نگاهی به ریشه های نظری مولفه های گفتمان مقاومت

بسم الله الرحمان الرحیم

با سیری در منظومه فکری مقام معظم رهبری به این نکته میرسیم که کلید واژه مقاومت از جمله واژگان کلیدی است که در این منظومه فکری از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و هست.  ایشان در طی سالهای گذشته تا کنون درباره‌ گفتمان مقاومت و فرهنگ آن بیانات ارزشمندی داشته‌اند و تعدادی از مولفه های ایجابی و سلبی این گفتمان اصیل را ذکر فرموده اند که قبلا بطور اجمالی در دو مقاله بدانها پرداختیم. در نوشتار پیش رو هدف این است که ریشه های فکری و نظری دو مولفه ی وحدت کلمه و تشکیل جبهه واحد مقاومت که از مولفه های گفتمان مقاومت اند، در بستر دین تا اندازه ای بررسی و تبیین شود. به بیان دیگر پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از اینکه: اتحاد و وحدت کلمه و نیز مسئله جبهه واحد مقاومت در چه بستر و فضای فکری و اندیشه ای تولید شده و ریشه های دینی و نظری آنها چیست؟ در این نوشتار قصد بر این نیست که بسترهای فکری مقام معظم رهبری در این مفاهیم واکاوی شود بلکه هدف، صرفا بررسی ریشه های فکری این مفاهیم – با توجه به اهمیت بالای مسئله –  در بستر دین میباشد، گرچه که خواننده در پایان این همانی ریشه های مذکور را با بسترهای فکری مقام معظم رهبری نتیجه گیری کند.

برای پاسخ به پرسش فوق ابتدا لازم است بیان شود که بین مقوله های خداشناسی، اسلام شناسی، ولایت شناسی، جهان بینی، انسان شناسی و جامعه مطلوب به همراه مولفه های آن جامعه، ارتباطی تنگاتنگ و گسست ناپذیر وجود دارد، به نحوی که تحقق جامعه مطلوب – که بحث گفتمان مقاومت و مولفه های آن، بخشی از مولفه های جامعه مطلوبند- محصول این ارتباط تنگاتنگ و زنجیره واراند. برای تبیین پرسش ابتدایی مقاله باید به طور مختصر و مجمل تا اندازه ای ارتباط بین مقوله های مذکور بررسی شود.

در راس نظام بینشی مبتنی بر آموزه های اسلامی مسئله توحید و خداشناسی قرار دارد، به گونه ای که تمامی بایدها و نبایدها و مسائل مختلف مطرح در این نظام محصول یک نگرش توحیدی اند، و این سخن برای کسی که اندک تاملی در متون دینی داشته واضح و مبرهن است. در این نظام بینشی که توحید و خداشناسی مرکز و قلب آن است، دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی مطرح میباشد که ثمره نگاه صحیح و کامل توحیدی است. به عبارت دیگر؛ زمانی شناخت صحیح و بدور از خطا و اشتباه در این دو حوزه میسر میشود که شناخت ما در مسئله توحید و خداشناسی ، شناختی صحیح و عاری از خطا و اشتباه باشد. در واقع میتوان ادعا کرد که تعاریف غلط و ناصوابی که در دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی از صدر اسلام و به ویژه بعد از رحلت پیامبر تا کنون شکل گرفته و بعضا انحرافات بزرگی را در اسلام پدید آورده، محصول عدم شناخت و درک صحیح در مسئله توحید و خداشناسی بوده است. از این رو باید درک درست از مقوله توحید را شالوده ی اصلی اسلام شناسی و ولایت شناسی صحیح دانست[۱]. ثمره درک صحیح در دو حوزه اسلام شناسی و ولایت شناسی؛ معرفت و شناختی درست و نیز تعاریفی صحیح در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی خواهد بود. چرا که تعاریف هر فرد در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی متوقف است بر ایدئولوژی و مکتب فکری وی. بدیهی است که تعریف اندیشمند مسلمان در دو مقوله جهان بینی و انسان شناسی با اندیشمند مسیحی تفاوت های بنیادینی دارد، و نیز اینگونه است تعریف اندیشمند مسیحی نسبت به یهودی و تعاریف اینان نسبت به متریالیسم و غیره … ادامه خواندن نگاهی به ریشه های نظری مولفه های گفتمان مقاومت