آن نیز هست.

*پدیده گرانی

یکی از این پدیده­های اقتصادی که تاثیرات منفی در نظامات فرهنگی جامعه را به همراه دارد معضل گرانی است که بسان یک اهرم در بروز و یا تشدید بسیاری از آسیب­ها و ناهنجاری­های فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی عمل خواهد کرد. البته بروز این آسیب­ها در طبقات مختلف جامعه متفاوت خواهد بود برای نمونه در اقشاری که از لحاظ اقتصادی در سطح کلانی به فعالیت مشغولند، پیامدهای اقتصادیِ موضوع آشکارتر خواهد بود اما در مورد اقشار متوسط و کم درآمد ناهنجاری­های فرهنگی و اجتماعی نمود بیشتری پیدا خواهد کرد.

برای نمونه، پدری را در نظر بگیرید که با درامدی کم نتواند خواسته­های کودکانه کودک خویش یا حداقل حوائج نوجوان و جوانش را برطرف کند و همیشه در مقابل خانواده خویش احساس شرمندگی کند. جوانی که بخاطر نداشتن شغل و درامدی مناسب و از سوی دیگر بدلیل عدم ثبات در بازار و گرانی­های روز افزون جرئت اقدام برای تشکیل خانواده پیدا نمی­کند. دخترانی که بواسطه عدم رغبت پسران به امر ازدواج بدلیل وضعیت نامطلوب اقتصادی و گرانی­های ابصار گسیخته مجرد باقی مانده و هرگز طعم شیرین مادر شدن را نمی­چشند و از این حق طبیعی محروم می­شوند. زوجینی که به دلیل نگرانی­های معیشتی ناشی از افزایش بی­رویه تورم هرگز به فکر فرزند آوری نمی­افتند. خانواده­هایی را بنگرید که قادر به تأمین سه وعده غذایی نیستند و کودکانی که شب با شکمی گرسنه سر بر بالین می­نهند در حالی که با فاصله ی نه چندان زیادی از آنها در همان شهر افرادی زندگی می­کنند که در برج­های چندین میلیاردی، غرق در زندگی­های لاکچری از فرط پرخوری مستانه عربده می­کشند. اینها همه گوشه­ای از ناعدالتی­های اجتماعی است که وضعیت نامطلوب اقتصادی و افزایش ابصارگسیخته گرانی آن را رقم می­زند. ادامه خواندن “گران شدن” برای مردم، “نگران نشدن” برای مسئولان

برداشت‌هایی از حکومت علوی؛ مواد لازم مدیریت در دولت اسلامی

یادداشت منتشر شده در خبرگزاری رسا

نام امیرالمومنین علی(ع) و حکومت ایشان چنان با عدالت، قانون مندی، حق مداری، صداقت، اقتدار و دیگر شاخصه های الهی وانسانی عجین است که امکان ندارد آدمی واژگان ذکر شده را تصور کند و ذهنش متبادر به سیره علی(ع) نگردد. حکومتی که دورانش کوتاه، اما درس هایش به اندازه ی تمام تاریخ بلند و نورش برای روشنایی همه ی اعصار کافی است. حکومتی که دشمنان کینه توزش، همانان که به لطف اسلام از زمره وحوش خارج گشته و در سایه آن برای خود اسم و رسمی ساختند، سال ها، بلکه نسلهای بعدی آن شجره خبیثه نیز قرن ها در تلاش بودند تا یاد آن مظهرِ نورِ حق را در دل بشریت خاموش کنند غافل از آنکه خداوند وعده داده که «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»[۱].

از جمله زوایای مهم حکومت درخشان علوی عنوان کردن بایسته­ها و نباسته­هایی است که متصف بودن و نبودن دولت و رجال آن، بدانها را ملاک و مناطی برای تعریف دولت تراز اسلامی از غیر آن قرار داده. این یادداشت قصد دارد تا در حدود توان و مجالش گوشه­ای از این بایسته­ها و نبایسته­ها را متذکر شود.

الف. رفتارهای فردی رئیس دولت و رجال آن:

  1. خداگرائی؛ تتبُّع کننده در فرمایشات حضرت امیر(ع) یکی از مهمترین بایسته را از منظر حضرتشان، در خداگرائی مجموعه دولت و رئیس آن می­یابد. به مقوله خداگرائی حاکمان و مسئولین که رابطه­ی مستقیم با نفی سکولاریسم دارد میتوان در ابعاد و زوایای گوناگونی پرداخته شود، که در اینجا به برخی از مهمترین این زوایا اشاره میشود.

۱-۱٫ دفاع از دین: دولت تراز در اندیشه امیر مومنان به دولتی اطلاق میگردد که رئیس آن مبارزه با هواهای نفسانی و دفاع از دین را واجب فرض کرده و لحظه­ای این مهم را فرونگذارد ولو به اندازه ساعتی از عمرش مانده باشد.[۲] این ویژگی تا بدانجا مهم می­باشد که حضرت، حاکم را پاسدار خدا در زمین معرفی میکنند.[۳] بر این اساس بطلان افکاری چون مسئول نبودن دولت در قبال دین و سعادت جامعه، بهشتی و یا دوزخی شدن افراد و سکولاریسم در سیاست و مدیریت، در اندیشه امیر مومنان ظاهر می­گردد.

۱-۲٫ توجه به نماز اول وقت: عدم تاخیر نماز از اول وقتش حتی در اوج کار از جمله بایسته­های دولت مردان تراز حکومت اسلامی است.[۴] نه اینکه در بیکاری نماز اول وقت بجا آورد و در هنگام درگیری تاخیر اندازد.[۵] امام خمینی(ره) بعنوان اسوه­ای در این زمینه مطرح می­باشند. سرتیپ شهید علی صیاد شیرازی نقل می کند: حتی زمانی که در بحبوحه جنگ، با کمبودها و تنگناهای زیادی مواجه شدیم و در صدد رفع آن بودیم و امام هم پیگیر کار بودند و برای گزارش کار خدمت ایشان رسیدیم؛ رئیس جمهور و رئیس مجلس و فرماندهان نیروی زمینی و سپاه هم حضور داشتند، هنوز گزارش تمام نشده بود که امام جلسه را ترک کردند و فرمودند: وقت نماز است.[۶]

همچنین آیت الله توسلی نقل می کند: روزی سران کشورهای اسلامی برای قضیه صلح ایران و عراق به خدمت امام رسیدند، وسط جلسه بود که اذان ظهر شد، امام بلند شدند و فرمودند: می خواهم نماز بخوانم. سپس عطر زدند و به نماز ایستادند و ما هم پشت سر ایشان ایستادیم.[۷]

۱-۳٫ ضرورت یاد مرگ: امام علی(ع) در نامه خود به محمدبن ابی بکر- یکی از والیان حکومت حضرت- متذکر این ضرورت می­شوند: مرگ از شما به شما نزدیکتر است، نشانه مرگ بر پیشانی شما زده شده، دنیا پشت سر شما در حال درهم پیچیدن است، پس بترسید از آتشی که ژرفای آن زیاد و حرارتش شدید و عذابش نو به نو وارد می­شود.[۸]ضرورت یاد مرگ در عموم افراد و بویژه در مسئولین از این باب است که می­تواند مانعی باشد از انحراف و کج روی­های انسان.

۱-۴٫ ترجیح رضایت خداوند بر مردم: از دیگر زوایای خداگرائی بعنوان یکی از بایسته­های دولت تراز و رجال آن، این است که همواره رضایت خدا را بر رضایت خلق ترجیح دهند و بخاطر رضایت مردم، خدا را به خشم نیاورند.[۹] حضرت علی(ع) دلیل این امر را در جایگزین شدن خشنودی خداوند بجای هرچیزی معرفی می­کنند درحالی که عکس این قضیه صادق نیست، یعنی چیز دیگری نمی­تواند جایگزین خشنودی خداوند شود.[۱۰]

ادامه خواندن برداشت‌هایی از حکومت علوی؛ مواد لازم مدیریت در دولت اسلامی