لیبرالیسم فرهنگی؛ رهاسازی فرهنگ به چه قیمت

 فرهنگ هر ملت و جامعه، مرکبِ متشکل از اجزایی است که می­ توان از آن تعبیر به «هویت»[۱] یک جامعه کرد. در حقیقت اجزاءِ این مرکب همان عناصر شکل دهنده فرهنگ­ اند. عناصری که می‌توان آنها را در سه مقوله مقوّم فرهنگ یعنی «شناخت‌ها و باورها؛ ارزش‌ها و گرایش‌ها؛ رفتار و کردارها»[۲] جمع کرد. قطعا دوران هشت ساله دفاع مقدس به عنوان بخش مهمی از تاریخ ملت و نیز به مثابه مجموعه­ ای از باورها، ارزش ها و رفتارهای انسانی، اسلامی و انقلابی، پاره بسیار مهمی از پازل فرهنگ جامعه ایرانی است که زوایای آن باید در تعریف، تحقیق، تحلیل، واکاوی و واگویی فرهنگ جامعه لحاظ شود.

از سوی دیگر، هنر به مثابه زبان فرهنگ و تمدن یک جامعه است و همان گونه که زبان و تکلم در انسان ابزار ارتباط، بیان و واگویی اندیشه­ های آدمی ­اند، هنر نیز ابزار بیان و بازگویی فرهنگ یک جامعه است. و نیز همان گونه که اندیشه و تعقل بخش اعظمی از هویت آدمی است و زبان به عنوان ابزار بیان و واگویی اندیشه­ های انسان در حقیقت روایت گر هویت وی است، هنر نیز به عنوان بیان و بازگو کننده فرهنگ، با توجه به اینکه فرهنگ در حقیقت هویت یک جامعه است، روایت گر هویت یک جامعه محسوب می­ شود. بر این اساس از هنر می­ توان به عنوان بخش مهمی از معرف فرهنگ و به دیگر سخن، بخش مهمی از معرف هویت یک جامعه یاد کرد.

با این توضیح، تا حدی حکمت تأکیدات و توجه بسیار بالای مقام معظم رهبری به مقوله هنر بویژه هنر انقلاب اسلامی و مقوله ادبیات به ویژه حوزه ادبیات دفاع مقدس مشخص می‌شود. به خصوص اینکه در بیانات اخیرشان بر ایجاد یک نهضت ترجمه آثار مکتوب و صدور آثار هنری و فیلم‌های دفاع مقدس به منظور صدور پیام ایمان، مجاهدت و شکست ناپذیری ملت ایران به جهانیان تأکید داشتند.[۳] ادامه خواندن لیبرالیسم فرهنگی؛ رهاسازی فرهنگ به چه قیمت

فرهنگ ‌اشرافیت سد محکم تحقق عدالت در جامعه و دولت اسلامی

 

منتشر شده در کیهان، متن کامل یادداشت را در اینجا بخوانید: http://yon.ir/bMrtSفرهنگ اشرافیت

درآمدی بر انتظارات رهبر معظم انقلاب از حوزه­های علمیه(قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

منتشر شده در ماهنامه مبلغان

حضور حضرت معصومه سلام الله علیها در شهر مقدس قم چنان حیاتی بدان دیار بخشید که موجب گردید قم و بلکه تمام ایران بعنوان مرکز اصلی معارف اهل بیت تبدیل گردد و امروز هم بمثابه قلبی فعال در پمپاژ معارف اسلامی در پیکره جهان اسلام باشد. حوزه علمیه امروز مدیون همین حضور حیات بخش است. و بواسطه اینچنین حوزه­ای بزرگان بسیاری رشد کردند که همچون ستارگانی در طالع تشیع می­درخشند. و امروز به برکت انقلاب اسلامی که خود ثمره علمی، اجتهادی، بصیرت دهی و آگاهی بخشی و مبارزاتی حوزه و بزرگان آن و در راس آنان حضرت امام خمینی(ره) است، حوزه علمیه از هر دوران دیگری موثرتر و دارای موقعیت حساس­تری میباشد. و به تعبیر مقام معظم رهبری: «حوزه علمیه بخصوص حوزه قم در هیچ دوره ای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته است….امروز حوزه علمیه قم که در قله حوزه های علمیه قرار دارد یک چنین موقعیت حساسی را داراست…. حوزه علمیه بخصوص حوزه قم مادر این نظام است، بوجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادرچگونه میتواند  از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند…»[۱] « اگر روحانیت نبود شما بدانید این نظام تشکیل نمیشد، این انقلاب پیروز نمیشد، تا صد سال دیگر هم پیروز نمیشد»[۲]. حضرت امام خامنه­ای حوزه علمیه را بعنوان مادر و مولد انقلاب اسلامی می­خوانند و قطعا حوزه به عنوان مادر انقلاب در قبال فرزند خویش مسئولیت و وظایفی دارد که مقام معظم رهبری در طی سالیانی این وظایف را معرفی و مطالبه کرده­اند. از این رو بایسته است که حوزه علمیه بازخوانی مطالبات رهبری و تحلیل و واکاوی آنها و سپس عملیاتی کردن آنها را سرلوحه کار خویش قرار دهد. براین اساس این نوشتار قصد دارد تا گوشه­ای از مطالبات رهبری را در حد توان و مجالش عنوان کند.

  1. منحصر نشدن فعالیتهای علمی حوزه در فقه و اصول، و رفتن به سمت رشته­ها تخصصی؛

عدم انحصار علمی حوزه در فقه و اصول و رفتن به سوی گرایش­های تخصصی در کنار دروس متداول حوزه از مطالبات جدی رهبری بوده است، ایشان در این زمینه می­فرمایند: «وقتی ما میگوئیم فلان رشته‌ها بیاید، فلان کارها انجام بگیرد، بعضی میگویند آقا شما به فقه و اصول بی‌اعتنائی کردید؛ ما در حوزه، دیگر صاحب جواهر یا شیخ انصاری متخرج نداریم. این جزو حرفهای رائج است. من این حرف را قبول ندارم»[۳]

ایشان در ردّ این حرف دولیل ذکر می­کنند: ادامه خواندن درآمدی بر انتظارات رهبر معظم انقلاب از حوزه­های علمیه(قسمت اول)

ارتباط تحولات اجتماعی با چرخه فرهنگ

«یادداشت منتشر شده در خبرگزاری رسا»

در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب، فرهنگ یک ملت، منشاء عمده تحولات آن ملت است. (مقام معظم رهبری، مورخ: ۸/۱۰/۸۳)  به عبارت دیگر، تمامی عملکردها، جهت گیری­ ها و تحولات یک ملت سرچشمه در فرهنگ آن ملت دارد و از سوی دیگر فرم‌­دهی فرهنگی وابسته به عواملی است که در یک چرخه صعودی و یا نزولی، بر تکامل و یا تنازل همدیگر تاثیر گذاشته و بستر تحولات منفی و یا مثبت، و نیز بسیاری از خصلت ها، باورها و کنش ­های یک ملت را فراهم می­ سازند.

ترسیم یک چرخه موثر در جامعه: بسیاری از عوامل جغرافیایی، محیطی، اجتماعی، اقتصادی، زبانی و … در شکل گیری فرهنگ تأثیرگذار هستند(مراد از فرهنگ، معنای عام آن است که شامل خلقیات، گرایش‌ها، تفکرات، ایمان، آرمان‌ها، رفتارها و … می شود). و از سوی دیگر فرهنگ(به همان معنای غام) نیز در بسیاری از همان عوامل تاثیر می­ گذارد. براین اساس هر جامعه در بطن خود با یک چرخه صعودی و یا نزولی روبه رو است که تمامی گزاره­ های اخلاقی، انسانی، اجتماعی و هرآنچه که در تعریف فرهنگ و در دایره آن می­ گنجد را در بر می­ گیرد. چرخه ­ای که یک سوی آن عوامل یاد شده، و سوی دیگرش فرهنگی متأثر از آن عوامل است که اینک خود به مثابه عامل و محرکی قوی در بسیاری از همان عوامل یاد شده تأثیری مثبت و یا منفی می­ گذارد. ادامه خواندن ارتباط تحولات اجتماعی با چرخه فرهنگ

مسجد تراز در اندیشه­ ی رهبر معظم انقلاب

مساجد در تار و پود تمدن اسلامی همواره جایگاهی ویژه و پرنقش داشته­ اند. با رجوع به تاریخ تمدن اسلام در میابیم که مساجد پایگاه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و … بوده اند، و عبادت بخشی از فعالیت مسجد بوده نه همه­ ی آن. این نوع نگاه به مسجد در نظام اندیشه­ ای مقام معظم رهبری که برگرفته از آموزه های ناب اسلامی و توحیدی است بعنوان یکی از خصیصه های آن محسوب میشود. مسجد در اندیشه مقام معظم رهبری صرفا محلی برای عبادت (آن هم منحصرا نماز و برخی مراسمات مذهبی) نیست بلکه جایگاه حقیقی مسجد در این نظام اندیشه ای پایگاهی برای دیانت، عبادت و معرفت است. [۱] و در بُعد عبادیِ مساجد، مسئله­ی تفکر بعنوان یکی از بهترین مصادیق عبادت مطرح میباشد. [۲]

در این نظام فکری مسجد یک قطب معرفتی است که میتواند برای جوامع اسلامی منشأ و سرآغاز حرکات و پیروزیهای عظیمی باشد.[۳] و بخش مهمی از این معرفت بواسطه حضور یک عالم دینی و فقیه در مسجد به دست می‌آید[۴]و این نشان از نقش بی­بدیل عالمان دین و فقها در معرفت بخشی به جامعه و حرکتهای اجتماعی دارد. در این نظام اندیشه ای مسجد ماهیتی مکتب گونه دارد. مکتبی که هم بُعد علمی و تفکّر و تأمل، و هم بُعد معنوی-عرفانی و تصفیه روح و مرکز اتّصال بنده به خدا و ارتباط زمین و آسمان است.[۵]

در اندیشه امام خامنه ای یکی از موثرترین علل پیروزی انقلاب اسلامی اقبال مردم و جوانان به مساجد و نقش علماء در تبدیل مساجد به عنوان مرکزی برای تعلیم، تربیت و روشنگری افکار و اذهان است[۶] و در توصیف این چنین مسجدی میفرمایند: «مسجد هسته‌ی مقاومت است، منتها مقاومت بِاَنواعه؛ مقاومت فرهنگی، مقاومت سیاسی، و درجای خود هم مقاومت امنیّتی و نظامی؛ کمااینکه در مساجد اینگونه بوده‌»[۷]. در ادامه به برخی از شاخصه­ها و مولفه های مسجد تراز که از بیانات ایشان در دیدارشان با ائمه جماعات استان تهران در مرداد ماه سال ۹۵ استخراج میشود اشاره خواهد شد:

ادامه خواندن مسجد تراز در اندیشه­ ی رهبر معظم انقلاب

رابطه عقلانیت، عدالت و معنویت در اندیشه مقام معظم رهبری

در اندیشه مقام معظم رهبری عقلانیت حقیقتی است که با دو عنصر عدالت و معنویت کامل می­شود و ترابطی تنگاتنگ بینشان حاکم است. بگونه ای که نه عدالتِ تهی از معنویت و عقلانیت، استعداد این را دارد که عدالت محسوب گردد و نه عقلانیت تهی از عدالت و معنویت، و مسئله معنویت نیز به همین نسبت است. در حقیقت؛ عدالت، عقلانیت و معنویت با هم محقق میشوند و از یکدیگر غیرقابل انفکاک هستند. در این منظومه فکری، روح و اساس کار معنویت است و عقلانیت بعنوان مهمترین ابزار کار محسوب می­گردد و نیز عدالت هدف و مسیر کار است.[۱] مسئله­ای که این یادداشت در پی آن است کشف چرایی این ترابط معنایی است که در ادامه بدان پرداخته می­شود.

-چرایی ترابط معنویت با عدالت:

سوالی که ممکن است در ذهن پدید آید این است که چه ارتباطی بین دو مفهوم عدالت و معنویت وجود دارد و دلیل این ترابط معنایی چیست؟ بر اساس نظام اندیشه­ای مقام معظم رهبری که یک منظومه فکری مبتنی بر اصل توحید و آموزه­های ناب توحیدی است و تمامی ساختارهای این نظام فکری بر این اساس بناشده، معنویت حقیقتی است که هیچ گونه نقطه عطفی با ظلم­پذیری ندارد. براین اساس انسان معنوی کسی است که در مقابل طاغوت و ظلم سر سازش فرود نمی­آود بلکه با نظام سلطه و طاغوت مبارزه خواهد کرد چراکه معنویت اصیل و حقیقی در ذات خود ظلم­ستیزی و ناسازگاری با طاغوت را همراه دارد؛ «آدم معنوى‌ایى که با ظلم مى‌سازد، با طاغوت مى‌سازد، با نظام ظالمانه و سلطه مى‌سازد، این چطور معنویتى است؟ این‌گونه معنویت را ما نمى‌توانیم بفهمیم».[۲] این عبارات، بیانگر تفاوت ماهوی و تعریفی «معنویت» در منظومه فکری مقام معظم رهبری –یا بعبارتی نظامِ اندیشه­ای توحیدی اصیل- با انواعی از «معنویت»های غیراصیل و سازشکاری است که از درون تفکرات التقاطی و سازشگرایانه­ای چون انجمن حجتیه و غیره پدید می­آید. این «معنویت» همانند «عقلانیت» در مفهوم انقلابی­گری قابل تعریف است[۳] و ترابط معنایی دارد با عدالت. چراکه از شاخصه های عدالت در نگاه اسلام سکوت نکردن در مقابل ظلم و استبداد و طاغوت است و در این رابطه احادیت و آیات بسیاری وارد شده است که برای نمونه به حدیثی از حضرت علی(ع) که خود اسطوره و اسوه کامل معنویت، عدالت و عقلانیت توأمان است اشاره و اکتفاء میکنیم: « اَحسَنِ العَدلِ نصره المظلوم؛ بهترین عدالت یارى مظلوم است» و بسیار واضح است که یکی از مهمترین ارکان یاری مظلوم، ظلم­ستیزی و مبارزه با ظالم  است. ادامه خواندن رابطه عقلانیت، عدالت و معنویت در اندیشه مقام معظم رهبری

نگاهی به ریشه های نظری مولفه های گفتمان مقاومت

بسم الله الرحمان الرحیم

با سیری در منظومه فکری مقام معظم رهبری به این نکته میرسیم که کلید واژه مقاومت از جمله واژگان کلیدی است که در این منظومه فکری از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و هست.  ایشان در طی سالهای گذشته تا کنون درباره‌ گفتمان مقاومت و فرهنگ آن بیانات ارزشمندی داشته‌اند و تعدادی از مولفه های ایجابی و سلبی این گفتمان اصیل را ذکر فرموده اند که قبلا بطور اجمالی در دو مقاله بدانها پرداختیم. در نوشتار پیش رو هدف این است که ریشه های فکری و نظری دو مولفه ی وحدت کلمه و تشکیل جبهه واحد مقاومت که از مولفه های گفتمان مقاومت اند، در بستر دین تا اندازه ای بررسی و تبیین شود. به بیان دیگر پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از اینکه: اتحاد و وحدت کلمه و نیز مسئله جبهه واحد مقاومت در چه بستر و فضای فکری و اندیشه ای تولید شده و ریشه های دینی و نظری آنها چیست؟ در این نوشتار قصد بر این نیست که بسترهای فکری مقام معظم رهبری در این مفاهیم واکاوی شود بلکه هدف، صرفا بررسی ریشه های فکری این مفاهیم – با توجه به اهمیت بالای مسئله –  در بستر دین میباشد، گرچه که خواننده در پایان این همانی ریشه های مذکور را با بسترهای فکری مقام معظم رهبری نتیجه گیری کند.

برای پاسخ به پرسش فوق ابتدا لازم است بیان شود که بین مقوله های خداشناسی، اسلام شناسی، ولایت شناسی، جهان بینی، انسان شناسی و جامعه مطلوب به همراه مولفه های آن جامعه، ارتباطی تنگاتنگ و گسست ناپذیر وجود دارد، به نحوی که تحقق جامعه مطلوب – که بحث گفتمان مقاومت و مولفه های آن، بخشی از مولفه های جامعه مطلوبند- محصول این ارتباط تنگاتنگ و زنجیره واراند. برای تبیین پرسش ابتدایی مقاله باید به طور مختصر و مجمل تا اندازه ای ارتباط بین مقوله های مذکور بررسی شود.

در راس نظام بینشی مبتنی بر آموزه های اسلامی مسئله توحید و خداشناسی قرار دارد، به گونه ای که تمامی بایدها و نبایدها و مسائل مختلف مطرح در این نظام محصول یک نگرش توحیدی اند، و این سخن برای کسی که اندک تاملی در متون دینی داشته واضح و مبرهن است. در این نظام بینشی که توحید و خداشناسی مرکز و قلب آن است، دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی مطرح میباشد که ثمره نگاه صحیح و کامل توحیدی است. به عبارت دیگر؛ زمانی شناخت صحیح و بدور از خطا و اشتباه در این دو حوزه میسر میشود که شناخت ما در مسئله توحید و خداشناسی ، شناختی صحیح و عاری از خطا و اشتباه باشد. در واقع میتوان ادعا کرد که تعاریف غلط و ناصوابی که در دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی از صدر اسلام و به ویژه بعد از رحلت پیامبر تا کنون شکل گرفته و بعضا انحرافات بزرگی را در اسلام پدید آورده، محصول عدم شناخت و درک صحیح در مسئله توحید و خداشناسی بوده است. از این رو باید درک درست از مقوله توحید را شالوده ی اصلی اسلام شناسی و ولایت شناسی صحیح دانست[۱]. ثمره درک صحیح در دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی؛ معرفت و شناختی درست و نیز تعاریفی صحیح در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی خواهد بود. چرا که تعاریف هر فرد در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی متوقف است بر ایدئولوژی و مکتب فکری وی. بدیهی است که تعریف اندیشمند مسلمان در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی با اندیشمند مسیحی تفاوت های بنیادینی دارد، و نیز اینگونه است تعریف اندیشمند مسیحی نسبت به یهودی و تعاریف اینان نسبت به متریالیسم و غیره … ادامه خواندن نگاهی به ریشه های نظری مولفه های گفتمان مقاومت

به مناسبت سخنرانی مقام معظم رهبری در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه؛ «ضرورت تشکیل جبهه واحد مقاومت»

کلید واژه مقاومت از جمله واژگان کلیدی است که در منظومه فکری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و هست. این کلید واژه که یک مفهوم اسلامی محسوب میشود و بستر قرآنی، روایی دارد دارای محورهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و …. میباشد که یکی از مصادیق و محورهای بسیار مهم و استراتژیکی آن قضیه فلسطین و مقاومت گروههای مبارز آن است. اهمیت بالای مسئله فلسطین آن را بصورت اولویت اول جهان اسلام در آورده است که البته امروز این اولویت ویژه از جانب محافل و ائتلافات بیگانه و دشمن مورد تهاجمات مختلف است، از جمله بوجود آوردن تشنجات منطقه ای برای فراموشی یا حداقل تبدیل این اولویت ویژه به مسئله ای دسته چندمی و در حاشیه و یا ایجاد شبهات پیرامون موفقیت یا عدم موفقیت مقاومت، که مقام معظم رهبری در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه بدان اشاره فرمودند: «مهم‌ترین دستاورد مقاومت، ایجاد مانع اساسی در برابر پروژه‌های صهیونیستی است. در تحمیل یک جنگ فرسایشی به دشمن است، یعنی توانسته برنامه‌ی اصلی رژیم صهیونیستی را که سیطره بر کلِّ منطقه بود، به شکست بکشاند»[۱]. اما آنچه که به نظر میرسد جامعه اسلامی را در رساندن به تحقق کامل مفهوم مقاومت در تمام عرصه های مفروضش عموما، و در تحقق آرمان فلسطین خصوصا، یاری میکند تشکیل یک جبهه واحد مقاومت است که در ادامه ضرورت این مهم را بررسی میکنیم.

*ضرورت تشکیل جبهه واحد مقاومت  :

آنچه که ایمان را میپروراند و به کمال مى‏رساند، فرهنگ مقاومت است. مقاومت و در یک بعد بالاتر، تشکیل جبهه مقاومت همانگونه که احتیاج به وحدت و اتحاد امت اسلامی دارد به همان اندازه نیز متوقف بر ارتقاء فرهنگ مقاومت و ایثار است. قرآن کریم در رابطه با مفهوم مقاومت میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ [۲]؛ همانا کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست، پس (بر این عقیده) مقاومت نمودند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند (و مى‏گویند:) نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به بهشتى که پى در پى وعده داده مى‏شدید». خداوند در این آیه دو نوع پاداش را برای مقاومت مومنان قرار داده، جایزه دنیایی مقاومت اسلامی این است که: مقاومتِ در راه حقّ، هم خوف از آینده را برطرف مى‌‏کند (أَلَّا تَخافُوا) و هم حزن و اندوه نسبت به گذشته را (لا تَحْزَنُوا)، مهم‌ترین جایزه دین در دنیا، رسیدن به بالاترین مراتب آرامش است. آرامشی که هم گذشته و هم آینده انسان را در بر می‌گیرد. و جایزه اخروی مقاومت اسلامی بهشتی که نتیجه مقاومت در برابر باطل است.[۳] علامه در المیزان در رابطه با مفهوم شناسی واژه استقامت میفرماید: استقامت در هر امرى به معناى ثابت قدم بودن در حفظ آن و در اداى حق آن بطور تمام و کامل است. استقامت انسان عبارت است از پایدارى به تمام قوا و ارکان در برابر وظایفى که به وى روى مى‏آورد، بطورى که کمترین نیرو و استطاعتش نسبت به آن وظیفه عاطل و بى اثر نماند.[۴] ادامه خواندن به مناسبت سخنرانی مقام معظم رهبری در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه؛ «ضرورت تشکیل جبهه واحد مقاومت»

مولفه های مقاومت در منظومه فکری مقام معظم رهبری

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری الهی امام خمینی مسئله مقاومت تبدیل به یک گفتمان شد و در برابر گفتمانهای رایج و موجود زمانش، یعنی گفتمان کمونیسم و گفتمان لیبرالیسم ایستاد و خط گفتمانی کمونیسم – لیبرالیسم را تبدیل به مثلثی کرد که هر کدام از آن گفتمانها یک سر ضلعش را تشکیل میدادند. اما دیری نپایید که با فروپاشی بلوک شرق و از بین رفتن گفتمان کمونیسم، آن مثلث دوباره شکل خطی به خود گرفت با این تفاوت که این بار طرف مقابل گفتمان لیبرالیسم در این خطِ گفتمانی جهانی، گفتمان مقاومت با محوریت انقلاب اسلامی بود. ۲۲۲۲۲۲۲۲۲۲۲

                                                                                                                          ادامه خواندن مولفه های مقاومت در منظومه فکری مقام معظم رهبری

چهار شاخص اربعین در بیانات امام خامنه ای

بسم الله الرحمان الرحیم

اربعین حسینی خود یک دانشگاه است، دانشگاهی از جنس مکتب عاشورا با این تفاوت که در عاشورا جهاد با سیف به نمایش گذاشته شد و در اربعین جهاد فکری و فرهنگی. دانشگاهی که در آن مشق ایستادگی، مقاومت، حقگرائی، حقیقت گویی، روشن گری، حفظ آرمانها و ارزشها، یاد شهداء و اکابر و … میکنند. دانشگاهی از سنخ کار هیاتی آکادمیک که در نوع خود بی نظیر است و جا دارد که حوزه و دانشگاه این مکتب بی رقیب را به گونه ای محققانه و تحلیل محور مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و آن را در مسیر تمدن سازی مبنای نظریه پردازی و آینه ای برای عملگرایی خویش قرار دهد. این مختصر قصد دارد که چهار شاخص از شاخصه های اربعین را با توجه به فرمایشات حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی) بطور کوتاه و خلاصه در منظر خواننده قرار دهد.

  • مراسم اربعین جزء شعائرالله است

در فرمایشات معظم له اربعین حسینی از مصادیق شعائرالله است: «این کسانی که این راه را طی کردند و این حرکت عاشقانه را و مؤمنانه را دارند انجام میدهند، واقعاً دارند حسنه‌ای را انجام میدهند. این یک شعار بزرگ است، لا تُحِلّوا شَعائِرَ الله،[۱]این بلاشک جزو شعائرالله است. جا دارد که امثال بنده که محرومیم از این‌جور حرکتها عرض بکنیم که (یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً) »[۲] لذا زائرینی که مفتخر به شرکت در این مراسم و فیض الهی میشوند همواره باید این مهم را به یاد داشته باشند که ایشان توفیق حفظ یکی از شعائرالله را پیدا کرده اند که این خود رسالتی مهم و قطعا در پیشگاه حق متعال اجری بزرگ دارد. التفات به این مهم وقتی به نحو احسن رخ مینمایاند که به تبلیغات وسیع و همه جانبه و بودجه های کلانی که عیادی استکبار بر ضد مکتب عاشورا خرج کرده اند آگاه شویم که یک نمونه آن در زمان حاضر، حوادث عاشورای ۸۸بود که البته با درایت و تیزبینی و بصیرت مردم سیلی محکمی دریافت کرد. ادامه خواندن چهار شاخص اربعین در بیانات امام خامنه ای

نسبت حوزه با نظام اسلامی در اندیشه رهبری

*مقدمه:

السلام علیک ایتها السیده یافاطمه المعصومه

بی تردید نقش حضرت معصومه در عظمت و جایگاه قم نقشی بی بدیل است. حضور ایشان در این شهر چنان حیاتی بدان دیار بخشید که موجب گردید قم بعنوان مرکز اصلی معارف اهل بیت تبدیل گردد و امروز هم قلبی فعال در پمپاژ معارف اسلامی در پیکره جهان اسلام باشد. حوزه علمیه امروز مدیون همین حضور حیات بخش است. و بواسطه اینچنین حوزه ای بزرگان بسیاری رشد کردند که همچون ستارگانی در آسمان تشیع میدرخشند. و امروز به برکت انقلاب اسلامی که خود ثمره علمی، اجتهادی، بصیرت دهی و آگاهی بخشی و مبارزاتی حوزه و بزرگان آن و در راس آنان حضرت امام خمینی(ره) است، حوزه علمیه از هر دوران دیگری موثرتر و دارای موقعیت حساستری میباشد. لذا از این رو اهمیت بحث نسبت حوزه و روحانیت با نظام اسلامی روشن میشود چراکه به تعبیر مقام معظم رهبری: «حوزه علمیه بخصوص حوزه قم در هیچ دوره ای از تاریخ خود به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته است….امروز حوزه علمیه قم که در قله حوزه های علمیه قرار دارد یک چنین موقعیت حساسی را داراست…. حوزه علمیه بخصوص حوزه قم مادر این نظام است، بوجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادرچگونه میتواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند…»[۱] « اگر روحانیت نبود شما بدانید این نظام تشکیل نمیشد، این انقلاب پیروز نمیشد، تا صد سال دیگر هم پیروز نمیشد»[۲]. ادامه خواندن نسبت حوزه با نظام اسلامی در اندیشه رهبری

دستان بسته ای که پیام غیرت و استقامت داد

چیزی در حدود یک ماه پیش خبر کشف پیکر پاک ۱۷۵ شهید غواص که با دستان بسته به شهادت رسیده بودند، انفجاری در افکار عمومی و رسانه‌‌های ایرانی به وجود آورد و ابراز احساسات بی‌شمار و شگفت‌انگیز ایرانیان به شهدای وطن، اتفاقات بی‌سابقه‌ای به وجود آورد. مراسم تشییع پیکر پاک ۲۷۰ شهید تازه تفحص‌شده در میدان بهارستان انجام شد و یکی از بزرگترین گردهمایی‌های آرمانخواهانه ایرانی را در خیابان‌های جنوب شرقی تهران برپا کرد تا همه با هم یکصدا بگویند که این عزیزان در کنار دریای آب، نه تنها آب بلکه راه نفس خود را هم تحریم کردند تا عزت و اقتدار ملت ایران حفظ گردد و امروز کسانی که با قدری کم آبی خود را ذلیلانه ته حوضچه تحریم  مقابل دشمن می اندازند، باید در راه و افکار خود تجدید نظر کنند. و شاید آمدن آنها در آستانه آغاز ماه مبارک رمضان، ماه استقامت، خود پیامی دیگر برای ملت و دولتمردان باشد. شاید خداوند میخواهد با این تلاقی به ما درسی بدهد. درسی از نوع آزادگی، استقامت و زیر بار ذلت نرفتن. درسی که استاد آن مولایمان حسین است که بدن پاکش را زیر تیغه ی شمشیر قرار داد تا زیر تیغه تحقیر قرار نگیرد. و امروز امام امت چه زیبا و پرمعنا پیام خود را دادند و فرمودند: «صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند و صلوات و تحیات خدا بر شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش‌نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره‌های معنوی ملت را با شکوهی هر چه تمام‌تر در کشور برافراشتند.
سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم‌دیده‌ی شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده‌ی شما. سلام بر شما که بار دیگر فضای زندگی را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید. و سپاس بی‌پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه‌های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردید‌ناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می‌فرماید و غبارها را می‌زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت‌پذیر که خطاب لطیف الهی را به‌درستی می‌شناسید و می‌نیوشید و پاسخ می‌گویید. حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه‌های به‌میهن‌بازگشته یکی از به‌یادماندنی‌ترین حوادث انقلاب است. رحمت خدا بر شما.
و سپاس بی‌حد از خدای مالک دلها و سلام بی‌پایان بر حضرت بقیهالله روحی‌فداه که صاحب این ثروت عظیم است. والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
سیّد علی خامنه‌ای
۲۶ خرداد ۱۳۹۴»

ساده‌زیستی؛ شاخصه‌ی مهم رهبری امام خمینی

 

 

از دیرباز تأثیر نوع زندگی حاکمان بر مردم بسیار پررنگ و قابل تأمل بوده است. بسته به نوع حکومت موجود، انتظارات مردم از حاکمان نیز متغیر است. با این حال، در برخی موارد، نگاه مشترکی وجود دارد. به‌طور مثال، در میان تمامی حکومت‌های گذشته و حال جهان، نوع زندگی حاکمان، که شامل تجمل‌گرایی و ساده‌زیستی است، مورد رصد مردم قرار می‌گیرد. طبیعتاً اسلام و حکومت‌های که پس از گسترش اسلام در سرزمین‌های اسلامی شکل گرفت، از این مسئله مستثنا نیستند.

 

اسلام دینی برپایه‌ی برابری و برادری است و از این حیث، هیچ تفاوتی بین رهبر جامعه و مردم عادی قائل نمی‌شود. جدای از این قاعده‌ی عرفی و شرعی، در اسلام با نگاهی به زندگی پیامبر اسلام (ص) و ائمه (ع)، به اصل ساده‌زیستی در زندگی ایشان برخورد خواهیم کرد. در نگاه اسلام، ساده‌زیستی یک ارزش معنوی به حساب می‌آید. پیشوایان تمامی ادیان، ساده‌زیستی و قناعت را ارزشی والا دانسته و افراد ساده‌زیست را می‌ستودند.

 

این اصل در میان تمامی پیامبران هرکدام به‌شکلی وجود داشته است. با این حال، پیامبر اسلام (ص) نمونه‌ی اعلای ساده‌زیستی در میان تمامی پیامبران به‌شمار می‌رفت که این مسئله یکی از مهم‌ترین دلایل در پذیرش اسلام از سوی بسیاری از فقرا و ضعفا بود. حضرت علی (ع) در توصیف پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند: «برای تو کافی است که رسول خدا را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی‌ها و عیب‌های دنیا و بسیاری خواری و زشتی‌های آن باشد؛ چه اینکه دلبستگی‌های آن از او گرفته شده و برای غیر او گسترده شده است، از نوش آن نخورد و از زیورهایش بهره نبرد.»[۱]

 

حضرت علی (ع) در ادامه و در خصوص ساده‌زیستی پیامبر اسلام می‌فرمایند: «پیامبر (ص) روی زمین غذا می‌خورد و همچون بندگان می‌نشست و به دست خود کفشش را پینه می‌زد و جامه‌ی خود را وصله می‌کرد و بر الاغ بی‌پالان سوار می‌شد و دیگری را در کنار خود سوار می‌کرد.»[۲]

 

این در حالی بود که پیامبر اسلام پس از فتح مکه به‌عنوان رهبر تمامی سرزمین عربستان، جایگاه بسیار والایی داشتند، ولی برخلاف سنت زندگی پادشاهان، ساده‌زیستی و قناعت را پیشه کردند. همچنین با نگاهی به زندگی حضرت علی (ع) به‌عنوان اولین امام شیعیان و به‌عنوان خلیفه‌ی مسلمین، به اصل ساده‌زیستی در زندگی ایشان آگاه خواهیم شد. به‌عنوان نمونه، ایشان می‌فرمایند: «به خدا سوگند، این جامه‌ی پشمین خود را آن‌قدر وصله کرده‌ام که از وصله کردن دوباره‌ی آن شرم دارم.»[۳]

 

با توجه به اسناد موجود، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ساله‌ی شاهنشاهی بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار هزینه برداشته است. این هزینه‌های سرسام‌آور در حالی انجام گرفت که بسیاری از مردم روستاهای ایران نان شب خود را نیز نداشتند و با سختی زندگی را سپری می‌کردند.

 

موارد بسیاری از این قبیل را می‌توان در زندگی تمامی امامان شیعه ذکر کرد. نکته‌ی قابل تأمل در این است که ایشان به‌عنوان رهبران جامعه‌ی خود یا حداقل قشر عظیمی از پیروان مذهب تشیع به‌شمار می‌رفتند و اگر می‌خواستند به شیوه‌ی سایر خلفا و پادشاهان زندگی کنند، با هیچ‌گونه کمبودی مواجه نبودند. نوع زندگی و ساده‌زیستی پیامبر اسلام (ص) و ائمه به‌صورت یک الگو در جامعه‌ی اسلامی ارائه شد. هرچند که پس از ایشان، عمده‌ی حاکمان جوامع اسلامی نتوانستند به این شیوه عمل کنند؛ اگرچه در رهبری جمهوری اسلامی، سبک ساده‌ی زندگی به‌عنوان معیاری برای ارائه‌ی الگوی اسلام ناب محمدی مورد توجه قرار گرفت.

بر این اساس، اگر بخواهیم در تاریخ اسلام نمونه‌ای ذکر کنیم که تلاش نموده تا به سبک ائمه‌ی اطهار عمل کند و ساده‌زیستی را معیار خود در زندگی قرار دهد، بدون تردید، باید از بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (ره) نام ببریم.

 

با نگاهی به زندگی پادشاهان در ایران، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام (که به حکومت طاهریان در خراسان برمی‌گردد)، با قاطعیت می‌توان عنوان کرد که زندگی اشرافی در میان تمامی این حاکمان وجود داشته و فقط در زندگی برخی از این حکام با شدت کمتری دنبال می‌شده است. زندگی اشرافی حکام، اولین دلیل برای فاصله گرفتن حاکم از مردم و عدم درک خواسته‌های ایشان بوده است.[۴]

 

جدای از ظلم و ستمی که از سوی حکام به مردم روا داشته می‌شد، اکثر مالیات‌ها و مخارجی که از جانب مردم صورت می‌گرفت، برای ساخت کاخ‌های حاکمان هزینه می‌شد. در کنار آن، فروش منابع و سرزمین‌های کشور به ملل مختلف، که به‌عنوان سرمایه‌ی ملی و حق تمامی مردم کشور از آن یاد می‌شود، صرف هزینه‌های شخصی می‌شد. در تاریخ ما، این رویکرد در دوران قاجار به‌شکل مستقیم و آشکار و در دوره‌ی پهلوی اول و دوم به‌شکل نسبتاً غیرمستقیم پیگیری می‌شد که در مجموع، موجب فاصله گرفتن مردم از حکام در ایران شده است.[۵]

 

دلایل متعددی در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ در ایران دخیل بوده است که می‌توان آن‌ها را در زیر چارچوب زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی طبقه‌بندی نمود. اگرچه محدودیت‌های سیاسی که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از سوی دربار پهلوی بر فعالان سیاسی و مردم عادی اعمال می‌شد، نقش مهمی در بروز اعتراضات و در نهایت، انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد، ولی به نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل را باید فاصله گرفتن شخص شاه و دربار وی از مردم عنوان کرد. این مسئله خود ناشی از بروز عوامل دیگری بود. مهم‌ترین این عوامل را می‌توان در شرایط سخت اقتصادی برای مردم، عدم رعایت آموزه‌های اسلام، فساد حاکم بر دربار و کابینه‌هایی که یکی پس از دیگری و به‌صورت فرمایشی روی کار می‌آمدند و همچنین تجمل‌گرایی بیش از حد شاه پهلوی خلاصه کرد.

 

فساد حاکم بر این حکومت موجب شده بود که بسیاری از منابع درآمد کشور از جمله صادرات نفت، بسیاری از کارخانه‌ها، بانک‌ها و مؤسسات به‌صورت انحصاری در اختیار شخص شاه و دربار قرار گیرد و صرف تجملات و عیاشی‌ها شود. این در حالی بود که بین سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ به دلیل کاهش قیمت نفت به‌عنوان مهم‌ترین منبع درآمد کشور، شرایط بسیار بد اقتصادی در جامعه به وجود آمده بود و بسیاری از کارخانجات خصوصی رو به تعطیلی نهاده و مردم فشار اقتصادی زیادی را تحمل می‌کردند.

 

با شروع جنگ میان کشورهای عربی و اسرائیل، قیمت نفت افزایش پیدا کرد و درآمد فروش نفت حدود سه برابر شد. با این حال، این سرازیری ثروت به کشور، تغییر ملموسی در زندگی مردم ایجاد نکرد و تقریباً تمامی این درآمدها صرف خودسری‌های استبدادی شاه، جشن‌های ۲۵۰۰ساله‌ی دربار و هزینه‌های خاندان سلطنتی شد.[۶]

 

شاه که از چندین سال قبل در تدارک برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ساله‌ی شاهنشاهی بود، حال با سرازیری پول‌های هنگفت ناشی از فروش نفت، آرزوی دیرین خود را در حال تحقق می‌دید. با توجه به اسناد موجود، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ساله‌ی شاهنشاهی بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار هزینه برداشته است. این هزینه‌های سرسام‌آور در حالی انجام گرفت که بسیاری از مردم روستاهای ایران نان شب خود را نیز نداشتند و با سختی زندگی را سپری می‌کردند. جدای از این‌ها، بسیاری از کارخانجات تولیدی که وابسته به بخش خصوصی بود، تعطیل شده و ایران با اقتصادی رو به زوال مواجه بود.[۷]

 

همواره از سوی مسئولین به ایشان اصرار می‌شد که وسایل منزل را تغییر دهند و آن‌ها را نو کنند، ولی حضرت امام (ره) با اعلام مخالفت خود، بیان می‌کردند وقتی مستضعفین این مملکت حتی نان شب خود را ندارند، من چگونه می‌توانم آنان را نادیده بگیرم و متفاوت از آن‌ها زندگی کنم.

 

خوش‌گذرانی‌ها و ولخرجی‌های بیش از پیش دربار پهلوی، در کنار سانسور اطلاعات، فشارهای سیاسی و عدم توجه به قوانین اسلامی از سوی دربار و مسئولین حکومت پهلوی، موجب فاصله گرفتن مردم از آن‌ها و شکل‌گیری تظاهرات و اعتراض‌ها در سراسر ایران شد که در این میان، وجود رهبری حضرت امام (ره) این اعتراضات را سازمان‌دهی و هدفمند کرد و در نهایت، منجر به انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شد.

 

با نگاهی گذرا به زندگی حضرت امام خمینی (ره)، چه قبل از دوران رهبری جمهوری اسلامی که عمدتاً در تبعید سپری شد و چه پس از استقرار نظام سیاسی جدید، متوجه عدم تفاوت میان آن دو خواهیم شد. وجود ویژگی‌های مثبت متعدد در شخصیت ایشان، از جمله روحانی بودن، کاریزمای رهبری، صداقت، تبلیغ دین و ساده‌زیستی موجب شد مردم ایران ایشان را به‌عنوان رهبر خود در زمان اعتراضات برضد رژیم پهلوی و نیز پس از پیروزی انقلاب برگزینند.

 

در واقع یکی از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی حضرت امام خمینی (ره)، ساده‌زیستی ایشان است. این ساده‌زیستی هم در بحث معاش، نوع پوشش و محل زندگی وجود داشت و هم در برخورد با مردم جلوه‌گر می‌شد. حضرت امام (ره) در تمام طول عمر خود، دست از ساده‌زیستی برنداشتند و همین امر یکی از دلایل مهم در موفقیت ایشان در مبارزات مستمر علیه حکومت پهلوی بوده است.

 

بررسی زندگی ایشان به‌صورت جزئی‌تر در این نوشتار ممکن نیست، اما ذکر دو نمونه برای بیان آن می‌تواند به روشن‌تر شدن این واقعیت اشاره کند. رهبر انقلاب، در تمام طول زندگی خود هیچ‌گاه خانه‌ای بزرگ برای خود فراهم نکردند و حتی حسینیه‌ای که محل دیدارهای ایشان با مردم و مسئولین بود، به همان صورت کاهگلی باقی ماند و ایشان نخواستند که از هزینه‌ی بیت‌المال برای رنگ و گچ‌کاری آن استفاده شود. با اینکه همواره از سوی مسئولین به ایشان اصرار می‌شد که وسایل منزل را تغییر دهند و آن‌ها را نو کنند، ولی حضرت امام (ره) با اعلام مخالفت خود، بیان می‌کردند وقتی مستضعفین این مملکت حتی نان شب خود را ندارند، من چگونه می‌توانم آنان را نادیده بگیرم و متفاوت از آن‌ها زندگی کنم.[۸]

 

اگرچه زندگی امام پیش از انقلاب نیز مبتنی بر ساده‌زیستی بود، ولی مردم پس از پیروزی انقلاب بیشتر با شخصیت و منش ایشان آشنا شدند. حضرت امام (ره) همواره اعلام می‌کردند جمهوری اسلامی حکومت پابرهنگان است و تلاش می‌کردند زندگی ایشان را بهبود بخشند. این نظرات از همان سخنرانی آغازین در بهشت زهرا شروع شد و تا زمان فوت ایشان ادامه پیدا کرد. در واقع تمام دغدغه‌ی ایشان یکی اجرای قوانین اسلامی و دیگری توجه به زندگی مستضعفین و تلاش برای بهبود زندگی ایشان بود.

 

ساده‌زیستی که هم در زندگی و هم در زبان امام دیده می‌شد، شاید مهم‌ترین وجه از شخصیت ایشان بود. حضرت امام (ره) همواره به تمام مسئولین کشور گوشزد می‌کردند که مبادا از شانه‌های مردم بالا رفته و با کوخ‌های مردم کاخ بسازید. ایشان ساده‌زیستی و تلاش را مهم‌ترین ویژگی برای مسئولین می‌دانستند و به آن‌ها گوشزد می‌کردند که یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب ساده‌زیستی و تلاش مردم برای پیشرفت کشور می‌شود، بی‌پیرایه بودن زندگی رهبران و مسئولین نظام است، زیرا مردم همیشه از زندگی مسئولین و رهبران خود الگوبرداری می‌کنند.[۹] همچنان‌که حضرت علی (ع) برآن بودند که «مردم به حاکمان خود شبیه‌ترند تا به پدرانشان.»[۱۰] از این رو، از نظر امام خمینی، مسئولین در کنار ساده‌زیستی، باید تمام توان خود را برای آسایش و رفاه مردم و نیازمندان به کار گیرند، زیرا این حکومت به‌وسیله‌ی همین مردم شکل گرفته و بدون حمایت آن‌ها نیز ادامه نخواهد یافت.

 

پی‌نوشت‌ها

[۱]. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، خطبه‌ی ۱۶۰٫

[۲]. همان.

[۳]. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۶۰٫

[۴]. مقدمه‌ی ابن‌خلدون، ج ۱، ص ۳۲۰٫

[۵]. یرواند ابراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص ۳۷۸٫

[۶]. اسدالله علم، یادداشت‌های علم، جلد سوم، چاپ اول، تهران، کتابسرا، ۱۳۷۷، ص ۴۶٫

[۷]. بزم اهریمن، برگزاری جشن‌های دوهزاروپانصدساله‌ی شاهنشاهی به روایت اسناد ساواک، جلد اول، چاپ اول، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۷، ص ۲۶٫

[۸]. حمید روحانی، نهضت امام خمینی، جلد سوم، چاپ اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۹۷۷-۹۷۹٫

[۹]. امام خمینی (ره)، صحیفه‌ی نور، جلد اول، ص ۲۰۶٫

[۱۰]. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۶۰٫

منبع: برهان نیوز